شهادت امام رضا (ع)

شهادت امام رضا (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

طرح درس عالی برای شهادت امام رضا ع برای شما دوستان


هر کاری را باید با نام خدا آغاز کنیم   ***   پس همه با هم بسم الله الرحمن الرحیم


به نام خدایی که بر بندگان   ***      ببخشاید و بس بود مهربان


بچه ها سلام حال شما خوبه؟ الحمد لله برای سلامتی خودتون، امام زمان علیه السلام رهبر عزیزمون و پدر و مادرتون و معلماتون و ... صلوات بفرستید.
چند تا دایره رو از بالا به پایین روی تابلو می کشم شما باید به تعداد دایره ها به سوالات من جواب بدید تا دایره ها پر بشن.
 
1-    پیامبری که در شکم ماهی یا نهنگ زندگی کرد.(یونس)


2-  کاملترین دین ؟(اسلام) (مربی توضیح دهد)


3-    یکی از اصول مذهب که معنای فرستادن پیشوایان دینی می باشد.(امامت)
4-  لقب امام حسن علیه السلام.(مجتبی)
5-    قبل از فردا؟ (امروز)
6-    شهادت این عالم را روز معلم نامیده اند؟(مطهری)
7-    به شخصی که در غیاب امام زمان جامعه را هدایت می کند؟(رهبر)
 
8-    به شخصی که ضمانت می کند گفته می شود؟(ضامن)
9-    یکی از فروع دین به معنای وادار کردن مردم جامعه به کارهای خوب و واجب.(امر به معروف)
 
 

تبصره: مربی می تواند سوالات را عوض کند و رمز را یا ضامن آهو قرار دهد.
سوالات پیشنهادی برای رمز (یا ضامن آهو)

 


1-    سوال بالا.(یونس)
2-    سوال بالا.(اسلام)
3-    به معنای میهمانی(ضیافت)
4-    سوال بالا.(امامت)
5-    سوال بالا.(مجتبی)
6-    کلید بهشت.(نماز)
7-    نام مادر پیامبر گرامی اسلام.(آمنه)
8-    سوره ای که پیامبر فرمودند مرا پیر کرد.(هود)
9-    ضد تفرقه.(وحدت)


خب آفرین به شما که خیلی خوب توانستید به سوالات من جواب بدهید.


بچه ها به نظر شما اگر حرف اول کلمات رو به هم وصل کنیم، چه کلمه ای به دست می آید؟


بله آفرین «یا امام رضا» یا «یا ضامن آهو»


بچه ها امام رضا علیه السلام امام جندم ماست؟ بله درسته امام هشتم همونطور که اگر هر دایره رو به هم وصل کنیم 8 به دست می آید.


این ایام ، ایام شهادت امام حسن و پیامبر و امام رضا علیه السلام هست.خیلی از شما حرم امام رضا علیه السلام رفتید خیلی با صفاست.کبوتر های حرم امام رضا خیلی قشنگند، هر کسی

نرفته ایشالا قسمتش بشود با خانواده برود زیارت امام رضا.همه بلند بگین.الهی آمین.


بله بچه ها امام هشتم ما امام رضا علیه السلام به دستور خلیفه وقت مامون از مدینه به اجبار به طرف مرو حرکت کرد در طول 3 سال سکونت امام در ایران شیعیان از وجودش بهره های

فراوان بردند.امام رضا علیه السلام، فضایل اخلاقی فراوانی دارد به طوری که خود مامون که دشمن حضرت بود پس از ورود حضرت به مرو وقتی به دیدار امام آمد رو کرد به جمعیت و گفت : من در آل عباس و آل علی تامل کردم و هیچ کس را در روی زمین داناتر از حضرت رضا نمی دانم.


تذکر : مربی می تواند به بچه ها توضیح دهد که اگر ما بچه های خوبی باشیم به پدر و مادر خود احترام بگذاریم، به نسبت به بزرگتر ها و دوستان و معلم ها و ... ادب را رعایت کنیم، دروغ نگوییم، مواظب زبان خود باشیم که فحش ندهیم اسراف نکنیم، درس بخوانیم و ... امام رضا علیه السلام از دست همه ما راضی خواهد بود و از خیلی افرادی که به زیارت امام رضا علیه السلام می روند در رفتار خود تغییری نمی دهند بهتر هستیم.


شعر (آخر به نامه)
حالا بچه ها کی دلش می خواهد با هم یک شعر درباره امام رضا بخوانیم.
(بهتر است مربی شعر را روی تابلو بنویسد تا همه به هم بخوانند.)


پنجره فولاد رضا      *      مریض رو شفا می ده


"""""""""""        *        برات کربلا می ده


"""""""""""        *      شیعه و سنی نداره


"""""""""""        *      بدها رم می ده


(امام رضا؛ امام رضا) (4 بار)


خوب یا بدم زشت یا زیبا       رونده شدم از همه جا


جون همون کبوتر است          به من نگو اینجا نیا


اینجا نیام کجا   برم              در خونه کی برم


یه بار دیگه راهم بده              در خونت صاحب کرم


(امام رضا، امام رضا 4بار)
در صورت بودن وقت


مربی می تواند کلمات، (شاد، آمرزش، سپاس، صبر، گذشت) را روی تابلو یا کارت بنویسید وبه دانش آموزان درباره این کلمات که قسمتی از روایت از امام رضا علیه السلام می باشد، را توضیح دهید.


این پنج کلمه بخشی از سخن امام رضا علیه السلام است که در جواب شخصی از ایشان پرسید: بهترین بندگان کدام اند؟ فرمود:


الف آنان که وقتی کار نیک کنند (شاد) شوند.


ب هرگاه کار بدی انجام دهند از درگاه الهی (آمرزش) بخواهند.


ج: هر گاه نعمتی به آنها عطا شد (سپاس) گویند.


د : وقتی که بلا و نعمتی به آنها رسید (صبر) نمایند.


ه : و هنگامی که خشمگین شدند (گذشت)  کنند.


تذکر: مربی می تواند درباره هر یک از این موارد توضیحات مختصری ارائه دهد.
سپاس » شکر نعمات الهی (اگر یکی از انگشتان نباشد خیلی از کار را نمی توانستیم انجام دهیم.)
اجرای مسابقه : بستن دکمه بدون استفاده از انگشت شست.


جدول : 3 رمز : محمد امین
 
1-    آن بهشتی را که قرآن می کند توصیف آن *** صاحب قرآن بگفتا زیر پای..... است.(مادر)


2-    اولین ماه قمری


3-    اگر آب نباشد یا ضرر داشته باشد می گوییم.


4-    پیامبری خوش صدا


5-    کلید بهشت


6-    آنچه زیر پای اسماعیل جوشید


7-    اولین پیامبر که با زیر دریایی مسافرت کرد.


8-    در زمان های قدیم نان را در آن می پختند.


 
جدول شماره 4 رمز : الگوی نمونه
 
1-    ..... مزرعه آخرت می باشد.


2-    ضد حرام- با حرام می آید که به معنای جایز است


3-    به معنای زیاد


4-    به هنگام بیماری مصرف می کنیم.


5-    یکی از فروع دین به معنای دوستی با دوستان خدا.


6-    یکی از پا کننده ها که اگر حرف اول آن را برداریم وسیله جنگی می شود.


7-    اگر آب نباشد یا ضرر داشته باشد به جای وضو انجام می دهیم.


8-    در سجده واجب است بر روی زمین باشد.


9-    به معنای دود است( یکی از سوره های قرآن)


10-    یکی از فروع دین که در یک ماه طول می کشد.
 
.......................................................................................................................................


چیستان و جمله سازی و تکرار جملات سخت:


تکرار جملات سخت:
1-    شیر می خورم سیر می شم، شیر می خورم سیر می شم..
2-    چه ژست زشتی
3-    کانال کولر تالار تونل
4-    افسر ارشد ارتش اتریش
5-    تاجر توچه تجارت کردی


معما
1-    بند پوتین چند تا سوراخ دارد؟( بند سوراخ ندارد)


2-    به کدام حیوان در قرآن تهمت زده شد؟(گرگ در داستان حضرت یوسف)


3-    در چه صورت در یک نماز چهار بار می توان تشهد خواند؟( وقتی به نماز جماعت دیر برسیم.)


4-    کدام کلید است که به هیچ دری نمی خورد و آن را بازی نمی کند؟(کلید برق)


5-    اتوبوس 40 مسافر داشت. در بین راه چهارده نفر پیاده کرد امّا در آخر کار مسافری نبود پیاده شود.چطور ممکن است؟(چهار >< 10 = 40 نفر)


6-    از یک رود خانه یخ زده چه طور دو نفری می توانند عبور کنند و از باغ میوه بچینند؟(در زمستان میوه نیست)


7-    شخصی گفت تخم مرغ را زدم زمین نشکست چطورمی شود؟(زمین نشکست،تخم مرغ شکست)

 

 

 

amooakhavan

عموروحانی حجت السلام امیر اخوان

آرامش ظاهری ، خلاقیت ،معمای انگشتر و...

 ره توشه نوجوانان سال 93 دفتر تبلیغات 

 204 صفحه طرح درس کامل تابستان با موضوعات مختلف ومسابقات فرهنگی و خلاقیت

ویژه مربیان حلقه های صالحین وکلاسهای تابستانی

مخاطب :نوجوان

جهت دانلود  پی دی اف کلیک کنید

 

غدیر مولایمان را چگونه تبلیغ کنیم

غدیرمولایمان را چگونه تبلیغ کنیم

غدیر مولایمان را چگونه تبلیغ کنیم؟

بارها شنیده ام و شنیده اید که آخرین سفیر الهی در آخرین سفر خود، مهمترین خطابه خود را ایراد نمود و در آن از جانب پروردگارش،
حضرت علی علیه السلام را به جانشینی خود برگزید، و نیز شنیده ایم در آن مهمترین کلامش، تکلیف امت خود را اینگونه فریاد کرد که:

" باید همه ی حاضران به غائبان و نیز همه ی پدران به فرزندانشان پیام غدیر را تا روز قیامت برسانند. "

آری غدیر را باید سینه به سینه و نسل به نسل تبلیغ کرد و اینک این مهم بر عهده ی من و شماست همچنان که روزگاری بر دوش پدرانمان بوده و فرداها نیز به دست فرزندانمان .

راهکارهای پیشنهادی زیر، اندکی از راهکارهای فراوان تبلیغ

برای عیـــــــــــــــــــد غدیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر است:

1- یک دانش آموز می تواند با توزیع یک پاکت شکلات مبلّغ غدیر باشد.
 
2- یک دانش آموز می تواند با تزئین کلاس مدرسه اش مبلّغ غدیر باشد.

3- یک راننده تاکسی می تواند با پذیرایی شکلات در ماشینش مبلّغ غدیر باشد.

4- یک مادر بزرگ می تواند با گفتن قصه های غدیری برای نوه هایش مبلّغ غدیر باشد.

5- یک امام جماعت مسجد می تواند با صحبت پیرامون غدیر مبلّغ غدیر باشد.

6- یک نمازگزار مسجد می تواند با پذیرایی از نمازگزاران مبلّغ غدیر باشد.

7- یک مادر می تواند با آماده کردن بهترین لباس های فرزندانش در غدیر مبلّغ غدیر باشد.

8- یک مادر می تواند با پختن غذای مورد علاقه فرزندانش در غدیر مبلّغ غدیر باشد.

9- یک مادر می تواند با پخش سرودهای شاد در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد.

10- یک مادر می تواند با گذشتن از خطاهای فرزندش به مناسب غدیر مبلّغ غدیر باشد.

11- یک پدر می تواند با تهیه هدیه برای فرزندانش مبلّغ غدیر باشد.

12- یک پدر بزرگ می تواند با ارسال پیام برای نوه هایش مبلّغ غدیر باشد.

13- یک مادربزرگ می تواند با دادن نذری در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد.

14- یک کاسب می تواند با تخفیف ویژه در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد.

15- یک دانشجو می تواند با هدیه کتاب و سی دی مرتبط با غدیر به اساتید و دوستان و نزدیکانش مبلّغ غدیر باشد.

16- یک معلم می تواند با برگزاری مسابقات مرتبط با غدیر در کلاسش مبلّغ غدیر باشد.

17- یک مدیرِ مدرسه می تواند با مسابقه تزئینات بین کلاس ها مبلّغ غدیر باشد.

18- یک پدر می تواند با تهیه هدیه برای فرزندانش در روز غدیر مبلّغ غدیر باشد.

19- یک دانش آموز می تواند با تهیه روزنامه دیواری با موضوع غدیر مبلّغ غدیر باشد.

20- یک دانش آموزمی تواند با آماده کردن دکلمه و قرائت در مجالس مبلّغ غدیر باشد.

21- یک استادِ دانشگاه می تواند با اختصاص دادن بخشی از کلاسش به غدیر مبلّغ غدیر باشد.

22- یک هیأت می تواند با برگزاری مراسم جشن با شکوه مبلّغ غدیر باشد.

23- یک هیأت می تواند با دیدار از سالمندان و اهداء هدیه مبلّغ غدیر باشد.

24- یک هیأت می تواند با ایجاد ایستگاه صلواتی مبلّغ غدیر باشد.

25- یک خانواده می تواند با دیدار از اقوام و سادات مبلّغ غدیر باشد.

26- یک پدر می تواند با خرید لباسِ نو برای خانواده اش مبلّغ غدیر باشد.

27- یک دانش آموز می تواند با اجرای مصاحبه با موضوع غدیر مبلّغ غدیر باشد.

28- یک فرد می تواند با عیدی روز غدیر به رفتگر محله اش مبلّغ غدیر باشد.

29- یک فرد می تواند با دادن هدیه به همسایگان محله اش مبلّغ غدیر باشد.

30- یک فرد می تواند با پخش یک جعبه شیرینی میان همسایه ها مبلغ غدیر باشد.

31- یک فرد می تواند با تزئین ماشینِ خود در ایام غدیر مبلّغ غدیر باشد.

32- یک فرد می تواند با تزئین درب منزل یا آپارتمان خود مبلّغ غدیر باشد.

33- یک فرد می تواند با دیدار از بیماران در بیمارستان در روز غدیر مبلّغ غدیر باشد.

34- یک فرد می تواند با ترویج آداب غدیر مبلّغ غدیر باشد.

35- یک فرد می تواند تهیه و گردآوری جدول با موضوع غدیر مبلّغ غدیر باشد.

36- یک فرد می تواند با طراحی کارت پستال با موضوع غدیر و پیام آن مبلّغ غدیر باشد.

37- یک فرد می تواند با ترویج فرهنگ عیدی دادن میان اقوام مبلّغ غدیر باشد.

38- یک مادر می تواند با پخش سرودهای غدیری در منزل مبلّغ غدیر باشد.

39- یک فرد می تواند با یک لبخند و شادباش غدیر مبلّغ غدیر باشد.

40- یک فرد می تواند با خواندن خطبه برادری میان دوستانش مبلّغ غدیر باشد.

... و هزار تا کار دیگه که مجال گفتنش نیست.
 
کانال محتوایی مربیان
amooakhavan@
 
amooakhavan.ir
 
09127482911
 

امام حسن مجتبی علیه السلام

میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی ع
مشخصات امام حسن مجتبی(ع)

• نام:حسن(ع)
• لقب:مجتبی(ع)
• کنیه:ابومحمد
• نام پدر:علی(ع)
• نام مادر:فاطمه(س)
• تاریخ ولادت:15رمضان
• سال ولادت:سوم هجری
• محل ولادت:مدینه
• مدت امامت:.10سال
• مدت عمرشریف:47 سال
• تاریخ شهادت:28صفر
• سال شهادت:50هجری
• محل شهادت:مدینه منوره
• سبب شهادت : به تحریک معاویه توسط همسرش جعده
• محل دفن :مدینه قبرستان بقیع
• تعداد فرزندان:8پسرو7دختر
• پادشاه زمان ولادت:یزدجرد
• خلیفه زمان شهادت:معاویه
منبع:کتابک عترت کاری از نشر براق به کوشش محمد حسین قاسمی
..............................................................
زندگینامه امام حسن مجتبی (ع)
امام حسن(ع)در شب سه شنبه نیمه¬ی ماه رمضان و سه سال بعد از هجرت در شهر مدینه به دنیا آمد. حضرت علی(ع)و حضرت فاطمه(س)پدر و مادرش بودند. امام حسن(ع)اولین فرزند حضرت علی(ع)و نوه¬ی رسول خدا(ص)بود.امام حسن(ع)فرزندی پاک و درستکار بود که پیامبر اسلام(ص) به او علاقه¬ی بسیار داشت.امام حسن(ع)به همراه پدر بزرگوارش در جنگ¬ها شرکت می¬کرد.

آن حضرت پنهان و آشکار به فقیران شهر کمک می¬نمود.

او با رفتار و اخلاق خوبی که داشت مردم را به دین اسلام دعوت می¬فرمود.بعد از آنکه حضرت علی(ع)به شهادت رسید، امام حسن(ع)به عنوان دومین امام و پیشوای مسلمانان رهبری و هدایت جامعه را به عهده گرفت.بعد از امام علی(ع)مردم با امام حسن(ع)بیعت کردند و با او همراه شدند.معاویه که در شام- سوریه¬ی فعلی- حکومت می¬کرد، از دشمنان سرسخت اسلام بود و نمی¬گذاشت مسلمانان به خصوص شیعیان راحت زندگی کنند.کار به جایی رسید که او به دستورات و احکام اسلام عمل نمی کرد.در این هنگام امام حسن(ع)که در مدینه زندگی می¬کرد،بالای منبر رفت و از مردم خواست که آماده¬ی جهاد و مبارزه شوند تا با معاویه و همدستانش به پیکار بپردازند و آن¬ها را سرکوب کنند . مردم نیز آماده¬ی نبرد با معاویه شدند.لحظاتی نگذشت که هزاران سرباز در لشکر امام حسن(ع)دور هم جمع شدند و منتظر دستور حضرت بودند.اما معاویه به زودی توانست با پرداخت پول زیاد و تهدید، سربازان آن حضرت را فریب دهد و آن¬ها را از لشکر اسلام جدا سازد. آن¬گاه امام حسن(ع)برای حفظ دین اسلام و عده کمی از شیعیان که در لشکرش باقی مانده بود ، با معاویه صلح کرد. با این حال امام(ع)در برابر معاویه و کارهای خلاف او می¬ایستاد و مقاومت می¬کرد.سرانجام به دستور معاویه در غذای امام حسن(ع)سم ریختند و آن حضرت در بیست و هشتم ماه صفر سال پنجاه هجری در سن چهل و هفت سالگی به شهادت رسید. به دستور معاویه تابوت امام حسن(ع)را تیر باران کردند و نگذاشتند که آن حضرت را در کنار قبر پیامبر دفن کنند.سرانجام بدن مطهر امام حسن(ع)را در قبرستان بقیع در مدینه به خاک سپردند و تا کنون دشمنان اسلام اجازه نداده¬اند تا مرقد و بارگاهی برای آن حضرت ساخته شود.
• منبع:کتاب دو جلدی زندگانی ۱۴معصوم کار آقای مهدی وحیدی صدر(انتشارات مشهور)

..............................................................
دانستنی¬های زندگی امام حسن مجتبی(ع)
• دوران زندگی امام حسن(ع)به چند بخش تقسیم می شود ؟ سه بخش. 1)عصر پیامبر اکرم(ص) 2)ملازمت با پدر 3) عصر امامت
• کدام یک از معصومین به یوسف آل احمد معروف است؟ امام حسن مجتبی(ع)
• امام حسن مجتبی(ع)در چند سالگی به امامت منصوب شد؟ 38 سالگی
• کدام امام بود که 2 بار مالش را در راه خدا تقسیم کرد؟ امام حسن مجتبی(ع)در راه خدا 2 بار مالش را به دو تقسیم کرد و نصف آن خود برداشت و نصف دیگرش را در راه خدا انفاق نمود.

• امام حسن مجتبی(ع) چند بار با پای پیاده به مکه مشرف شد ؟ 25 بار
• پیامبر اکرم(ص)چه کسانی را به عنوان دو گوشواره عرش معرفی کرد؟ امام حسن(ع) و امام حسین(ع)
• جنازه کدام امام هنگام تشیع تیر باران شد ؟ امام حسن(ع)
• چند نفر از یاران امام حسن(ع)در کربلا به شهادت رسیدند؟ پنج تن از فرزندان امام حسن(ع)
• امام حسن(ع)به کدام کشور ها سفر کرد ؟ ایران و عراق
منبع:کتابک عترت کاری از نشر براق به کوشش محمد حسین قاسمی
..............................................................
اشعار کودکانه در مورد میلاد امام حسن مجتبی ع
پدرش بود علی(ع) مادرش فاطمه(س)بود
مهربان مثل پدر خیر خواه همه بود

بود او در همه عمر با بدیها در جنگ
و بدش می¬آمد از فریب و نیرنگ
نگران اسلام نگران حق بود
دل او در سینه آسمان حق بود
راه او راه خدا صلح او مثل جهاد
صلح او آزادی بر مسلمانان داد
او گلی بود که از هر گلی بهتر بود
بود زیبا خوشنام شکل پیغمبر(ص)بود
• شاعر:جعفر ابراهیمی شاهد
.........................................
آی بچه¬ها آی بچه¬ها
داریم دوازده تا امام که جدشون پیامبره
اول علی مرتضاست دوم عزیز حیدره
حسن(ع)امام دومه لقب گرفته مجتبی
زهرا(س)نام مادرشه باباش علی مرتضی ع

تولد امام ما بود نیمه¬ی ماه رمضون
خوشحالی بود روی زمین گل می¬بارید از آسمون
این نوه¬ی کوچولو رو رسول(ص) رو شونه¬هاش می¬ذاشت

مثل علی(ع)و فاطمه(س) اون رو یه دنیا دوست می¬داشت
حسن(ع)که بود مثل پدر پاک و شجاع و بی¬ریا
بعد شهادت علی(ع) شد جانشینِ مرتضی(ع)
• شاعر:نجمه سادات هاشمی
..............................................................
داستانهای کودکانه و کوتاه از زندگی امام حسن مجتبی ع

حیوان گرسنه
امام حسن مجتبی(ع)در مکانی نشسته بود و غذا می¬خورد. در این موقع،سگی جلو آمد و پیش روی حضرت ایستاد.در این هنگام امام حسن(ع)یک لقمه غذا می¬خورد و یک لقمه هم به سگ می¬داد.یکی از دوستان حضرت گفت:اجازه بدهید این سگ را از اینجا دور کنم.امام(ع)به او فرمود:نه!هرگز این کار را نکن!چون دوست ندارم درحالی که غذا می¬خورم جانداری به من نگاه کند و چیزی به او ندهم.بگذار باشد،وقتی که سیر شد خودش می¬رود.
• منبع:مجموعه داستان دوستان(مهدی وحیدی صدر)
..............................................................

اول همسایه
یکی از شب¬های جمعه امام حسن(ع)بیدار شد و مادرش حضرت زهرا(س)را دید که در حال نماز است و برای همه همسایه¬ها با ذکر نام دعا می¬کند. امام حسن(ع)از مادرش پرسید:مادر جان چرا برای خود دعا نمی¬کنید؟ حضرت زهرا(س) فرمودند:اول همسایه بعد اهل خانه.
• منبع:داستانهای بهشتی(دکتر اعظم فعال)
..............................................................

مسخره نکردن
امام حسن(ع)و امام حسین(ع)در حال بازی بودند که پیر مردی را دیدند که مشغول وضو گرفتن بود اما وضویش اشتباه بود.آنها دست از بازی کشیدند.کنار آب رفتند بدون اینکه او را مسخره کنند و یا اشتباهش را به رویش بیاورند مشغول وضو گرفتن شدند و با صدای بلند (طوری که پیر مرد بشنود)، می¬گفتند وضوی من کامل¬تر است تا پیرمرد نگاه کند.بچه¬ها به پیر مرد گفتند: وضوی کدام¬یک از ما کامل¬تر است؟ وقتی وضوی بچه¬ها کامل شد، پیرمرد گفت : عزیزان من وضوی هر دوی شما صحیح است و من اشتباه می¬کردم.
• منبع:داستانهای بهشتی(دکتر اعظم فعال)
..............................................................

کودک خطیب
امام حسن(ع)تنها هفت سال داشتند. مادرش فاطمه زهرا(س)او را به مسجد می¬فرستادند. امام حسن(ع)آنچه را از پیامبر می¬شنیدند به خاطر می¬سپردند و وقتی به خانه باز می¬گشتند شنیده¬های خود را برای مادر بازگو می¬کردند.در آن روزها هر وقت حضرت علی(ع)به خانه باز می¬گشتند، می¬دیدند حضرت زهرا(س)آیاتی از قرآن را که تازه بر پیامبر(ص)نازل شده بود از حفظ می¬خواندند.از او می¬پرسیدند این آیات و علوم را از کجا آموختی؟حضرت زهرا(س)پاسخ می¬دادند از پسرم حسن(ع)آموختم.یک روز امام علی(ع)در خانه مخفی شدند تا ببیند پسرشان حسن(ع)چگونه سخنان پیامبر(ص)را برای حضرت زهرا(س)بازگو می¬کند.امام حسن(ع)طبق معمول وارد خانه شدند تا آنچه از پیامبر شنیده بودند برای مادر تعریف کنند.ولی این بار هنگام سخن گقتن زبانشان گیر می¬کرد.حضرت فاطمه تعجب کردند ولی امام حسن(ع)پرده از راز برداشتند و به مادر گفتند:تعجب نکن!شخص بزرگی سخنم را می¬شنوو از این¬رو زبانم گیر می¬کند. در همین لحظه حضرت علی(ع) از مخفیگاه خارج شدند و حسن(ع)را در آغوش گرفته و بوسیدند.
• منبع:بحار ج 43 ص 285
..............................................................
پسر فاطمه(س)
یکی از شرایط صلح امام حسن(ع)با معاویه آن بود که معاویه نباید یاران و اصحاب امام را مورد آزار واذیت قرار دهد.اما برخلاف این شرط ، «زیاد»-مامور سنگدل معاویه- خانه «سعید بن سرح»-از اصحاب امام حسن(ع)- را ویران کرد،خانواده¬اش را به اسارت گرفت و داراییش را به غارت برد. «سعید بن سرح» از دست«زیاد» فرار کرد و به امام حسن(ع) پناه آورد.آن حضرت نامه¬ای به«زیاد»نوشت و برای نجات جان سعید، مطالبی را به او گوشزد کرد.او نیز به نامه امام(ع) پاسخ داد و نامه خود را چنین آغاز کرد:«از زیاد پسر ابوسفیان به حسن پسر فاطمه». میان عرب چنین مرسوم بود که افراد را به پدرشان نسبت می¬دادند.مثلا می¬گفتند :حسن پسر علی.اگر کسی را به مادرش نسبت می¬دادند، این کار نوعی توهین به شمار می¬آمد و کنایه از نامعلومی پدر وی بود.زیاد هم برای اهانت به اما م حسن(ع)در نامه خود حضرت را پسر فاطمه خطاب کرد.بعد هم چنین نوشت:نامه تو به دستم رسید که در آن نام خودت را پیش از من نوشته بودی در حالی که تو از من تقاضا داری.ضمنا فرمانروا و حاکم منم و تو جزو رعیتی.امام حسن(ع)که نامه را خواند، از غرور مضحک و رفتار جاهلانه زیاد لبخندی زد و نامه را برای معاویه فرستاد.معاویه هم نامه¬ای برای«زیاد»نوشت و به او دستور داد که کاری به کار سعید بن سرح نداشته باشد و برادر و زن و فرزند او را آزاد کند و اموالش را به وی باز گرداند و خانه ویران شده¬اش را نیز دوباره بسازد. در پایان نامه هم نوشت:« اما دیدم در نامه خود حسن را به مادرش نسبت داده بودی نه به پدرش.مادر او دختر رسول خداست، اگر عقلت می¬رسید، می¬فهمیدی که با تو با این کار بیشتر مایه افتخار حسن را فراهم ساخته¬ای!(زیرا او را به دختر پیامبر و در حقیقت به خود پیامبر منسوب کرده¬ای)»
• منبع: لبخند ستاره ها(غلامرضا حیدری ابهری)
..............................................................
یک داستان دو روایت

دعوت کودکان
روزی گروهی از کودکان مشغول بازی بودند. تا چشم آنان به امام حسن مجتبی(ع)افتاد، آن حضرت را به مهمانی خود دعوت نمودند.امام حسن(ع)نیز به جمع کودکان پیوست و با آنان غذا خورد.بعد هم آن بچه¬ها را به خانه خود دعوت کرد و به آنان غذا و لباس نو هدیه داد.با این همه محبت، امام(ع) فرمود:بخشش این بچه¬ها بیشتر از من بود.آنان هرچه داشتند به من دادند، درحالی که من بخشی از آنچه را داشتم، به آنان دادم.
• منبع:مجموعه داستان دوستان(مهدی وحیدی صدر)
..............................................................

کار خوب
روزی امام حسن(ع)از کوچه¬های مدینه می¬گذشت.درحالی که بچه¬ها دور هم نشسته بودند و خرما می¬خوردند.آنها گفتند:ای کاش امام حسن(ع)می¬آمد و با ما خرما می¬خورد و امام حسن(ع)را دعوت کردند.سپس امام(ع)کنار آنها نشست و با آنها همبازی شد و خرما خورد.سپس آنها را به خانه خود برد و از آنها با لباس و غذاهای خوب پذیرایی کرد.
• منبع:داستانهای بهشتی(دکتر اعظم فعال)
..............................................................
حدیثی از امام حسن محتبی (ع)
مَن عَبَدَ اللهَ عَبَّدَ اللهُ کُلَّ شَیء
کسی که خدا را بندگی کند،خداوند همه چیز را بنده و مطیع او می¬نماید.

عمو روحانی حجت السلام امیر اخوان

مجری و طراح جنگ های شادی و برگزاری دوره های تربیت مربی در سراسر کشور

amooakhavan@

گروه تبلیغی علمدار

amooakhavan.ir

09127482911

ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها

 

ولادت حضرت معصومه س مبارک

از طرف گروه تبلیغی علمدار

...............................................................................................

...........................................................................

..............................................

........................

صلی علی محمد معصومه جان خوش آمد


گل بهشت احمدی معصومه جان خوش آمدی


دسته گل محمّدی معصومه جان خوش آمدی


عزیز جان حیدری چشم و چراغ احمدی معصومه جان خوش آمدی


امام رضا را خواهری همچوحسین و زینبی ای گل ناز سر مدی معصومه جان خوش آمدی


حریم توبود مرا مثل مدینه کربلا خواهر محبوب رضا معصومه جان خوش آمدی


ﺍﻭﻝ ﻫﺭ ﺳﺧﻥ ﺑﻧﺎﻡ ﺧﺩﺍ


ﻫﻣﻭﻥ ﺧﺩﺍ ﻛﻪ آﻓﺭﻳﺩﻩ ﻣﺎﺭﺍ


ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﻌﻣﺕ ﻫﺎی ﻓﺭﺍﻭﻭﻥ


ﻳﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻳﻙ ﭘﺩﺭ ﻣﻬﺭﺑﻭﻥ


ﻟﻁﻑ ﺧﺩﺍی ﻣﻬﺭﺑﻭﻧﻪ ﻛﻪ ﻣﺎ


ﺍﻭﻣﺩﻩ ﺍﻳﻡ ﺗﻭ ﺷﻬﺭ ﻗﻡ ﺑﻪ ﺩﻧﻳﺎ


ﺑﻠﻧﺩ ﺑﻠﻧﺩ ﺑﻪ ﺍﻫﻝ ﻋﺎﻟﻡ ﻣﯽ ﮔﻳﻡ


ﻫﻣﺳﺎﻳﻪ ی ﺣﺿﺭﺕ ﻣﻌﺻﻭﻣﻪ ﺍﻳﻡ


ﺣﺿﺭﺕ ﻣﻌﺻﻭﻣﻪ ﮔﻝ ﺑﻬﺎﺭﻩ


ﺑﭼﻪ ﻫﺎی ﺑﺎﺧﺩﺍﺭﺍ ﺩﻭﺳﺕ ﺩﺍﺭﻩ


ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺗﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻫﻔﺗﻡ ﻣﺎﺳﺕ


ﺧﻭﺍﻫﺭ ﺣﺿﺭﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎﺳﺕ


ﻣﺭﻗﺩ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺷﻬﺭ ﻣﺎ ﻧﮕﻳﻧﻪ


ﻫﻣﻪ ﻣﯽ ﮔﻥ ﺑﻬﺷﺕ ﺭﻭﺯﻣﻳﻧﻪ


ﺗﻭﺣﺭﻣﺵ ﺑﻳﻥ ﺩﻭ ﺗﺎ ﻣﻧﺎﺭﻩ


ﻳﺩﻭﻧﻪ ﮔﻧﺑﺩ ﺻﻼﻳﯽ ﺩﺍﺭﻩ

 

ﺗﻭﺣﺭﻣﺵ ﻭﻗﺕ ﻏﺭﻭﺏ ﻭﺳﺣﺭ


ﭘﺭ ﻣﻳﺯﻧﻥ ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻣﻪ ﻛﺑﻭﺗﺭ


ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻳﮕﻪ ﺗﻭ ﻛﺗﺎﺑﺎ ﻧﻭﺷﺗﻪ


ﺯﺍﺋﺭ ﺍﻳﻧﺟﺎ ﺟﺎﺵ ﺑﻬﺷﻪ


مرغ دلم راهی قم می شود در حرم امن تو گم می شود


عمه سادات سلام علیک روح عبادات سلام علیک

...............................................................................................


قشنگترین سلاما


می خوای بگم کدامه


سلامی از ته دل


به سومین امامه


میشه در شب و روز


بگم سلام بر حسین


سلام امام حسین سلام امام حسین


عمه سادات سلام علیک


روح عبادات سلام علیک


آقای مهربانم
سلامی می دم به شما

آی بچه های باهوش
نماز بخون همیشه
هر که نماز بخونه
آره برنده میشه


مهدی صاحب زمان
چه حرف خوبی فرمود
با نماز شماها


شیطونه میشه نابود
آقا امام حسین هم
وقتی رسید کربلا


با اینکه تشنه بودند
بین تیر و نیزه ها
وقتی اذان ظهر شد
نمازشونو خوندن


...........................................................................................


گروه تبلیغی علمدار مرجعی برای مربیان


amooakhavan.ir


عمو روحانی حجت السلام امیر اخوان


مجری برنامه های کودک و برگزارکننده دوره های تربیت مربی


amooakhavan@


 

عقائد خداشناسی

با سلام به مربیان عزیز طرح درس عقائد . خدا شناسی ویژه مقطع متوسطه اول

نام درس:
خداشناسی
موضوع:
عقاید
هدف کلی:
در این درس دانش آموزان با یکی از راه های شناخت خداوند آشنا می شوند.
اهداف جزیی:
دانش آموزان در این درس با موارد زیر آشنا می شوند:
1. چگونگی شناخت خداوند
2. موانع شناخت خداوند
3. یکی از راه های شناخت خداوند ( تفکر و تدبر در مخلوقات)
هدف رفتاری:


از دانش آموزان انتظار می رود بعد از پایان درس ضمن اطمینان قلبی بتوانند از راه تفکر و تدبر در مخلوقات بر وجود خداوند استدلال نمایند.
روش های مناسب تدریس
1. توضیحی ، 2. فعال: (پرسش و پاسخ، داستان، معما و مناظره)
رسانه های آموزشی
کارت و تخته سیاه و گچ

خداشناسی
بسم الله الرحمن الرحیم
معنایش را شما بگویید به نام خداوند ...
سلام علیکم اگر دوستان آماده شنیدن یک معمای مشکل هستند با ما همراه شوند و زود و تند و سریع جواب بدهند«لب نمدی – سرسبدی – کلوچه پا – جوز انداز» برای یافتن پاسخ به ادامه بحث گوش فرا دهید.
چه کسانی تا به حال مسافرت نکرده اند؟
همه شما به سفر رفته اید. به شهرهای دور و نزدیک شاید به خارج از کشور، حالا بگویید با چه وسیله ای سفر کرده اید؟ موتورسیکلت، اتومبیل، هواپیما، کشتی و ...
آیا فکر کرده اید چه بسیار کارخانه ها ، مهندسان ، کارگران و مواد اولیه ای لازم است تا یک وسیله نقلیه ساخته شود و هر چه وسیله نقلیه پیچیده تر باشد، ساختن آن مشکل تر و نیاز به مهندسان ماهر تر و داناتر دارد و ...
در قدیم که این کارخانه ها نبود تا این وسیله نقلیه را تولید کند، با چه مسافرت می کردند؟ با حیوانات، پس با هم بگویید:
دیروز امروز
شتر موتور
آیا شما تا به حال شتر دیده اید؟ چه کسی می تواند یک ضرب المثل بگوید که در آن کلمه شتر آمده باشد؟ چه کسی ویژگی های شتر را می داند؟
پس توجه کنید تا کمی با ویژگی های این موجود عجیب آشنا شویم.
شتر حیوان خیلی قوی بار زیادی را می برد اگر خوابیده باشد بار زیادی را بر او می گذارند و او با یک حرکت از زمین بلند می شود، در حالی که حیوان های دیگر چنین توانایی را ندارند.
شتر حیوان کم خرج: هرگونه خار و خاشاکی را می خورد و از نظر غذایی خرجی ندارد.
حیوان نجیب: با تمام قدرتش از رام ترین حیوان هاست یک کودک خردسال می تواند مهار یک قطار شتر را دست بگیرد هر جا که بخواهد او را ببرد.
شتر حیوان عجیب: در شرایط نامناسب جوی در میان طوفان های شدید شن می تواند به راه خود ادامه دهد می دانید چرا؟
شتر می تواند ده روز بدون این که آب بخورد در بیابان راهپیمایی کند. آیا می دانید چرا؟ می تواند روز های بسیاری بدون خوردن غذا راهپیمایی کند می دانید چرا؟
آیا می دانید چند قسم شتر داریم؟ سه قسم: بدون کوهان (لاما)، یک کوهانه و دو کوهانه .
پس شتر بر چند قسم است :
1. شتر بی کوهان(لاما): که مخصوص آمریکای جنوبی است.
2. شتر دو کوهانه: در صحراهای خشک و سرد تاب تحمل 20 تا 25 درجه سرمای زیر صفر را دارد.
3. شتر یک کوهانه: در آفریقای شمالی و آسیای غربی وجود دارد و تاب تحمل بالاترین درجه های گرما را دارد.
شتر همچون حیوان های دیگر احتیاج به آب و غذای منظم دارد ولی به دلیل ویژگی ساختمان بدنش می تواند به مدت چند روز ذخیره آب و غذا بپردازد.
کوهان شتر که گاهی تا 45 کیلوگرم وزن دارد، مخزن چربی است که شتر از آن به عنوان منبع انرژی در طی سفرهای طولانی استفاده می کند.
این حیوان درون شکم خود، دو کیسه به شکل فلاسک (دوجداره) که درون آن به ذخیره آب می پردازد و هنگامی که آب نمی خورد از این آب ذخیره شده استفاده می کند.
شتر می تواند در یک وعده 25 گالن آب بنوشد و می تواند روزهای زیادی بدون آب زنده بماند.
آیا آماده اید به یک معمای شتر جواب بدهید؟ چون حالا خیلی چیزها از شتر می دانید، معما این است:
اشتر بمرد از لاغری از بس که پیه بسیار داشت
نه در هوا نه در زمین وقت سحر نزدیک شام
در قرآن یک آیه درباره خلقت شتر آمده است. چه کسی آن را از حفظ است؟
یک راهنمایی آیه مورد نظر در سوره غاشیه است آیا هفدهم سوره غاشیه!
اولش افلا ینظرون... بله، افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت؟
چه کسی می تواند این آیه ار معنا کرد؟ بله درست است آیا به شتر نگاه نمی کنید که چطور آفریده شده؟
شتر حیوان بسیار سودمندی است زیرا از شیر ، گوشت ، پشم ، پوست و حتی فضولاتش برای کود گیاهان استفاده می شود همچنین برای باربری و سواری نیز از این حیوان استفاده می گردد.
آیا این حیوان با عظمت با این منافع زیاد ، خود به خود آفریده شده است؟
همه موجودها از کوچک و بزرگ عجیب هستند و اگر ما به آن ها نگاه کنیم و درباره آن ها تفکر کنیم به نتایج خوبی می رسیم اما قرآن، از مردم می خواهد که به شتر و خلقت آن نگاه کنند. چرا؟
آیا می دانید معجزه حضرت صالح چه بود؟ بله در آوردن شتر از میان کوه.
آیا تا به حال داستانش را شنیده اید؟ پس به این داستان زیبا و دلنشین گوش کنید. قوم ثمود در کمال خوشی و نعمت به سر می بردند و از باغ های سرسبز و چشمه سارها و زمین های حاصلخیز خود وحیوانان هایش بهره مند بودند تا این که کم کم بت پرستی و فساد در میان آن ها رواج پیدا کرد. آن ها هفتاد بت داشتند که در برابر خداوند عزوجل آن ها را پرستش می کردند.
خداوند، حضرت صالح را که جوانی 16 ساله بود به سوی آن ها فرستاد تا آنان هدایت کند زیرا حضرت صالح از یک خانواده اصیل و محترم بود و همه او را به علم و دانایی می شناختند و به او اعتماد داشتند.
حضرت صالح به میان قوم ثمود آمد و آنان را به سوی خدا یگانه دعوت کرد. او از آنان خواست تا از پرستش بت های ناتوان و ضعیف دست بردارند و خدایی را بپرستند که خالق جهانیان است و جز او خدایی نیست. از گناهان و ظلم هایی که در حق خود و دیگران کرده اند ، توبه نماید تا خداوند لطف و رحمتش را کامل تر نماید.
در جواب حضرت صالح قوم ثمود گفتند: ای صالح تو پیش از این مایه امید ما بودی و قبل از این که سخنان را گویی ما ترا به نیکی عقل و علم می شناختیم و فکر می کردیم که در مشکل ها و سختی ها بتوانی یار و یاور ما باشی، اما اکنون می بینیم که اشتباه می کردیم، زیرا تو بر علیه مظاهر ملی ما قیام کرده ای و می خواهی نسبت دیرینه پدران ما که بت پرستی بوده است، از بین ببری. ای صالح! ما هرگز از آن چه پدرانمان می پرستیدند دست بر نمی داریم.
حضرت صالح با مهربانی آنان را بارها و بارها به سوی خداوند دعوت می کرد و می فرمود: ای مردم من از طرف خداو پیام آورنده ی امینی برای شما هستم و برای این کار خود هیچ اجر و پاداشی از شما نمی خواهم.
سال ها گذشت. حضرت صالح به سن صد وبیست سالگی رسیده بود. روزی حضرت صالح به نزد قوم آمد و گفت ای مردم من شانزده ساله بودم که به سوی شما برانگیخته شدم و اکنون صد و بیست سال از عمرم می گذرد. در این مدت هر چه شما را به سوی خداوند یگانه دعوت کردم نپذیرفتید. اکنون یکی از دو راه را به شما پیشنهاد می کنم.


1. یاد شما چیزی از من بخواهید تا از خدای خود درخواست نمایم برای شما برآورده سازد و شما ایمان بیاورید.
2. یا اگر شما مایل باشید من از خدایان شما چیزی بخواهم اگر اجابت کردند من از دعوت خود دست بر می دارم و از میان شما می روم، زیرا من شما را خسته کردم و هم شما مرا خسته کردید.


مردم قبول کردند و برای همین کار وعده کردند که روزی بت پرستان بت های خود را بیاورند و حضرت صالح چیزی از آنان بخواهد روز موعود فرا رسید آن ها بت های خود را بر دوش گرفته آوردند. سپس خوراک و نوشیدنی آوردند چون از خوردن و آشامیدن فاررغ شدند به حضرت صالح گفتند: ای صالح درخواست کن!
صالح بت بزرگ آن ها را خواند، ولی پاسخ نداد صالح گفت:چرا پاسخ نمی دهد؟ به او گفتند که دیگری را بخوان! صالح یک یک آن ها را خواند و هیچکدام پاسخش را ندادند.
سپس رو به مردم کرد و فرمود: دیدید من بت های شما را خواندم و هیچ کدام جواب را ندادند. اکنون از من بخواهید تا خدای خود را بخوانم و شما را جواب بدهد.
قوم ثمود رو به بت های خود کردند و گفتند: چرا پاسخ نمی دهید؟ جوابی نیامد به صالح گفتند که کناری برو و اندکی ما را با بت هایمان تنها بگذار ! صالح به کناری رفت آنان فرش هایی را که گستراند بودند و به کناری زدند و ظرف هایی را که آورده بودند به گوشه دیگری گذاشتند و بر روی زمین افتادند و به بت ها گفتند: اگر امروز جواب صالح را ندهید ما رسوا می شویم!
سپس به صالح گفتند: اکنون بیا و درخواست کن! صالح پیش آمد و آن ها را خواند، اما باز هم جوابی ندادند. سرانجام صالح گفت: روز گذشت و این خدایان شما پاسخ مرا نداده اند. اکنون شما از من درخواست کنید تا از خدای خود بخواهم و همین ساعت خواسته شما را برآورد!
در این وقت هفتاد نفر از سران و بزرگان ایشان پیش آمده و گفتند: ای صالح ما از تو درخواستی می کنیم. صالح فرمود: آیا همه اینان به درخواست شما راضی هستند؟
مردم هم فریاد زدند: آری، اگر این هفتاد نفر سخن تو را بپذیرند ما هم می پذیریم.
آن هفتاد نفر گفتند: ای صالح! ما از تو چیزی می خواهیم اگر پروردگارت اجابت کرد از تو پیروی می کنیم و همه اهل قریه ما نیز پیروی ات می کنند.
صالح فرمود: هر چه می خواهید درخواست کنید.
آن ها گفتند که ما را به کنار این کوه ببر- و اشاره به کوهی که نزدیکشان بود کردند تا در کنار آن کوه درخواست خود را بگوییم. چون پای کوه رسیدند گفتند: ای صالح! از پروردگار خود بخواه که هم اکنون برای ما از این کوه، شتری قرمز رنگ که پر کرکر دارد در بیاورد و در حالی که فقط ده ماه از عمرش گذشته باشد.
صالح گفت: چیزی که خواستید برای من خیلی دشوار است و از طاقت من بیرون است ولی برای پروردگار من آسان است. او در همان حال ادعا کرد. ناگهان از کوه صدای مهیبی بلند شد و حرکتی در آن پیدا شد و ماده شتری با همان اوصافی که آنان می خواستند از کوه خارج شد.
مردم گفتند: ای صالح به راستی چه زود پروردگارت دعایت را اجابت کرد! اکنون از وی بخواه بچه این شتر را هم بیرون بیاورد صالح دعا کرد و بچه شتری نیز از کوه بیرون آمد و شروع به چرخیدن کرد.
صالح گفت: آیا چیزی دیگر مانده که بخواهید؟ گفتند: نه ما را نزد مردم ببر تا آن چه را دیدیم، به آن ها بگوییم تا آنان به تو ایمان بیاورند.
حضرت صالح به همراه آن هفتاد نفر به سوی مردم به راه افتادند هنوز به مردم نرسیده بودند که از این هفتاد نفر، شصت و چهار نفرشان منکر شدند و گفتند: آن چه ما دیدیم چیزی جز سحر و جادو نبود. چون به نزد مردم رسیدند سخن زیاد شد و خلاصه مردم ایمان نیاوردند و از شش نفری که برایمان خود باقی بودند، یک نفر دیگر هم کافر شد و در این جریان فقط پنج نفر ایمان آوردند.


این یک نشانه از صدها میلیون نشانه ای است که در اطراف ما وجود دارد. راستی امکان دارد شتر این حیوان عجیب و غریب بدون دلیل و خود به خود از دل کوه بیرون بیاید؟ چرا قوم ثمود ایمان نیاوردند؟

..............................................................................................

عمو روحانی حجت السلام امیر اخوان

amooakhavan

مجری و طراح جنگ های شادی و پرده خوانی

amooakhavan@