Previous Next

تصویر و نوشته آیات وروایات

آیات وروایات اخلاقی واعتقادی در قالب تصویر ونوشته روشی جذاب جهت تفهیم معانی به نوجوانان

طرح درس بهترین نعمت

طرح درس مقطع ابتدایی
برترین نعمت ،عقل

 

اول هر کار   به‌نام خدا            گوهر گفتار         به‌نام خدا

بچه‌های خوب سلام! حال شما خوب است؟ آماده و سرحال هستید؟

خدا را شکر. برای شروع درس یک شعر می‌خوانیم.

هرچه که بیند دیده

 

خدایش آفریده

خورشید و ماه تابان

 

ستاره درخشان

درخت و سبزه و گل

 

سوسن و سرو و سنبل

جنگل و دشت و دریا

 

پرندگان زیبا

این همه را به قدرت

 

خدا نموده خلقت

بله، این‌ها همه نعمت‌های خدای بزرگ است. خداوند ما انسان‌ها را خیلی دوست دارد. برای همین همه زمین و آسمان و هرچه را که در آن است، برای ما خلق کرده است تا این‌که ما انسان‌ها از آن‌ها به خوبی استفاده کنیم.

بچه‌ها! می‌توانید چند تا از نعمت‌های خدا را نام ببرید که هم حیوانات آن‌ها را دارند و هم انسان‌ها؟ آفرین، چشم ـ گوش ـ دهان ـ زبان ـ دندان

درود بر شما بچه‌های خوب و باهوش!

آن‌هایی که دوست دارند برایشان یک قصه قرآنی بگویم صلوات بفرستند. اللهم صلّ علی محمد و آل محمد

 

در یکی از روزها که حضرت سلیمان(علیه السلام) در کاخ خود نشسته بود، پرنده‌اش هدهد، غایب بود. بعد از مدتی هدهد به نزد حضرت سلیمان(علیه السلام) آمد. حضرت سلیمان خیلی ناراحت و عصبانی به او گفت: «اگر دلیلی برای غیبت خودت نداشته باشی، تو را مجازات خواهم کرد.» هدهد از این‌که غیبت کرده بود از نبی خدا عذرخواهی کرد و گفت که غیبت من بی‌دلیل نبود، بلکه خبر مهمّی برای شما آورده‌ام.

به شهر سبا رفته بودم. آن‌جا وضع عجیبی داشت. مردم شهر خدای یگانه را نمی‌پرستیدند. آنان به خورشید سجده می‌کردند و آن را به عنوان خدای خودشان می‌پرستیدند.

پادشاه آن‌ها هم یک زن است. او در آن سرزمین فرمانروایی می‌کند در حالی‌که بر تخت بزرگ و مجللی نشسته و مردم هم گوش به فرمان او هستند. همه مردم سبا در گمراهی کامل به سر می‌برند.

حضرت سلیمان(علیه السلام) تا این خبر را شنید، نامه‌ای را با نام خدا آغاز کرد:«بسم الله الرحمن الرحیم» آیا می‌دانید چرا سورة نمل دو بسم‌الله دارد؟ آفرین، چون در این سوره نامه حضرت سلیمان(علیه السلام) به ملکه سبا آمده است که این نامه با نام خدا آغاز شده است. بنابراین یک بسم‌الله در اول سوره آمده و بسم‌الله دیگر هم در اول نامه حضرت سلیمان(علیه السلام) آمده است. حضرت سلیمان نامه را به هدهد داد و به او گفت که این نامه را به ملکه سبا برسان و ببین چه جوابی به ما می‌دهند. هدهد نامه را گرفت و به سوی شهر سبا پرواز کرد تا این‌که به کاخ ملکه سبا، بلقیس رسید. نامه را پایین انداخت. بلقیس نامه را برداشت و با دقت تمام آن را خواند. پس دستور داد که همه بزرگان سبا جمع شوند. رو به آن‌ها کرد و گفت: «نامة مهمی از طرف حضرت سلیمان(علیه السلام) که با نام خدا شروع شده است به دست من رسیده است. او از من خواسته که به امر او تسلیم شویم و به فرمان او درآییم. شما چه صلاح می‌دانید.» اطرافیان بلقیس گفتند: «قدرت و نیروی ما زیاد است. ما می‌توانیم با سربازانی که داریم در مقابل سپاه حضرت سلیمان(علیه السلام) مقاومت کنیم، اما شما ملکه هستید و هرچه دستور دهید ما آن را می‌پذیریم. اگر دستور جنگ بدهی ما می‌جنگیم و اگر هم فرمان صلح بدهی ما گوش به فرمان شما هستیم.

بلقیس که زن دانا و فهمیده‌ای بود و همیشه از روی فکر و عقل تصمیم می‌گرفت، گفت: جنگ موجب خرابی و ویرانی می‌شود. پادشاهان وقتی به جنگ می‌روند همه چیز به هم می‌ریزد و مردم دچار ضرر می‌شوند و خانه‌ها به آتش کشیده می‌شود. به نظر من با حضرت سلیمان(علیه السلام) که قدرت زیادی هم دارد صلح کنیم و برای او هدایایی بفرستیم تا به وسیله این کار از جنگ و خون‌ریزی جلوگیری کنیم. او عده‌ای را مأمور کرد که با هدایای فراوانی به طرف حضرت سلیمان(علیه السلام) روانه شوند امّا حضرت سلیمان(علیه السلام) هدایای آن‌ها را نپذیرفت و همه آن‌ها را به سوی خدای یگانه دعوت کرد. خبر به ملکه سبا رسید. بلقیس به فکر فرو رفت و بعد از مدتی که قدرت و عظمت حضرت سلیمان(علیه السلام) را دید، دعوت او را پذیرفت و حاضر شد خدای یگانه را پرستش کند.

بلقیس چند کار بزرگ و مهم انجام داد. اول این‌که وقتی نامه حضرت سلیمان(علیه السلام) را خواند عصبانی نشد، بلکه فکر کرد.

بعد چه کرد؟ آیا به تنهایی و بدون مشورت با دیگران درباره نامه کاری کرد؟

نه، همه بزرگان سرزمینش را دعوت کرد و با آن‌ها مشورت کرد.

 

بچه‌ها! ملکه سبا بعد از مشورت تصمیم گرفت با حضرت سلیمان صلح کند. بعد از صلح چه کار کرد؟ بله، مهم‌ترین تصمیم زندگی‌اش را گرفت، یعنی به خدای یگانه ایمان آورد.

 

ولی بچه‌ها! همة این کارها را به چه وسیله‌ای انجام داد؟ بله، به وسیله یک وسیله پیچیده و عجیب در سر به نام مغز.

 

بچه‌های خوب! به شکل­ها نگاه کنید و حروف داخل آن را مرتب کنید.

    ر ی  ت ن ب ر               ت ع ه م ن ا                       ل ع ق

       برترین                            نعمت‌ها                                        عقل

 

درود بر شما بچه‌های باهوش! جواب حدیثی از حضرت علی(علیه السلام) که فرموده است: «برترین نعمت‌ها عقل است».[1]

بچه‌ها! تصور کنید اگر ما عقل نداشتیم آیا می‌توانستیم برای آینده‌مان تصمیم بگیریم؟

آیا می‌توانستیم این همه پیشرفت کنیم؟

 

 نعمت عقل را خداوند به انسان‌ها داده است تا بتوانند درباره نعمت‌هایی که خدا به آن‌ها داده است، فکر کنند و از او برای همه نعمت‌هایش تشکر کنند.

 

مغز حدود 11 تا 14 میلیارد سلول عصبی دارد. این سلول‌ها به وسیله رشته‌های عصبی به هم مربوط هستند و تنها 000/200 رشته عصبی این سلول‌ها را به مراکز دیگر بدن مربوط می‌سازند.[2]

 

 

حالا به این شعر خوب گوش کنید.

کی به ما دو دست و گوش و پا داده؟

 

خدا داده خدا داده

کی به ما شکم داده، غذا داده؟

 

خدا داده خدا داده

کی به ما دو چشم و دو ابرو داده؟

 

خدا داده خدا داده

کی به ما دهان و دندون داده؟

 

خدا داده خدا داده

کی به ما مامان داده، بابا داده؟

 

خدا داده خدا داده

کی به ما عقل داده، هوش داده

 

خدا داده خدا داده

بچه‌های خوب! حالا قرآن را باز کنید و سوره ملک، آیه 10 را بیاورید. یکی از شما با صدای خوش آیه را بخواند. (و قالوا لَو کُنّا نَسمَعُ أو نَعقِلُ...) ترجمه آیه را هم یکی از دوستان شما بخواند: «و گفتند اگر می‌شنیدیم و فکر می‌کردیم از اصحاب دوزخ نبودیم.» بچه‌ها! چه چیزی می‌توانست اهل دوزخ را نجات دهد؟ آفرین، شنیدن کلام خدا و فکر کردن. اگر آن‌ها فکر می‌کردند که این همه نعمت‌ها را چه کسی برایشان آفریده است هیچ‌گاه نافرمانی از دستورهای خدا نمی‌کردند. بچه‌ها! همه شما با این دو کلمه آشنا هستید. نقاش و بنّا نقاش چند بخش است؟ نق قاش؛ دو بخش است. صدای بخش اول، نَ قـ نَقـ . صدای بخش دوم، قـ آش قاش. نقـ قاش چه حرفی در این کلمه تکرار شده است؟ بله، قاف. دفعه اول با علامت سکون و دفعه دوم با صدای کشیده فتحه خوانده می‌شود.[3]

برای آسان شدن تلفظ، اولی را حذف نقـ و به جای آن علامتی به این شکل( ّ) روی حرف دوم قرار می‌دهیم. نقّاش.

اسم این علامت، تشدید است. تشدید به ما می‌فهماند که این حرف در اصل دوتا بوده است که اولی ساکن و دومی با همان علامتی که آن حرف دارد، خوانده می‌شود. بچه‌ها! حالا با هم بخوانید: نقّاش ـ بقّال.

بچه‌ها! در همین آیه‌ای که دوستتان خواند، دقت کنید. کلمه «کنّا» در اصل کن نا بوده است، برای آسان شدن تلفظ نون اولی را که ساکن است حذف و تشدید را بر روی نون دومی گذاشتیم کن نّا می‌خوانیم: کُنّا.

بچه‌های خوب! دوست دارید یک داستان برای شما تعریف کنم.

 

مردی با اصرار بسیار از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) یک جمله به عنوان پند و اندرز خواست. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «اگر بگویم به کار می‌بندی و آن را انجام می‌دهی؟» مرد گفت: «بله، یا رسول الله!»

باز پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر بگویم به کار می‌بندی و به آن عمل می‌کنی؟»

مرد گفت: «بله، یا رسول الله!»

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) بعد از آن‌که سه بار از آن مرد قول گرفت و او را متوجه اهمیت مطلبی که می‌خواهد بگوید کرد چنین فرمود.

بچه‌ها برای این‌که به سخن پیامبر(صلی الله علیه و آله) برسیم، این جدول را با هم حل می‌کنیم تا پیامش را به دست آوریم.

به این مغزی که برای شما کشیده‌ام خوب توجه کنید. چند خانه دارد؟ بله، 15 خانه دارد؟

با پرسش‌هایی که از شما بچه‌های باهوش می‌پرسم، جدول را کامل می‌کنم.

1 ـ چه چیزی کهنه نیست؟                                                                نو (12 و 9)

2 ـ زبان مردم کردستان چیست؟                            کردی (3، 11، 7 و 15)

3 چه گلی هنگام شب عطرش بیشتر است؟                شب بو(8، 2، 13و 5)

4 ـ جای دفتر و کتاب چه نام دارد؟                                   کیف (4، 6  و 10)

5 ـ به رشته‌هایی باریک از پنبه چه می‌گویند؟                                            نخ(14 و 1)

حالا حرف شماره یک را بنویسید. سپس هشت هشت تا بشمارید و حروف را کنار هم قرار دهید تا پیام جدول را به دست آورید.

پیام: «خوب فکر کن و بیندیش.»

بله بچه‌های عاقل! پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «هرگاه خواستی کاری انجام دهی، خوب در عاقبت آن بیندیش.»[4]

بچه‌ها برای تشکر از خدای بزرگ همه با هم سوره حمد را می‌خوانیم: «الحمدلله رب العالمین...»

پرسش‌ها:

1 ـ برترین نعمت‌ها چیست؟

الف) چشم o                           

 ب) غذا o                 

ج) عقل þ

 

2 ـ مردی که خدمت پیامبر رسید از ایشان چه خواست؟

الف) لباس o                           

ب) پند و اندرز þ    

ج) پول o   

 

3 ـ بلقیس و مردم سبا چه چیزی را می‌پرستیدند؟

الف) خورشید þ      

ب) ماه o                   

ج) خدا o

 

4 ـ نامه حضرت سلیمان با چه کلمه‌ای شروع شد؟

الف) ای بلقیس o    

ب) ملکه محترم سبا o           

ج) بسم‌الله الرحمن الرحیمþ

 

 

ره‌توشۀ راهیان نور

تابستان1388

« کودکان »

 

 

[1]. قال علی (ع):افضل النعم العقل؛ غرر الحکم و درر الکلم؛ محمّد تمیمی آمدی، دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1367 شمسی، ص 51.

[2]. مجله علمی پیام یونسکو، بهمن 1354.

[3]. همان‌طور که می‌بینید در این کلمه‌ حرف قاف دوبار خوانده می‌شود. دفعه اول با علامت سکون و دفعه دوم با همان علامتی که حرف دوم دارد برای خوانده شدن نیز زبان باید دوبار به محل تلفظ برخورد کند و این برای حرف زدن کمی مشکل است که بگوییم نقـ قاش.

[4]. وسائل، ج2، ص457.

کتاب و پوستر خاندان ویرانی

خاندان ویرانی( به مناسبت سالروز فرار شاه از ایران)

واقعیت‌های رژیم پهلوی را به روایت امام خامنه ای در  «خاندان ویرانی» بخوانید.

کاری از سایت نوجوان خامنه ای 

 بسته نمایشگاهی خاندان ویرانی به مناسبت دهه فجر جهت چاپ در مدارس، مساجد، محله‌ها و ...

جهت دسترسی به فایل سیاه و سفید قابل چاپ روی فایل دریافت کتاب کلیک کنید

جهت دریافت فایل رنگی با کیفیت عالی اینجا کلیلک کنید

جهت دریافت کتاب کلیک کنید
 
 
amooakhavan.ir
09127482911

احترام به پدر ومادر

نام درس : احترام به پدر و مادر

موضوع: اخلاقي ـ اجتماعي

هدف كلي

دانش‌آموزان در اين درس با جلوه‌هاي احترام به پدر و مادر و فوايد نيكي به والدين آشنا مي‌شوند. همچنين عقوق والدين و اثرهاي منفي آن را درك مي‌نمايند.

اهداف جزئي

دانش‌آموزان در اين درس لازم است موارد زير را درك كنند.

  • لزوم نيكي به پدر و مادر
  • جلوه‌هاي احترام به پدر و مادر
  • جايگاه مهم مادر
  • آثار منفي نافرماني پدر و مادر

هدف رفتاري

از دانش‌آموزان انتظار مي‌رود كه در پايان درس بتوانند با نيكي و احسان به پدر و مادر از نتايج مثبت و فروان آن در دنيا و آخرت بهره‌مند گردند و ضمن پرهيز از نافرماني آنان از اثرهاي منفي آن دوري جويند.

روش‌هاي مناسب تدريس

1- توضيحي 2- فعال (پرسش و پاسخ، معمّا، شعر، خاطره و داستان)

رسانه هاي آموزشی

10- تخته سياه و گچ               2- كارت 3- قرآن

احترام به پدر و مادر

مربي بعد از سلام و احوالپرسي، سؤالات زير را از دانش‌آموزان مي‌پرسد و جواب‌ها را روي تخته زير هم به صورت زير مي نويسد.

1- دوست و يار وفادار                                             ك ت ا ب

2- نام پيامبر گرامي اسلام                                     م ح م د

3- كسي كه چيز تازه‌اي به وجود آورد                       م ب ت ك ر

4- پايتخت ايران                                                    ت ه ر ا ن

5- ايستادگي و پافشاري                                        ا س ت ق ا م ت

6- جانشين پيامبر                                                 ا م ا م

7- دستگاه عكاسي                                              د و ر ب ي ن

8- اوّلين فصل سال                                               ب هـ ا ر

9- متملّق                                                            چ ا پ ل و س

10- آفريدگار جهان                                                 خ د ا

11- شهري كه امام حسين (ع) در آن جا با يارانش به شهادت رسيد. ك ر ب ل ا

12- شانه و كتف ـ پشت انسان                               د و ش

13- ماه پيروزي انقلاب اسلامي ايران                        ب هـ م ن

14- فرستادة خدا                                                  پ ي ا م ب ر

15- خوشحال                                                       ش ا د م ا ن

16- به مادر مادر و مادر پدر مي‌گويند                         م ا د ر ب ز ر گ

مربي بعد از جواب دانش‌آموزان، ستون وسط عمودي كه « احترام به پدر و مادر » است را به صورت برجسته نمودن حروف با رسم دو خط عمودي مشخص مي‌كند.

بچه‌ها آيا مي‌دانيد كه در قرآن بعد از فرمان به پرستش و اطاعت از خداوند، چه دستوري به ما رسيده است؟ نيكي و احسان به پدر و مادر

شما مي توانيد با توجه به شعر و نشاني آية مور نظر را پيدا كنيد و با خط زيبا و درشت در دفترتان بنويسيد.

بـه خـتم انبيـــا آن روح ايمــان            خــداي حّــي دانا داده فرمــان
بكن در حقّ باب و مادر خويش            ز روي مهرباني لطف و احسان[1]

اين آيه در سوره اسراء آمده است.

«وَ بِالوالِدَينِ اِحْسانَاً»

«مهر پدر و مادر »

گــويــم از مـــهـر پـدر يـا مــادرم         هر دو هسـتند رهنمـا و رهـبرم
بــي‌پـدر هرگــز نخـواهـم زندگـي        جان فداي خُـلق و خوي مــادرم
آن دو هستند مـونس جان و دلـم    مهرشان از جان و از دل مي‌خرم

تا كه هستيد زنده‌ايد اي مادر، پدر      جـورتـان را مي‌كشم از هـر نـظر
دردتـــان را مـي كنم مـن خـود دوا   مي‌كـنـم جانـم فــدا بـهر شمــا

 

 

غلامعلي شعباني

جلوه‌هاي احترام به پدر و مادر

مربي روي تخته به صورت زير، چگونگي احترام به والدين را توضيح مي‌دهد.

 

  1. در .............................. ار [2] 1. در ........................ ار [3]

- سخن با نرمي و مهرباني           - رعايت كامل مراتب ادب و احترام

- خطاب نكردن آنان به اسم كوچك       - خوش اخلاقي نسبت به آنان

- نگفتن كلمه‌اي كه سبب رنجش آنان شود - اطاعت نمودن از آنان

- پايين آوردن صدا در مقابل آنان         - جلوتر از آنان راه نرفتن

- در هنگام عصبانيت ، چيزي نگفتن      - قبل از آنان ننشستن

- دعا براي رحمت آنان              - بلند شدن در جلوي پاي آنان به نشانة احترام

 

آيا مي‌دانيد

خداوند متعال در قرآن در معرّفي دو نفر از پيامبران، اوّلين صفت آن‌ها را اطاعت و پيروي از والدين معرفي كرده است. قرآن را بگشاييد، سوره مريم را بياوريد، آيه 14 و 32 را نگاه كنيد. با توضيح من نام آن دو پيامبر را بگوييد. [4]

مردي بوده مطيع پدر و مادر و خوش رفتار با ايشان و هرگز نافرمان نبوده است. گفت: خداوندا مرا نسبت به مادرم خوش رفتار و فرمانبردار قرار داده و بدبخت قرار نداده است. [5]

جايگاه مهم مادر:

هر چند نيكي و احترام به پدر و مادر لازم و ضروري است، امّا بنابر تصريح در سورة احقاف و لقمان [6] و كلام پيشوايان دين، مادر به جهت زحمت‌هاي بسيار فراوان در دوران حاملگي، وضع حمل، شير دادن و ... از جايگاه بسيار بالاتري برخوردار است.

حق بزرگ مادر بر فرزند

مردي مادر سالخورده‌اش را به دوش گرفته بود و او را در اطراف كعبه، طواف مي‌داد. در حين طواف، پيامبر (ص) را ملاقات كرد. از آن حضرت پرسيد: « آيا حق مادرم را ادا كردم؟ » حضرت فرمود: « نه، حتي يك نفس او را جبران نكرده‌اي!»[7]

سفارش نيكي به مادر

شخصي خدمت پيامبر (ص) آمد و گفت:«يا رسول الله به چه كسي نيكي كنم؟» فرمود: «به مادرت» بار ديگر گفت: «ديگر چه كسي؟ » باز فرمود: «به مادرت» دوباره گفت: « بعد از او؟» باز فرمود: «به مادرت» براي بار چهارم كه گفت بعد از مادرم به چه كسي نيكي كنم. پيامبر فرمود: «به پدرت»

پيامبر گرامي اسلامي (ص) فرمود: «دعاي مادر زودتر به اجابت مي‌رسد.»

او كيست؟

او شترباني مي‌كرد و از اجرت آن مخارج مادر خود را مي‌داد. يك روز از مادر خود اجازه خواست تا براي زيارت پيامبر (ص) به مدينه رود. مادرش گفت: «اجازه مي‌دهم به شرط آن كه بيش از نصف روز در مدينه توقف نكني.» او قبول كرد و به سوي مدينه حركت كرد. وقتي به مدينه رسيد به خانة پيامبر رفت، امّا پيامبر تشريف نداشت، لذا بعد از يكي دو ساعت توقف بدون آن كه پيامبر را ملاقات كند به يمن بازگشت.

وقتي پيامبر خدا (ص) به خانه برگشت، پرسيد: «اين نور كيست كه در اين خانه تابيده است؟» گفتند: «شترباني كه به اينجا آمد و بازگشت.» پيامبر فرمود: «آري، او در خانة ما اين  نور را به هديه گذاشت و رفت.»

پيامبر اكرم (ص) دربارة اين شخص فرمود: «نسيم بهشت از جانب يمن و قرن مي‌وزد. چه بسيار مشتاقم به ديدارت اي ........... !»[8]

مادر

تو خوبي

تو زيباترين هديه آسماني

بزرگي

چون خورشيد تا بنده و مهرباني

تو هستي

چو دريا پُر از موج‌هاي محبّت

تو مادر

چو لبخند گُل ساده و دلنشيني

قشنگي

برايم تو در زندگي بهتريني

هميشه

تو را دوست دارم هميشه

سرم را

به دامان تو مي‌گذارم هميشه

اسدالله شعباني

نتيجة دعاي پدر

در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، خاطرات بسيار زيبايي از رزمندگان دلير جبهه‌ها وجود دارد كه در اين جا به يكي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم.

رزمنده‌اي مخلص مي‌گفت: در رزمگاه بودم، خمپارة دشمن كنارم افتاد و منفجر شد. تركش هاي آن به پيكرم، به خصوص به صورتم اصابت كرد و آن را پاره پاره كرد. بيهوش شدم. پس از حدود هفت روز به هوش آمده، خود را در بيمارستان روي تخت ديدم. دكترهاي متخصص پس از مدّتي معالجه، در مورد جرّاحي پلاستيك صورتم به من گفتند كه بايد به خارج اعزام شوم.

در اوّلين فرصت به خارج از كشور براي معالجه اعزام شدم، امّا آنچه ماية تعجب دكترها شده بود، اين كه همة صورتم آسيب ديده بود به جز دو چشمم كه با آن همه ظرافت هيچ گونه صدمه‌اي نديده بود. آن‌ها علّتش را نمي‌دانستند، ولي خودم مي‌دانستم و آن اين كه پدرم كور بود و من حدود بيست سال عصاكش او بودم. او گاهي برايم دعا مي‌كرد و مي‌گفت: «پسرم! اميدوارم كور نشوي.» همين دعا باعث شد كه دو چشم من آسيب نبيند و كاملاً سالم بماند. آري، اين سلامتي عجيب چشمم، نتيجة دعاي پدرم است![9]

فوايد نيكي به پدر و مادر

مي‌توان جهت بيان فوايد نيكي و احسان به پدر و مادر از كارت استفاده نمود.

رضايت خداوند

طول عمر                     افزايش روزي

دوستي پيامبر                  دوستي امامان

مقام والا در قيامت

 

آثار منفي نافرماني پدر و مادر

در ادامه مربي به موارد نافرماني پدر و مادر كه به عقوق والدين معروف است اشاره مي‌كند:

  • نگاه تند به والدين
  • ناراحت كردن آنان
  • رعايت نكردن حقوق آنان

آن گاه به اثرهاي منفي نافرماني ـ به صورت كارت ـ اشاره كند. در دو كارت، «دنيا» و « آخرت» را بنويسد و براي هر كدام در چند جداگانه پيامدهاي مربوط آن را بنويسد.

در دنيا         1) تهيدستي

                 2) خشم خدا

                 3) بي‌توفيقي

                 4) خواري و ذلت

                 5) مرگ زود رس

در آخرت

  • خشم خدا
  • نبخشيدن
  • محرم از بوي بهشت
  • چشيدن عذاب

پرسش و تمرين

  • پيامبر اكرم (ص) درباره احترام به پدر و مادر چه فرموده است؟
  • چهار مورد از جلوه‌هاي احترام به پدر و مادر را در گفتار و كردار بنويسيد.
  • فوايد نيكي به پدر و مادر را بنويسيد.
  • آثار منفي نافرماني پدر و مادر را بنويسيد.

«كار در منزل»

مواردي كه در طول يك هفته در كار منزل يا بيرون منزل به پدر و مادر خود كمك مي‌كنيد، ذكر نماييد. [10]

 

[1] - احد  ده بزرگي : «آيات سبز»، پيام آزادي، (تهران) چ 1، ص 34.

[2] - در گفتار.

[3] - در كردار.

[4] - حضرت يحيي (ع) .

[5] - حضرت عيسي (ع)

[6] - احقاف / 15، لقمان / 14-15.

[7] - محمد محمدي اشتهاردي: «داستانها و پندها»، پيام آزادي، (تهران) چ11، 1370، ج 4، ص 157.

[8] - همان، ج 1، ص 147. جواب: اويس قرن.

[9] - همان، ج 8، ص 140.

[10] - اين تمرين مناسبي است جهت مراقبت كودكان و نوجوانان براي احترام به والدين و تشويق آنان كه مربي مي‌تواند با سليقة خود براي تشويق ديگران و ترغيب آنان به اين امر مهّم، افراد شايسته را با توجه به موارد ذكر شده، تشويق نمايد و به آنان جوايز مناسبي اهدا كند.

طرح درسهای کتاب ره توشه نوجوان

شامل طرح درسهای  مقطع نوجوان با موضوعات اعتقادی،اخلاقی، قران ،احکام وگوناگون

باروشهای جذاب شعر،سرود، جدول،مسابقه و...

جهت دانلود پی دی اف کناب تابستان 96کلیک کنید

جهت دانلود پی دی اف کتاب تابستان 92 کلیک کنید

amooakhavan.ir

09127482911

شباهت تابلوهای راهنمایی ورانندگی بازندگی

 

روشی جذاب برای فهم آیات قرآن به نسل نوجوان وجوان

کاری از مر کز تخصصی نماز

مراجعه به سایت قنوت نوجوان

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

گروه تبلیغی هنری شهید علمدار

amooakhavan.ir

09127482911

راستگویی

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند بخشده  مهربان

سلام به تمام دوستان عزیز

 

درس اوّل و دوّم


راستگويي



بچه هاي عزيز سلام.

سوال سوال سوال سوال

    اگر توانستيد بگوييد بهترين عضو انسان كدام است؟ چرا؟


    حال بگوييد بدترين عضو كدام است؟ چرا؟


    دوست داريد هميشه عزيز باشيد؟


    آيا دوست داريد يك فرد مسلمان و مؤمن باشيد؟


[مربي عزيز براي جواب دو سؤال اول ابتدا مي‌تواند قصة لقمان حكيم را مطرح نموده كه اربابش به او گفت: گوسفندي را بكش و بهترين عضو آن را برايم بياور لقمان گوسفندي را كشت و زبان آن را آورد. روز ديگر به او گفت گوسفندي را بكش و بدترين عضو آن را برايم بياور. لقمان گوسفند را كشت و باز زبان آن را آورد. ارباب گفت: گفتم بهترين عضو، زبان را آوردي گفتم بدترين عضو، باز زبان را آوردي؟ لقمان گفت: زبان وسيله‌اي است كه با آن گناهاني انجام مي‌گيرد كه سرچشمة همه گناهان هستند مانند دروغگويي؛ و همه خوبيها نيز از آن سرچشمه مي گيرد.

راه ديگر اين كه چند كارت تهيه شود و روي يكي از آنها عكس زبان كشيده شود و روي بقيه كارتها كارهاي خوب و بد را كه زبان انجام مي‌دهد نوشت مانند:

راستگويي     سلام كردن    درس خواندن    .............

دروغ        بدگويي       غيبت        ............

 

اول كارت زبان نشان داده شود، سپس كارتهاي ديگر را كه درهم هستند نشان كودكان داده و پرسيد، كدام كار خوب است، كدام بد. بعد از چند دفعه، آن وقت علت خوب و بدن بودن كارها را از بچه ها پرسيد و به آنها كمك نمود تا به جواب كامل برسند.

اما براي جواب دو سؤال دوم  هشت كارت تهيه نموده روي كارتها اين كلمات نوشته شود:

اِنَّ      الصّادِقَ       مُكْرِمٌ    جَليلٌ[1]

اَلصِّدْقُ    عِمادُ        اْلاِسْلامِ   وَدِعامَةُ       اْلايمانِ[2]

 و در پشت كارتها ترجمة آنها و با تكرار آنها بچه ها دو حديث را حفظ مي كنند.]

فهميديم كه راستگويي يكي از فايده‌هايش اين است كه پيش همه عزيز هستيم يكي ديگر از فايده هاي آن اينكه هر وقت حرفي را بزنيم، همه حرف ما را قبول مي‌كنند و مي‌گويند او فرد راستگويي است.

و امّا ضررهاي دروغ‌گويي،



اول: ديگر عزيز نيستم.

دوم: مثل چوپان دروغگو مي‌شويم و ديگر كسي حرف ما را قبول نمي‌كند.

 

مربي اين شكل را كشيده و مي گويند: بچه‌ها، اگر مي خواهيد به طرف خدا برويد بايد حتماً اين راه را طي كنيد. حال بياييد ببينيم اين راه چه راهي است؟ (رمز جدول عدد 3 است؛ يعني از خانه اول بالا سمت راست شروع كرده و از خانه بعدي شروع به شمارش مي‌كنيم. سه خانه سه خانه به جلو رفته حروف را ياد داشت مي‌كنيم تا جمله مورد نظر بدست آيد: راستگويي راه نجات مي‌باشد.

تذكر: 1- بايد در نظر داشت خانه اول سمت راست بالا شمرده نمي‌شود. 2- اينكه بايد جدول را دورزد يعني از اول جدول وقتي به آخر رسيديد باز از اول شروع كنيد تا پيام جدول بدست آيد.

پيام جدول ترجمة حديثي از امام علي عليه السلام است كه مي فرمايند:

«اَلصَّدْقُ يُنْجيكَ» [3]



براي اينكه اين پيام بهتر روشن شود اين حكايت ذكر شود.

شبي كه پيامبر (ص) خواستند از مكه هجرت كنند، ابوذر پيامبر(ص) را در پارچه‌اي پيچيده بر دوش خود گذاشت و به طرف خارج شهر مكه به راه افتاد. كفّار او را ديدند پرسيدند: ابوذر چه حمل مي‌كني؟ ابوذر گفت محمد (ص) را.

كفّار گفتند: او را ببين در چنين موقعي ما را مسخره مي‌كند و گذاشتند تا ابوذر برود.

وقتي از منطقه خطر گذشتند، ابوذر پيامبر (ص) را زمين گذاشت.

بله، ابوذر با يك كلام راست توانست جان پيامبر (ص) را نجات دهد.

داستان «ضبط صوت»

بابا، هميشه از آقاي اكبري خيلي تعريف مي‌كرد. مي‌گفت: آقاي اكبري يك دستگاه ضبط صوت دارد. هر وقت دوست داشته باشد؛ صدا توي آن ضبط مي‌كند.خيلي از بچه هاي فاميل و محلشان توي ضبط صوت او خوانده‌اند خود آقاي اكبري هم توي ضبط صوتش آواز خوانده. نمي‌دانيد چه صداي قشنگي دارد.

از بابا مي‌پرسيدم: بابا خودت هم صداي آقاي اكبري را از ضبط صوت شنيده‌اي؟

بابا گفت: نه، خودش مي‌گويد صدايش خيلي خوب است.

مادرم چند بار به بابا گفت كه يك روز آقاي اكبري را به خانه‌مان دعوت كنيم بالاخره هم بابا يك روز اين كار را كرد.

عصر يك روز تابستان، مادر توي حياط زيلو پهن كرد. سماور را هم روشن كرد. بابا هم رفت ميوه گرفت.

با به صدا درآمدن در حياط، فهميديم كه آقاي اكبري آمده. آقاي اكبري يك چمدان بزرگ دست گرفته بود. چمدان را كنار ديوار گذاشت و نشست. خيلي دلم مي‌خواست آقاي اكبري هر چه زودتر در چمدان را باز كند.

خلاصه، آقاي اكبري بعد از خوردن كلّي ميوه و چاي، در چمدان را باز كرد. تازه فهميديم آن چمدان نيست، خوددستگاه ضبط صوت است.

ضبط صوت دو تا حلقه نواري بزرگ داشت كه وقتي دستگاه را روشن مي‌كردند، اين حلقه­ها مي‌چرخيدند و نوار از دور يكي باز مي‌شد و به دور آن يكي مي‌پيچيد. آقاي اكبري دو شاخة ضبط صوت را به پريز زد و گفت: حالا، ضبط صوت را امتحان مي‌كنيم.

بعد ضبط صوت را روشن كرد. حلقه نوارهاي بزرگ هم چرخيد. بعضي وقتها سرعت نوارها كم مي‌شد و آقاي اكبري با دست نوار را مي‌چرخاند.

آقاي اكبري ميكروفن را جلوي من گذاشت و گفت: بگو يك دو سه چهار آزمايش مي‌كنيم.

من خجالت كشيدم و گوشهايم داغ شد. بابا كلّه‌اش را به ميكروفن نزديك كرد و گفت: يك، دو، سه ... وقتي آقاي اكبري نوار را با كمك دست به عقب برگرداند، صداي بابا دوباره از توي ضبط آمد: يك، دو، سه ... .

همه بلند خنديديم. آقاي اكبري رو به من كرد و گفت: خوب آقا كمال حالا دوست داري چي‌بخواني؟

گفتم: نمي‌دانم.

بابا گفت: هر چي دوست داري بخوان.

آقاي اكبري دوباره دستگاه ضبط صوت را روشن كرد. من با صداي لرزاني شروع كردم به خواندن: رفتم به باغي، ديدم كلاغي، كلاغ زاغي، سنگي برداشتم، رفتم به سويش .... .

آهاي! به دادم برسيد! اين آدم مي‌خواهد مرا بكشد! به دادم برسيد!

يكدفعه سر و كلة همسايمان از بالاي ديوار پيدا شد. بابا، از همانجا داد زد: بپر توي حياط ما.

علي آقا از ديوار پريد توي حياط. از آن طرف صداي جيغ و فرياد زن و بچه هايش بلند شد. بعد از علي‌آقا، جواني از بالاي ديوار سرك كشيد و گفت: مي‌كُشمت! نمي‌گذارم زنده بماني! همين الآن.... .

ولي هنوز حرفش تمام نشده بود كه چند نفر او را پايين كشيدند. مادرم رفت و زود براي علي‌آقا يك ليوان آب خنك آورد. علي آقا آب را خورد و گفت: خدا را شكر!. بعد روي زيلو نشست. رنگش پريده بود و عرق از سر و رويش سرازير شده بود.

بابا پرسيد: چي شده علي آقا؟ اين سر و صدا براي چه بود؟

علي آقا آهي كشيد و گفت: آن جوانك برادر زنم بود به خاطر كاري حرفمان شده بود، مي‌خواست مرا بكُشد.

هنوز حرف علي‌آقا تمام نشده بود كه در زدند. رفتم و در را باز كردم. يكدفعه چندتا مرد يا الـلـه‌ي گفتند و آمدند توي حياط آن جوان هم همراهشان بود، ولي ديگر آرام شده بود.

يكي از مردها كه انگار از قوم و خويشهاي علي‌آقا بود، گفت: تو جاي پسر علي‌آقايي ... چرا همچين كاري كردي!چرا گفتي كه مي‌خواهي او را بكشي!

جوان سرش را پايين انداخت و گفت: من كي گفتم كه مي‌خواهم او را بُكشم؟

علي آقا داد زد: به خدا گفتي، به پيغمبر گفتي! آقايان نگفت؟

بابام گفت: حالا هر چي بوده گذشته. دنيا ارزش ندارد. صلوات بفرستيد و تمامش كنيد!

    من كه گذشت مي‌كنم! اما چرا باز هم دروغ مي‌گويد؟ شما را به خدا، نگفت كه مرا مي‌كُشد؟

جوان گفت: نه؛ نگفتم! نگفتم!

يكدفعه آقاي اكبري كه تا اين وقت ساكت بود، گفت: صبر كنيد الآن معلوم مي‌شود كي راست مي‌گويد، كي دروغ.

بعد، نوار ضبط صوت را برگرداند و ضبط را روشن كرد. قبل از هر چيز، صداي لرزان من شنيده شد كه مي‌خواندم؛ اما وسط شعر خواندن من صداي علي آقا و جيغ و فرياد زن و بچه‌هايش آمد. بعد از اين صداي بابا آمد و جوان كه فرياد مي‌زد: مي‌كُشمت.

با شنيدن اين صدا، همه سكوت كردند. مردها، جوان را وادار كردند تا از علي‌آقا معذرت بخواهد. او هم با علي‌آقا روبوسي كرد و از خانه ما رفتند. در حال رفتن، جوان به عقب سربرگرداند و چپ‌چپ آقاي اكبري را نگاه كرد. معلوم بود كه از كار او خيلي عصباني شده.

بعد از رفتن آنها، آقاي اكبري دوباره ما را دور ضبط صوت جمع كرد. خوشحال بودم كه براي اولين بار، صداي خودم را از توي ضبط صوت شنيده‌ام.[4]

 

شكل2

 

راهنمايي كليد:

    از حرف د شروع كرده، سه خانه سه خانه جلو رفته، حروف را ياداشت نماييد.
    جهت حركت مشخص شده وقتي كه دايره تمام شد از حرف م ادامه دهيد.
    حرف اول د شمرده نمي‌شود.
    پيام جدول : « دروغ گويي كليد بديها مي‌باشد».
    اين پيام ترجمة حديثي از امام حسن عسكري است كه مي‌فرمايند:

«جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِي بَيْتِ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الْكِذْبُ» .[5]

    پس از رسيدن به پيام جدول مي توان در رابطه با اين حديث و ترجمة آن توضيحاتي را داد؛ البته توضيحاتي كه در حد فهم كودكان باشد.

پرسشها

    حديث زير را كامل كنيد.

الصدق ............. الاسلام و ................... الايمان.

راستگويي ............................. اسلام است و ...................... ايمان مي‌باشد.



    كليد بديها چيست؟
    به نظر شما در قصه چه كسي دروغ گفت؟ و چگونه دروغ او را همه فهميدند؟
    اين جمله را كامل كنيد.



راستگويي ............... است.



احاديث براي استفاده بيشتر مربيان

- «اَلصِّدْقُ رُوحُ الْكَلامِ».           (امير المؤمنين علي عليه السلام)

- اَلصِّدْقُ اَخُو الْعَدْلِ».                                             =              =

- « اَلصِّدْقُ صَلاحُ كُلِّ شَيْءٍ وَ الْكِذْبُ فَسادُ كُلِّ شَيْءٍ». =              =     

- « تَعَلَّمُوا الصِّدْقَ قَبْلَ الْحَديثِ».               ( امام محمد باقر عليه السلام)

- « اَلصِّدْقُ عِمادُ الْاِسْلامِ وَ دِعامَةُ الْايمان.ِ» ( امير المؤمنين علي عليه السلام)

- « اَلصِّدْقُ اَمانَةُ الْلِسانِ وَ حَليةُ الاِيمَانِ».                   =              =

- « اِنَّ الصَّادِقَ مُكْرِمٌ جَلِيلٌ وَ اِنَّ الْكَاذِبَ لَمَهانٌ ذَلِيلٌ».            =              =

                                 منبع احاديث بالا ميزان الحكمة، ج 5، باب الصدق

«اَلْكِذْبُ بَابٌ مِنْ اَبْوابِ النِّفاقِ».                 (امير المؤمنين علي عليه السلام)

« اِنَّ الْكِذْبَ خَرابُ الْايمانِ».                     (امام محمد باقر عليه السلام)

« شَرٌّ الْقَوْلِ اَلْكِذْبُ».                              (امير المؤمنيني علي عليه السلام)

«عاقِبَةُ الْكِذْبِ اَلنَّدَمُ».                                            =              =

« اِعْتيِادُ الْكِذْبِ يُورِثُ الْفَقْرَ».                                    =              =

                                منبع احاديث بالا ميزان الحكمة ج 8 باب الكذب.


[1] . ميزان الحكمة، ج 5، ص 287، حديث 10192.

[2] . ميزان الحكمه، ج 5، ص 287، حديث 10185.

[3] . ميزان الحكمه، ج 5، ص 285، حديث 10165.

[4] . حكايتهاي كمال، (تصديق دوچرخه) حكايت دوم.

[5] . ميزان الحكمة، ج 8، ص 344، حديث 17110.

 

 

 

amooakhavan

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

amooakhavan@

 

طرح درس احترام به پدر ومادر

بسمه تعالی


پدر و مادر حق ممتاز و بی نظیری بر گردن فرزندان دارند؛ از این رو مستحق اکرام و تعظیم خاص بوده و مسؤولیت فرزندان در این رابطه بسیار خطیر و غیر قابل اغماض می باشد.
رعایت حقوق و احترام آنان، آثار معنوی بسیار ثمر بخشی داشته و حتی در امور دنیوی فرزندان تأثیر گذار می باشد. از طرف دیگر، تضییع حق ایشان و عدم قیام به انجام وظایف از سوی اولاد، آثار زیانبار و جبران ناپذیری در دنیا و آخرت برایشان در پی خواهد داشت.
به جهت اهمیت موضوع و ضرورت توجه به نکات بسیار ظریف در این مورد، بخشی از راه کارهای عملی در ادای حقوق و بزرگداشت مقام پدر و مادر ارائه گردیده. از خداوند متعال توفیق عملی برای خود و خوانندگان را مسألت می نماییم.
1. با آن ها نیکو سخن بگویید.
2. اگر آن ها را ناراحت کرده اید، بکوشید تا خوشحالشان کنید.
3. در نیکی کردن به پدر و مادر، خوب و بد بودن آن ها را ملاحظه نکنید (حتی باید به والدین غیر مومن نیکی کرد).
4. اگر امر به حرامی کردند، اطاعت نکنید.
5. اگر اطاعت از آنان ممکن نبود، حق بدرفتاری ندارید.
6. لازم است پس از درگذشت آن ها نیز به ایشان احسان کنید:
برایشان نماز بخوانید.
از طرف آن ها حج بروید.
از طرف آن ها روزه بگیرید.
برایشان استغفار کنید و ...
7. پس از مرگ آنان، تعهدات و بدهیهایشان را ادا کنید.
8. دوستان آن ها را نیز اکرام کنید.
9. پیش از آن که چیزی از شما بخواهند، حاجتشان را بر آورید.
10. در حضورشان با احترام بنشینید.
11. صدای خود را از صدای آن ها بلند تر نکنید.
12. در چشمانشان خیره نشوید.
13. با دست و چشم به آن ها اشاره نکنید.
14. آن ها را به اسم صدا نزنید.
15. جلو تر از ایشان راه نروید (مگر آن که ضرورتی داشته باشید).
16. قبل از ایشان ننشینید.
17. اگر عصبانی شدند، نسبت به آنان خشوع کنید.
18. در همه حال از آن ها تشکر کنید.
19. مراقب باشید، هیچ گاه به ایشان دشنام ندهید.
20. بکوشید تا هرگز آن ها را خشمگین نسازید.
21. در حد ممکن، در برآوردن نیازها و تأمین هزینه آنان بکوشید.
22. هر قدر می توانید نسبت به ایشان نیکی کنید.
23. هرگز در مقابلشان تکبر نورزید.
24. در خواست هایشان را برآورده سازید (هر چند به آن نیاز نداشته باشند).
25. چنان چه در حق شما بدی کردند؛ در مقابل، برایشان استغفار و طلب خیر کنید.
(اجزهما بالاحسان احسانا و بالسیئات غفرانا).[1]
26. در مجالس، بالاتر از ایشان ننشینید.
27. دست خود را بالای دست ایشان نگیرید.[2]
28. اگر از شما خواستند پیش آنان بمانید، در حد امکان از ایشان جدا نشوید.[3]
29. در احسان به والدین، جانب مادر را بیشتر مراعات کنید.
30. به وصیت هایشان عمل کنید.
31. دیون (بدهی ها) آنان را ادا کنید (در صورت توانایی).
32. اگر بین امر و نهی والدین تعارضی بود؛ اگر ممکن است، رضایت هر دو را جلب کنید و گرنه جانب مادر را ترجیح دهید.
33. اگر شما را به خوردن غذای شبهه ناک امر کردند، اطاعت کنید.[4]
34. اگر در وقت نماز شما را به کاری امر کردند، نماز را به تأخیر انداخته و فرمان آنان را اطاعت کنید.
35. اگر در واجبات کفایی شما را نهی کردند، آن واجب را ترک کنید.
36. از آزار دیگران نسبت به والدین جلوگیری کنید.
37. پیش از آنان شروع به خوردن غذا نکنید.
38. در مجالس، روی خود را از ایشان بر نگردانید.
39. کاری نکنید که دیگران به پدر و مادر شما بدگویند.
40. در وقت ورودشان از جا برخیزید.
41. مراقب سلامتی آنان باشید و اگر نیاز به پزشک و ... دارند اقدام کنید.
42. هرگز برای آنان آرزوی مرگ نکنید.
43. از آنان بخواهید تا در حق شما دعا کنند (دعای والدین در مورد فرزندان مستجاب است، ان شاء الله)
44. غیبت ایشان را روا مدارید و نگذارید دیگران از آن ها غیبت کنند.
45. در مواقع مختلف مدافع آن ها باشید (تا جایی که حق دیگران تضییع نگردد).
46. نقاط ضعف آنان را برای دیگران بازگو نکنید (مگر موارد خاص).
47. صفات نیک ایشان را در حضور و غیابشان یادآور باشید.
48. ابراز محبت خود را نسبت به آن ها آشکار کنید.
49. هر چه می توانید در برابرشان تواضع کنید.
50. از ایشان تقاضایی نکنید که موجب شرمندگیشان شود.
51. بدی هایشان را فراموش کنید و تکرار نکنید.
52. سعی کنید هیچ وقت خوبی هایتان را به رخ آنان نکشید (مگر این که ضرورتی داشته باشید).
53. برای پدر و مادر و ذوی الحقوق والدین خود نیز دعا و احسان کنید.
54. نیکی به پدر و مادر را به بهانه این که آنان هنوز جوان هستند ترک نکنید.
55. لزوم احترام ایشان را به اعضای دیگر خانواده گوشزد کنید.
56. در حد امکان، زمینه تفریح، گردش و زیارت را برایشان فراهم آورید.
57. هرگز صریحا به آنان جواب رد ندهید.
مركز مشاوره حوزه علمیه قم - در محضر پدر و مادر، ص 1 - 5

منابع كمكی:
1. قرآن کریم، سوره های: اسراء، بقره، لقمان، احقاف.
2. شهید دستغیب، گناهان کبیره.
3. سید جعفر میر عظیمی، حقوق والدین، قم: انتشارات مسجد جمكران.[1]. دعای ابو حمزه ثمالی.
[2]. علامه مجلسی می فرماید: یعنی در موقع عطا به آنها، دست خود را بگیر تا آن ها از دستت بردارند.
[3]. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمودند: انس پدر و مادر به تو در یک شبانه روز، از جهاد یک سال بهتر است و نیز برای یک نگاه محبت آمیز به والدین، ثواب یک حج مقبول را وعده دادند.
[4]. زیرا پرهیز از لقمه شبهه ناک مستحب، ولی اطاعت آنان واجب است.

 #کانال تبلیغی علمدار

#عمو اخوان

#ما را در سروش و ایتا و تلگرام دنبال کنید

amooakhavan@

09127482911