مجموعه طرح درس های الف با ، تا خدا

به نام خدا

مجموعه نفیس شامل 3فصل اصول دین ، ماه خدا و آداب اجتماعی

قرآن ، حدیث همراه با تصویر ، شعر، داستان ، جدول ، مسابقه ، کار در منزل و...

pdf کتاب نفیس الف با، تا خدا طرح درس کامل مقطع ابتدایی

 

 

جهت بازدید از اجرای پرده خوانی عمواخوان با موضوع در جستجوی خدا کلیک کنید

خداشناسی

درجستجوی خدا

بسم اله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که پرواز را به گنجشک اموخت لباسی هم از جنس پر برای تنش دوخته

با عرض سلام و ادب و احترام

 

درس اول
خداشناسي

 
چند دليل :

دليل اول ( پرواز هواپيما)

اگر هواپيمايي را در آسمان، در حال پرواز ببينيد چه نتيجه‌اي مي‌گيريد؟

مي­فهميم كه اين هواپيما دستگاههايش سالم و داراي سوخت (بنزين) است و يك خلبان ماهر يا يك دستگاه كنترل آن را هدايت مي كند. زيرا محال است بدون اين ويژگيها پرواز كند.

در دنيايي كه ما زندگي مي كنيم همه چيز در حال حركت است، شما همين الان كه اينجا نشسته ايد با سرعت زيادي در حال حركت هستيد؛ زيرا روي كرة زمين هستيد و كرة زمين با سرعت زيادي در حركت است ولي ما آن را احساس نمي‌كنيم. چون همه چيز با آن در حركت است. مثل زماني كه سوار اتوبوس باشيم وقتي كه اتوبوس در حركت است تا زماني كه ما به بيرون نگاه نكنيم حركت آن را احساس نمي‌كنيم.

همينطور كرات آسماني ديگر، مثل ماه، مشتري، مريخ و ميليونها كرة ديگر با سرعت زياد در يك مسير منظم در حركت هستند.

وزن هر يك از اين كرات آنقدر زياد است كه قابل محاسبه دقيق نيست. مسلم است كه چنين اجسام سنگيني اگر بخواهند حركت كنند، نياز به نيروي فوق‌العاده زيادي دارند تا آنها را به حركت در‌آورد.

اگر قدرت و نيرويي نبود كه اين اجسام سنگين را به حركت درآورد و در مسير خود هدايت كند، آيا چنين حركتي امكان داشت؟

پس اين كرات آسماني براي حركت خود به حركت دهنده نياز دارند. او كيست؟

داستاني در اين زمينه

روزي حضرت علي(ع) با گروهي از ياران خود از راهي مي‌گذشتند به پيره‌زني رسيدند كه با يك چرخ نخ‌ريسي، از پنبه نخ درست مي‌كرد. حضرت علي (ع) پس از سلام و احوالپرسي از او پرسيد: مادر،  خدا را چگونه شناختي؟

پيرزن دست از چرخ بداشت، چرخ بعد از چند دور حركت، ايستاد: پيرزن گفت: من از راه اين چرخ خدا راشناخته ام، زيرا تا زماني كه با دست خود آن را حركت مي‌دهم كار مي‌كند و اگر از آن دست بردارم، از حركت مي‌ايستد. پس اين آسمان و زمين هم گرداننده‌اي دارد كه اگر او نباشد ديگر اين آسمان و زمين حركت نخواهند كرد و شب و روزي نخواهد بود.

دليل دوم (زندگي مورچه)

آيا تاكنون حركت دسته‌جمعي مورچه‌ها را ديده‌ايد كه چطور بدون اين كه خط­كشي يا تابلو و علامتي داشته باشند در يك صف منظم در حال حمل كالا هستند و مواد غذايي را به انبار لانه حمل مي‌كنند، با هم تصادف نمي‌كنند، پا روي پاي هم نمي‌گذارند، لانه خود را گم نمي كنند و ...

وقتي مورچه‌اي دانه‌اي را حمل مي‌كند بعضي از مورچه‌ها كه مسئوليت بازرسي را بر عهده دارند مي‌آيند و دانه را بازرسي مي‌كنند؛ اگر فاسد باشد اجازه نمي دهند كه دانة فاسد به داخل لانه برده شود و به آورندة آن دستور مي‌دهند كه آن را به جاي دور دستي ببرد. [1]

دانه‌هاي سالم را به دو نيم مي‌كنند تا سبز نشود. مورچه ها در طول سال از دانه‌هاي ذخيره شده براي غذاي خود استفاده مي‌كنند. به اين صورت كه اول دانه ها را خرد مي‌كنند؛ سپس آن را به صورت ترشي و مايع در آورده و آنگاه مصرف مي‌كنند.

راستي، چه كسي اين موجودات ريز را آفريده و آنها را تعليم داده تا اين چنين منظم باشند؟  چه كسي به آنها گفته است به فكر بهداشت باشند؟ چه كسي به آنها اين نيرو را داده است كه يك دانه گندم راكه چند برابر خودشان وزن دارند حمل كنند؟


داستان ـ بنا و بنّا


در زمان قديم پادشاهي بود كه به خدا ايمان نداشت؛ اما وزيري داشت كه خداپرست بود. هر چه وزير براي اثبات وجود خدا دليل مي‌آورد، شاه قبول نمي‌كرد. تا اين كه وزير دستور داد در يك بيابان دور افتاده كه هيچ ساختمان و درختي نبود يك ساختمان ساختند و اطراف آن را درختكاري كرده و جويهاي آب در زير درختان جاري سازند.

زماني كه ساختمان و باغها آماده شد، يك روز وزير پادشاه را به شكار دعوت كرد و طوري برنامه ريزي نمود كه مسير پادشاه از نزديكي آن ساختمان و باغها باشد.

وقتي كه نگاه پادشاه به آن ساختمان و آبادني آنجا افتاد از وزير پرسيد، در زمانهاي گذشته كه براي شكار به اين جا مي‌آمديم چنين ساختماني نبود! چه كسي اينها را ساخته است؟

وزير در جواب گفت: قربان اينها خود به خود بوجود آمده‌اند!

پادشاه برآشفت و گفت، مرا مسخره مي‌كني؟ اين چه حرفي است كه مي زني، آيا مي‌شود كه اينها خود به خود بوجود آمده باشند و اين ساختمان زيبا خود به خود ساخته شده باشد؟

وزير در جواب گفت: وقتي بناي اين ساختمان محقّر و كوچك بدون بنّا غير ممكن باشد چگونه مي‌شود كه بناي آسمانها و زمين و موجودات بسيار زيبايي كه روي آن هستند بدون آفريدگار باشند.

پادشاه متوجه شده و به وجود خدا و آفريدگار اعتراف كرد. [2]



مناظره



يكي از بزرگان دين با يك نفر كافر بحث مي‌كرد آن عالم ديني مي‌گفت: هر چيزي كه در اين جهان است آفريدة خداست. ولي آن مرد كافر مي گفت: نه اينها به خدا احتياجي ندارند و خود به خود بوجود آمده‌اند.

آن مرد خدا شناس گفت: شما برگ توت را در نظر بگيريد كه همه برگهاي آن مثل هم هستند، ولي همين برگ توت را اگر كرم ابريشم بخورد تبديل به پيله ابريشم مي‌شود! و اگر زنبور عسل آن را بخورد تبديل به عسل خواهد شد و اگر آهو آنرا بخورد تبديل به مشك و عطر خواهد شد و اگر گوسفند آن را بخورد تبديل به سرگين خواهد شد با اينكه يك چيز بيشتر نيست پس اين كه در شكم هر يك از اين موجودات تبديل به چيزي مي شود معلوم مي‌شود كه به تقدير يك آفريننده و خالق حكيم است.

كشتي بي ناخدا؟!!

علي بن ميثم به حسن به سهل وارد شد. ديد يكي از منكرين خدا در آنجا است و گروهي اطراف او را گرفته‌اند. علي‌بن ميثم [3] همه را متوجه خود كرد و گفت: امروز مطلب بسيار عجيبي ديدم.

گفت: كشتي كوچكي را ديدم كه بدون ناخدا مردم را از اين طرف آب به آن طرف مي‌برد!

آن شخص طبيعي رو كرد به حسن بن‌سهل و گفت گويا اين مرد ديوانه است!

حسن بن سهل گفت: چطور؟

گفت: براي اين كه مي گويد چند قطعة چوب بي عقل و شعور مردم را به مقصدشان مي‌رساند.

علي بن ميثم گفت: من ديوانه‌ام كه مي‌گويم كشتي كوچكي، بدون كشتيبان حركت مي‌كند و مردم را به مقصد مي رساند يا آن كسي كه مي گويد اين كشتي عظيم جهان هستي بدون كشتيبان حكيم و دانا و توانا اداره مي‌شود!



خداي يكتا

از آب و بادو صحرا        از آسمان زيبا

از آن كبوتري كه          نشسته بر بام ما

پرسيدم و شنيدم         راز وجود آنها

اين قصه را مي‌گفتند       امّا نه بازبانها

نيافريده ما را                        به جز خداي يكتا

 
 

( سرود ايمان، از گلچين گرگاني)

پرسش و تمرینی که مربیان عزیز می توانند بخواهند از بچه ها

    مورچه چطور به ما درس خداشناسي مي دهد؟
    وزير از ساختن ساختمان در صحرا چه منظوري داشت؟

 

عموروحانی حجت السلام امیراخوان

amooakhavan,ir

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

amooakhavan@

شهادت امام رضا (ع)1

شهادت امام رضا (ع) 1


بسم الله الرحمن الرحیم


دوستای خوبم سلام، 1 2 3 سلام


نمی‌شنوم سلام، کمی قوی‌تر سلام


اول هر صبح سلام، صدا ضعیفه سلام
کمی بلندتر سلام
حال شما خوب است ؟ کی خسته است ؟ دشمن - کی زنده است ؟ ایران - جانم فدای ایران

.........................................................................


امروز می خواهم برای شما داستانی تعریف کنم که آخر این داستان یک مسابقه است هر کس خوب گوش بده به این داستان می تواند مسابقه را هم جواب بدهد . پس خوب گوش کنید :
فصل فصل برداشت میوه ها بود . کارگران مشغول میوه چینی بودند . بعضی در وقت میوه چینی آواز می خواندن


نهال سیبی داشتم     تو باغچه اونو کاشتم
باد اومد و تابش داد    ابر اومد و آبش داد


چند نفر دیگر هم بلند بلند می خندیدند . سیب های سرخ را از شاخه ها جدا می کردند و آن ها را در سبد می گذاشتند و سبد ها را به گوشه ای از باغ می بردند . و روی هم انبار می کردند . نزدیک ظهر شد . همگی خسته شده بودند . سرکارگر گفت : استراحت می کنیم و نماز می خوانیم .


همه به طرف سایه درخت بید رفتند که کنار جوی آب بود . توی این جمع پیر مردی بود که سال ها در این باغ کار می کرد . او شروع کرد برای دیگران از میوه های این باغ تعریف کردن . در همین لحظه مردی با یک سبد گلابی جلو آمد و گفت : عجب گلابی های خوش بو و آب داری .


یکی گفت : کو کجاست درختش ؟


جواب داد : گوشه باغ کنار پرچین .


جوانی که در میان جمع بود یکی از گلابی ها را برداشت . کمی سبز بود . با دندان کمی از آن را کند و جوید ، اخم کرد .میوه نیم خورده اش را دور انداخت و گفت : چندان هم تعریف ندارد . بعد گلابی دیگری برداشت زرد زرد بود . آن را بویید . کمی خورد و گفت : نه بابا به این هم می گویید خوشمزه ؟ چشمش به یک گلابی کوچکتر افتاد و گفت : شاید این یک لذیذ باشد میوه ی دستش را توی آب انداخت . شلپی صدا کرد . آب آن را برد . گلابی کوچک را برداشت .


 یک دفعه چشمش افتاد به صاحب باغ که آمده بود از کارگر ها سر بزند . از جا بلند شد و سلام کرد . صاحب باغ هم جوابش را داد و گفت : بنشینید .


اطراف پر از گلابی نیم خورده بود . صاحب باغ خم شد و یکی از این گلابی ها را برداشت . همه ساکت بودند . جوان سرش را پایین انداخت . فکر کرد الان بیرونش می کنند . پیرمرد که کنار او ایستاده بود آهسته گفت : گفتم کار زشتی است . صاحب باغ که امام رضا (ع) بود فرمودند : الان میوه زیاد است ، شما هم می خورید . اما افراد زیادی هستند که از این نعمت الهی محرومند . جوان تا این حرف امام را شنید یادش آمد از زنان و بچه های فقیری که هر روز غروب لب جاده می ایستند . التماس می کنند و میوه می خواهند . هر چند که به دستور امام چند سبد میوه برایشان می برند ، اما کافی نبود . احساس گناه کرد و از امام عذر خواهی کرد


خوب بچه ها به نظر شما منظور امام چی بود ؟


آفرین ، اسراف نکنید (کلوا و اشربوا و لا تسرفوا – اعراف 31 )


شما که اهل اسراف نیستید ؟ نه


آفرین به شما نو گُلان عزیز ان شا الله که در روز شهادت امام رضا (ع) اگر هم گاهی اوقات فراموش می کردیم نباید اسراف کنیم از این به بعد حواسمان را بیشتر جمع می کنیم

                                                              خوب باید حواسمان باشد که میخواییم بریم مشهد زیارت امام رضا ع چی باید بگیریم

خوب اول چی می خواهیم ؟ درسته پول ، خوب این هم پول . بریم بریم در مغازه ببینیم چه دارد .


-آقا سلام .


-سلام پسرم . بفرمایید .


-راستش امروز تولد یکی از بهترین دوستان من است می خواهم براش یک کادو خوب بگیرم به نظر شما چی خوبه ؟


-هر چیزی که بخواهی ما داریم و خوبه .


-من نمی دانم چی باید بگیرم


-شما چقدر اون دوستت را دوست داری ؟


-خیلی اینقدر که حاضرم بخاطرش جونمم بدهم .


-پس خیلی برای شما ارزش داره ، بهتره یکم بگردم ببینم چی دارم . آها بنظرم این بد نباشه ؟(کتاب)


-چه کتابی هست ؟ قرآن .


- راستش خودش حافظه قرآن است .


- چقدر خوب چه دوست خوبی دارید شما .


- بله دوست من هم قرآن حفظ است و هم تمام روایات را بلد است .


- عجب !!!!!!!
- پس حسابی انسان شریف و بزرگیه .


- بله
- خوب برای یک همچین انسانی باید از یک جایی کادو بگیرید که ارزش اون را داشته باشه نه از مغازه من .


- خوب از کجا باید برم تهیه کنم؟
- آها بنظرم یک مغازه فقط توی دنیا هست که می تواند کادوی خوبی برای تو داشته باشد و صاحب آن مغازه خداست .
- چی خدا ؟ مگه خدا هم مغازه داره ؟


- بله پسرم ! داخل مغازه خدا همه چیز هست . هم خوردنی هم دانستنی . همه چیز .


- خوب حالا آدرسش کجاست ؟
- اگه شما این قرآنی که دستت دادم را باز کنید و سوره لقمان را بخوانید می توانید بهترین هدیه را پیدا کنید .


(قرآن را گرفتم و با سرعت اومدم پیش بچه ها)


اگر حاضر هستید بچه ها این سوره را با بازی بهشتی و جهنمی انجام بدهیم ، هر کجا کار بدی بود بگویید جهنمیه جهنمیه و هر کجا کار خوب بود بگویید بهشتیه بهشتیه .


کسی که شکر خدا کند ؟ بهشتیه بهشتیه


کافر به خدا ؟ جهنمیه جهنمیه


احترام کننده مامان و بابا ؟ بهشتیه بهشتیه


ناراحت کننده مامان و بابا ؟ جهنمیه جهنمیه


کسی که به دیگران تهمت می زنه؟ جهنمیه جهنمیه


کسی که دروغ نمی گوید ؟ بهشتیه بهشتیه


کسی که به دیگران کمک می کند ؟ بهشتیه بهشتیه


کسی که دل دیگران را می شکنه ؟ جهنمیه جهنیمه


کسی که اهل درس ؟ بهشتیه بهشتیه


کسی که نماز می خواند ؟ بهشتیه بهشتیه


کسی که دروغ بگوید ؟ جهنمیه جهنمیه


خوب حالا چه کسانی دوست دارند بهشتی بشوند ؟ همه


بچه ها دل شما پاک پاک است اگر هم تا بحال اشتباهی کاری کردید که خدا ناراحت شده باشه می توانید یک کار خوب انجام بدهید تا خدا شما را ببخشد چه کسی می داند چه کاری ؟ (اگر جواب دادند توبه خیلی ماهرانه تصویر را نشان می دهیم و ادامه توضیح را می گوییم )


با یک نقاشی این کار خوب را یاد بگیریم . آماده اید ؟


بله بچه ها انسان با توبه و معذرت خواهی از خدا می تواند مثل یک کبوتر پرواز کند بره بالا بالا  بالاتر  - بالاتر از ستاره - تو آسمان بهشت - پرواز کند دوباره – بگه خدا خدا جون – خدا جون

مهربان - دست من را تو بگیر – ببر من را تو بهشت


پس بیایید همه با هم توی این روز عزیز که روز شهادت امام رضا (ع) است دعا کنیم ، پس همه دست ها را بیاورند بالا ،


با این دو دست کوچکم


دست می برم پیش خدا


با دل پاک و روشنم


دعا کنم دعا دعا


آهای خدا خدا خدا


بشنو دعاهای مرا


دعا برای مادرم


دعا به شادی بابا


به جان حضرت رضا


ما را نکن ز خود جدا


صلوات

 

 

عموروحانی حجت السلام امیر اخوان

amooakhavan.ir

توحید

 

اول به نام خدا                   كه بنده او هستيم

ما به رسول وآلش             صلوات مي فرستيم

پيامبر قشنگ ما                  وقتي مي رفت تو كوچه ها

خنده به لب سلام مي داد     به هركي حتي بچه ها

...........................................................................................................

بچه‌ها سلام خسته نباشيد

يه پروانه   روي گلي مي‌شينه

            چشماي من   پروانه رو مي‌بينه

                   مي‌پرسه از او يه سؤال ساده:

                             «اون كيه كه به گل قشنگي داده

                                     به بال تو خالهاي رنگي داده؟»

                                                  من مي‌دونم ، پروانه هم  مي‌دونه

                                                          خداي ما ، خداي مهربونه.

.............................................................................................................

بچه‌ها تو جلسات قبلي به چند تا سؤال جواب داديم يادتون هست؟

 

گفتيم خداي مهربون كه با چشمها ديده نمي‌شه رو چه جوري مي‌تونيم بشناسيم و بفهميم كه هست؟.

كسي كه زودتر بگه امتياز داره. خب بچه‌ها دوستتون رو تشويق كنيد: طيب طيب الله احسنت بارك الله(2)

بعد گفتيم برترين و باارزش ترین نعمتها كدوم هستند؟  عقل

 

اگه كسي به شما گفت خدا كيه چي مي‌گيد؟  آفرين ، مرحبا  طيب طيب الله احسنت بارك الله    

خدا كسي است كه آسمانها و زمين را آفريد.

 

يه سؤال ديگه خدا كجاست؟  

  خدا در همه جاهست  چون همه جا نعمتهاي خدا و آفريده‌هاي او هست.

خب بچه‌ها يكي ديگه از نعمتهاي خداي مهربون براي ما كتاب آسماني ما قرآن است.

 

سؤال: قرآن از طرف چه كسي و چگونه به دست ما رسيده؟

بله قرآن از طرف خدا و به وسيله پيامبرش حضرت محمد (ص) به دست ما رسيده.

خب بچه‌ها ما گفتيم خدا لب و دهان نداره     خدا كه صحبت نمي‌كنه    چطوري قرآن را به وسيله جبرئيل به پيامبر وحي كرده و رسونده؟[1]

 

جواب سؤال ما توي اين كاغذ نوشته شده ، من يك نفر از بچه‌ها رو انتخاب مي‌كنم البته با جواب دادن به چند سؤال ، بعد كاغذ رو بدون اينكه اون شخص ببينه يكجاي كلاس مي‌گذارم، شما با دست زدن يا روي ميز زدن به صورت آهسته و بلند و بلندتر به دوستتون مي‌فهمونيد كه داره به كاغذي كه جواب سؤال هست نزديك مي‌شه اگه پيدا كرد جواب رو مي‌خونه و برنده مي‌شه و امتياز مي‌گيره ، همه آماده‌ان؟

جواب: ان الله علي كل شيءٍ قديرٌ

توضيح: بچه‌ها ما گفتيم خدا همان كسي هست كه آسمان و زمين و ماه و خورشيد و ... را آفريد، درسته؟

 

خب بچه‌ها ما آدمها براي اينكه چيزي درست كنيم نياز به دست و چشم و .... داريم اما خدا نياز به چيزي نداره ، خدا همانطور كه بدون دست و چشم و پا و .... اين دنياي به اين قشنگي رو آفريد بدون لب و دهان  هم مي‌تونه توليد صدا بكنه چون خداي مهربون و بزرگ ما هر كاري مي‌تونه انجام بده ، كارهايي كه ما نمي‌تونيم انجام بديم .

 

پيغمبر خوب ما ، نور خدا محمد       چراغ را ه مردم  ، رهبر ما محمد

ما كودكان هميشه ، گوييم يا محمد[2]        ما پيرو تو هستيم، صل علي محمد

اي پيرو محمد ، اي كودك مسلمان       قلب تو پاك و روشن ، از نور دين و ايمان

يار و نگه دار تو، باشد خدا و قرآن     بگو تو يا محمد، صل علي محمد(2بار)

 

چند سؤال براي انتخاب نفر مورد نظر براي بازي:

1-كدام غذاست كه تمامي انبياء (ع) آن را نوشيدند؟  شير گاو

2-كداميك از سوره ها به نام بزرگترين حيوان خشكي مي‌باشد؟    فيل

3-خداوند به كدام حيوان وحي كرد؟ (وحي به معناي الهام)   زنبور عسل

 

حالا كه قرآن كتاب آسماني و نعمت خداي مهربونه ما هم مي‌خواهيم يك مسابقه قرآني اجرا كنيم آماده‌ايد؟

 

چند تا كارت داريم كه اسم افراد خوب و بدي «كه توي قرآن، نام اونها اومده» روي آن نوشته شده  من روي اون كارت رو مي‌پوشونم شما مي‌گيد اين آدم خوبه يا بد و من كم كم اسم اونو نشون مي‌دم تا ببينيم درست مي‌گيد يا غلط.[3]

هابيل –  موسي (ع)-  فرعون – ابراهيم(ع) –  قابيل –  پسر نوح – نمرود – عيسي(ع) –  صالح – همسر لوط

آي قصه قصه قصه     نون و پنير و پسته

 

قصه دارم براتون

يه قصه درسته    نه دست و پا شكسته

روزي از روزها يكي از ياراي پيامبر عزيزمون حضرت محمد(ص) از  دنيا ميره، فوت مي‌كنه. بچه‌ها مي‌دونيد وقتي يك مسلمان از دنيا مي‌ره بر جنازه اون شخص نماز مي‌خونن؛ کی می دونه اسم اون نماز چيه؟ احسنت نماز ميت.

بله بچه‌ها وقتي جنازه سعد بن معاذ ( هموني كه گفتم از ياراي پيامبر (ص) بود) رو ميارن پيامبر (ص) بر جنازه ايشون نماز مي‌خونه. بعد از اينكه نماز تموم شد پيامبر (ص) يه مطلبي رو در مورد سعد فرمودن: ايشان فرمودن كه هفتاد هزار  فرشته كه جبرئيل هم - همون فرشته‌اي كه صحبتهاي خدا رو به پيامبر (ص) مي‌رسونه- همراهشون بود، آمدند و با من بر جنازه سعد نماز خواندن ، (بچه‌ها به نظر شما سعد چه كار كرده بود كه اين همه آدم خوب، پيامبر خدا و ياران ايشون و فرشته‌ها اومدن و براش نماز خوندن؟)

 

همين سؤالي كه من الان پرسيدم ، پيامبر عزيزمون از جبرئيل پرسيدن كه: سعد به چه علت داراي اين مقام شد كه شما همراه آن همه فرشته آمديد و بر جنازه‌اش نماز خوانديد؟

جبرئيل در پاسخ به سؤال حضرت فرمودن: به خاطر اينكه او ، سوره توحيد يعني(قل هو الله احد) رو در همه وقت، ايستاده ، نشسته ، سواره ، پياده ، هنگام رفت و برگشت مي‌خواند. يعني خيلي سوره توحيد رو مي‌خوند و اين پاداش كسيه كه سوره توحيد رو زياد بخونه. (داستانهاي اصول كافي)

 

بچه‌ها حالا كه سوره توحيد اينقدر ثواب داره بياين با هم ديگه اين سوره رو بخونيم و ثوابش رو به پيامبر عزيزمون تقديم كنيم تا  ثوابش بيشتر از اوني كه گفتيم بشه اونهايي كه آماده‌ان بايد یه صلوات خيلي بلند بفرستن.

 

من مي‌خونم شما پشت سر من تكرار كنيد

بسم الله الرحمن الرحیم

قل هو الله احد

الله الصمد

لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد

.........................................................................................................

[1] . قبلاً آيه و ترجمه را داخل كاغذ بنويسيد و تا بزنيد وقتي بچه‌ به كاغذ نزديك مي‌شه صداي دستها بلندتر و وقتي دور شد صدا آرامتر مي‌شود.

[2] . كلمه محمد را بچه‌ها تكرار كنند.

[3] . مثل كارتهاي باشيم و نباشيم. مربي تا نشان دادن كامل كارت مرتب از بچه‌ها بپرسه خوبه يا بده؟ خوبه؟ بده؟

گروه تبلیغی علمدار مرجعی برای مربیان خلاق

 

amooakhavan.ir

قدرت خدا

قدرت خدا

به نام خدای بخشنده و بخشایشگر

مربیان عزیز سلام

طرح درسی جذاب و جالب برای شما دوستان خوب



قدرت خدا


خدا تواناست

آيا تا به حال به كوه پيمايي رفته‌ايد؟ شكل و اندازة كوهها با هم مختلف است! در بعضي از كوهها صخره‌هايي وجود دارد كه اگر ساليان دراز هزاران سنگ تراش با وسايل پيشرفته بخواهند چنين سنگهاي بزرگي را بتراشند نمي‌توانند. چه كسي اين سنگها را تراشيده و چه كسي آنها را روي هم قرار داده است، و به اين شكل زيبا نگه داشته است؟


آري، اينها نمونه‌اي از قدرت و توانايي خداست. اگر ما بخواهيم يك كوه را با تمام كرة زمين مقايسه كنيم خيلي ناچيز است؛ آن وقت خدا چقدر قدرت دارد كه تمام كره زمين را ايجاد كرده است. باز اگر بخواهيم بيشتر متوجه قدرت او بشويم زمين را مقايسه كنيم با كل جهان؛ آن وقت متوجه مي‌شويم كه خداوند چقدر تواناست. [1]


توانائي خدا (داستان)


قسمتي از ناخنهاي اديسون در آزمايشگاه قطع شد!، دوست مهندس او به ديدنش آمد و بر اين حادثه تأسف خورد و گفت خيلي حيف شد كه اين اتفاق افتاد !

اديسون گفت: به زودي به پزشك حاذقي مراجعه مي‌كنم و او ناخن مرا بعد از چهل روز به من بر مي‌گرداند!

مهندس از روي تعجب پرسيد آن پزشك حاذق كيست؟


اديسون جواب داد: خدا.

(داستانهايي از خداشناسي)

خدا داناست

خداوند از همه چيز وهم جا خبر دارد. براي اين كه خدا همه چيز را آفريده است. پس از همه چيز خبر دارد. حتي اگر مورچه‌اي در دل سنگ سياه در شب حركت كند، به آن علم دارد.[2]

خداوند بي‌نياز است


اگر كسي چيزي نداشته باشد و از مردم درخواست كند كه به او بدهند نيازمند است. مثل آن فقيري كه پول ندارد و به ديگران مي گويد به من كمك كنيد! اما كسي كه همه چيز داشته باشد و همه چيز را خودش آفريده و هر وقت هم بخواهد مي تواند چيزهاي ديگري بيافريند، و همه دستشان را پيش او دراز مي‌كنند تا چيزي به آنها بدهد، به چه كسي نيازمند است؟ پس خداوند از همه بي‌نياز است.


خدا عادل است


اگر معلمي در امتحان به تمام دانش‌آموزان كلاس، از درسخوان تا تنبل و بي‌سواد، نمرة 20 بدهد؛ چطور معلمي است؟

و اگر معلمي در امتحان به تمام دانش‌آموزان نمرة صفر بدهد؛ چطور معلمي است؟ هيچ كدام، زيرا معلم خوب كسي است كه نمره‌اي را كه حق هر دانش‌آموز است به او بدهد. و اگر به همه 20 بدهد ظلم كرده و اگر به همه هم صفر بدهد باز هم ظلم كرده است.

اين كه ميگوئيم خدا عادل است يعني اين كه خداوند هيچ گاه زحمات و كارهاي هيچ يك از بندگانش را ناديده نمي گيرد و پاداش و جزايي كه به آنها مي‌دهد، مطابق كار و تلاشي است كه كرده‌اند. و هر يك از گناهكاران را بيشتر از گناهشان تنبيه نمي‌كند. [3]



خدا

تو خداي بي شريكي       تو يگانه‌اي و دانا

تو چه خوب و مهرباني            تو كه پاكي و توانا

تو در آن زمان كه نامي      زجهان نبود، بودي

در بستة جهان را         به جهانيان گشودي

تو به گوش ابر خواندي      كه از آسمان ببارد

تو به آفتاب گفتي         به زمين قدم گذارد

تو به چشمه ياد دادي      ز دل زمين بجوشد

به گياه تشنه گفتي       به زمين قدم گذارد

تو به چشمه ياد دادي     ز دل زمين بجوشد

به گياه تشنه گفتي       كه از آب آن بنوشد

توبه ژاله امر كردي            كه به برگ گل نشيند

به خزان اجازه دادي       كه گل از چمن بچيند

به هزار نقش زيبا         گل و سبزه را كشيدي

شب و روز و كوه و دريا      همه را تو آفريدي

تو كه اي، چه‌اي،         به خدا هر آنچه

كجايي؟!             هستي

تو، خدا، هميشه بودي     تو، خدا، هميشه

هستي.[4]

 

«ناصر علي اكبر سلطان»


پرسش از شما پاسخ از بچه ها


    دليل توانايي خدا چيست؟
    چرا خدا داناست؟
    چگونه خداوند عادل است؟


[1] . مربي مي تواند اگر كوه در اطراف محل تبليغ او هست، بچه ها را به ديدن كوه برده و مطالب را در آنها بيان كند.

[2] . مربي از يكي بچه ها كه كيف دارد مي‌خواهد كه محتويات كيفش را خالي كرده و دوباره با دقت تمام آنها را در كيف بگذارد. آنگاه از او بپرسد كه چه چيزهايي در كيف دارد و يا كجاست؟ مسلماً جواب درست مي‌دهد براي اينكه خودش آنها را گذاشته، پس خدا هم كه همه چيز را خودش آفريده و هر چيزي را در جاي خودش قرار داده است از همه اطلاع دارد.

[3] . مربي مي‌تواند يك تكليف از دانش‌آموزان بخواهد و ابتداءً همة تكاليف را نمره صفر بدهد و بعد همه را نمره 20 بدهد و بعد هر كس را بر طبق حق خود نمره بدهد و نتيجه‌گيري كند كه عدل بهتر است و عدل چيست.

[4] . مربي از بچه‌هاب بخواهد تا شعر را حفظ كرده و بصورت دسته جمعي بصورت سرود بخوانند.



amooakhavan.ir

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

amooakhavan@

کتاب خواندنی ، جایگاه جاوید


ره توشه دانش آموزی تابستان 82

 

عقايد

صفحه 16

نام درس:‌ كتاب خواندني

موضوع: عقايد

هدف كلي: دانش‌آموزان در اين درس با چند دستور قرآن براي زندگي بهتر آشنا مي‌شوند.

اهداف جزيي: دانش‌آموزان در اين درس با موارد زير آشنا مي‌شوند:

1. شعري در باره قرآن؛ 2. راه بازگشت از كارهاي بد، توبه و عمل صالح؛

3. اعتدال و ميانه‌روي در زندگي؛ 4. كمك به فقيران.

هدف رفتاري: اميد مي‌رود در پايان درس دانش‌آموزان با مطالعه قرآن به دستورات آن در زندگي عمل نمايند.

روش‌هاي مناسب تدريس: توضيحي، فعال (خط فانتزي، كارت، شعر، جدول)

رسانه‌هاي آموزشي:‌ (تابلو) تخته و گچ ـ كارت
18

كتاب خواندني

مــــن آرزو دارم كه روزي مثل پدر قــــرآن بخوانم در گوشه‌اي بنشينـــم آرام از قصــه‌هــاي آن بخوانم من خوب مي‌دانم كه قرآن از هـديه‌هاي آسمان است هر حــرف زيبايي كه دارد حرف خداي مهربان است قرآن برايم مثل باغي است باغي پر از گل‌هاي خوشبو بايدهميشـــه دوست باشم ماننــد يـــك پرنده با او1

بچه‌هاي خوب! سلام، اميدوارم كه حالتان خوبِ خوب باشد و سرحال وخوشحال باشيد. حالا كه شاد و سرحال هستيد، آيا دوست داريد با اجراي برنامه‌اي خوب و جذاب، شاداب‌تر شويم؟

خوب،‌ پس برنامه را با سؤال شروع مي‌كنم. آماده‌ايد؟

احسنت، بارك‌الله. كوچك‌ترين سوره قرآن كدام است؟ سوره كوثر
19

حالا همه با هم اين سوره را مي‌خوانيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم‏

«إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » اللهم صل و سلم و زد و بارك علي رسول الله و آله الاطهار

بچه‌ها! يك سؤال مي‌پرسم. مهم‌ترين كتابي كه در طول تحصيل خوانده‌ايد، كدام است؟ كتاب فارسي سال اول ابتدايي كه داراي دو قسمت است: بخوانيم ـ بنويسيم.

در اين دو كتاب ما با الفباي ‌فارسي آشنا مي‌شويم و مي‌توانيم آن‌ها را بنويسيم و بخوانيم. به طور نمونه ‌در حل مسايل رياضي، تا صورت مسأله را نتوانيد بخوانيد، آيا مي‌توانيد آن‌ها را حل كنيد؟‌

در درس علوم، جغرافي،‌ تاريخ و... درس فارسي جايگاه خاصي دارد. كتاب ديگري نيز هست كه به آن نيازمنديم2.

من نام آن كتاب را روي تابلو مي‌نويسم. چه كسي مي‌تواند حدس بزند؟‌
20

قرآن به ما مي‌گويد. چه كار انجام دهيم و چه كاري را ترك كنيم. تا به مقام‌هاي عالي برسيم. براي درست زندگي كردن به قرآن نيازمنديم، چون كتاب زندگي است. براي رسيدن به اين هدف چه كار بايد انجام دهيم؟

بايد به كتاب زندگي، يعني قرآن مراجعه كنيم. به طور مثال خدا در قرآن سوره لقمان آيه 19 روش درست راه رفتن را را بيان مي‌كند.

از 5 نفر مي‌خواهم كه بيايند و مطابق شماره‌هاي پشت كارت، كارت‌ها را مرتب كنند تا آيه و ترجمه‌اش به دست آيد. وَ اقْصِد فِي مَشْيِك در راه رفتن ميانه‌رو باش .

يعني:‌ در راه رفتن نه تند تند برويم و نه خيلي آهسته آهسته. اين يكي از آيه‌هاي قرآن بود. آيه‌هاي زندگي در قرآن زياد است.

بايد به آن‌ها عمل كنيم. چرا؟! چون... در قيامت به آدم‌هاي خوب كه در دنيا اين كتاب زندگي را خوانده و به دستوراتش عمل كرده‌اند، ‌مي‌گويند بخوان و بالا برو.

يكي ديگر از دستورهاي قرآن وظيفه ما را در مقابل انسان‌هاي فقير مشخص مي‌كند. دستور قرآن در اين مورد چيست؟

براي پاسخ به اين سؤال داستاني تعريف كنم. يك روز فقيري خدمت پيامبر اعظم(ص)آمد و عرض كرد. «آقا جان! بيچاره‌ام، گرسنه‌ام،‌آيا چيزي داريد كه به من بدهيد؟»
21

پيامبر(ص) به داخل خانه رفت، اما چيزي پيدا نكرد. از اين رو به اصحاب فرمود: «آيا كسي هست كه به اين مسكين غذا بدهد؟» امام علي(ع) جواب داد: «بله من هستم.»

آن حضرت فقير را به خانه برد. حضرت زهرا(س) عرض كرد: «‌اي علي! امشب غذاي ما به اندازه يك نفر است و آن را براي دخترم زينب گذاشته‌ام، اما صاحب اختيار شما هستي.» حضرت فرمود:‌ «بهتر است كه بچه را بخواباني و چراغ را خاموش كني تا مهمان از كم بودن غذا باخبر نشود.»

مهمان از غذا خورد. او در حالي از غذا دست كشيد كه مقدار كمي از آن باقي مانده بود. فرداي آن شب رسول خدا(ص)از نحوه مهمانداري حضرت علي(ع) و زهرا(س) خبر داد. به اين مناسبت آيه‌اي نازل شد. بچه‌ها مي‌دانيد چه آيه‌اي؟

دوست شما اكنون اين آيه را كه در سوره حشر، آيه 9 آمده است را با ترجمه آن مي‌خواند. شما خوب گوش دهيد. «... وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَه... ؛‌ ديگران را بر خودشان مقدم مي‌دارند. هر چند خودشان به آن نيازمند هستند.»

اگر يكي از همكلاسي‌هاي شما،‌ دفتر يا خودكار و يا مداد نداشته باشد، شما چه مي‌كنيد؟‌ يا اين كه زنگ تفريح مي‌بينيد، ‌دوست شما يا همكلاسي شما چيزي براي خوردن ندارد. آيا از خوراكي خود به او مي‌دهيد؟ تا حال با دو دستور از قرآن آشنا شديم.
22

اگر خداي نكرده، شيطان به سراغ ما آمد و ما را گول زد و ما حرف بدي به همكلاسي، يا خواهر و برادرمان زديم و آن‌ها را ناراحت كرديم، آيا مي‌توان آن كار را جبران كرد؟ بله، قرآن در اين مورد راه آن را بيان مي‌كند.

راهش چيست؟ اگر بخواهيد راهش را به شما بگويم، خوب حواستان راجمع كنيد تا اين شعر را براي شما بخوانم.

اتل متل توتوله آهاي حسن كوچوله

تجديدي هم قبوله يعني نبايد اميد خودمان را از دست بدهيم، بلكه بايد

مقداري تلاش كنيم. خوب بچه‌ها! من قسمتي از آيه را روي تخته مي‌نويسم.

هر كسي بلد بود ترجمه آن را بگويد. .... لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّه‏.... 3

بله،‌ از رحمت خدا نااميد نشويد. چرا؟ چون خداي خوب و مهرباني داريم كه دوست ندارد ما به جهنم برويم.

خوب حالا چطور دل خداي خوب و مهربان را به دست آوريم تا ما را ببخشد؟ خوب گوش كنيد. اما يه شرطي داره

بايد كه وقت بذاره درساي ناخوندشو

روهم روهم موندوش كه تاشو وا نكرده

اصلا نگاه نكرده همش گفته ولش كن

رها و باطلش كن. چه شرطي؟

براي پيدا كردن «شرط» به سراغ يك جدول مي‌رويم. ابتدا چند سؤال از شما مي‌پرسم.

1. سي و هشتمين سوره قرآن كدام است؟ ص (3) 2. بزرگ‌ترين حيوان دريايي چه نام دارد؟ وال (4، 2 و7)

3. نام مادر ما انسان‌ها چيست؟ حوا (11، 6 و10) 4. نَه در زبان عربي چه مي‌شود؟ لا (7 و5)

5. اتو دم بريد چه مي‌شود؟ ات (8 و1) 6.
23

آن‌چه به وسيله بيني احساس مي‌شود4؟ بو (9) رمز جدول: چهار

خوب حرف اول را مي‌نويسيم. چهار تا چهار تا مي‌شماريم تا آن «شرط» به دست آيد. «شرط» اين است.

..... تابُوا وَ أَصْلَحُوا...5 يعني اگر حرف بدي زدي و كسي را ناراحت كردي، راهش اين است كه بروي و از او معذرت خواهي كني.

آقا فقط همين؟ نه بايد يك كار ديگري نيز انجام دهد. بايد فول فول شه تا شهريور قبول شه

يعني بايد تصميم بگيري كه ديگر اين كار را انجام ندهي و اين عيب خود را اصلاح كني. اگر معذرت‌خواهي نكردي و آن عيب را درست نكردي مي‌داني چطور مي‌شود؟

ورنه مي‌گن چه تنبله حيرون ول معطله

يه راست رفوزه مي‌شه شيرجه تو كوزه مي‌شه

كوزه كه در نداره خودش خبر نداره

جزاي آدم‌هايي كه حرف شيطان را گوش كرده‌اند، جهنم است. آتش سوزان آن همه چيز را مي‌سوزاند. از خداي مهربان بخواهيم كه به ما كمك كند تا آدم خوبي باشيم و به حرف شيطان گوش... بدهيم! نه، گوش ندهيم.
24

حالا شعر را من مي‌خوانم، شما تكرار كنيد. اما يه شرطي داره

بايد كه وقت بذاره درساي ناخوندشو

روهم روهم موندشو كه تاشو وا نكرده

اصلا نگاه نكرده همش گفته ولش كن

رها و باطلش كن شرطش چيه؟

بايد كه فول فول شه تا شهريور قبول شه

ورنه مي‌گن چه تنبله حيرون ول معطله

يه راست رفوزه مي‌شه شيرجه تو كوزه مي‌شه

كوزه كه در نداره خودش خبر نداره

ان‌شاءالله كه همه ما جزء بهشتيان باشيم. چند دعا مي‌كنم شما هم آمين بگوييد.

خدايا! ما را با قرآن آشنا كن. خدايا! به ما توفيق بده تا به دستوراتت عمل كنيم.

خداي مهربان! به ما توفيق تلاوت قرآن عنايت بفرما. خدايا خدايا چنان كن سرانجام كار تو خشنود باشي و ما رستگار
25
26

نام درس:‌ جايگاه جاويد

موضوع: عقايد

هدف كلي: دانش‌آموزان در اين درس با معاد آشنا مي‌شوند.

اهداف جزيي: دانش‌آموزان در اين درس با موارد زير آشنا مي‌شوند:

1. معني و مفهوم معاد؛ 2. آثار معاد در دنيا؛

3. آثار دوستي اهل بيت عليه‌السلام در آخرت. هدف رفتاري:

از دانش‌آموزان انتظار مي‌رود در پايان درس بتوانند به وسيله دوستي اهل بيت‌ عليهم‌السلام و عمل به دستورات آن‌ها در قيامت از افراد بهشتي باشند. روش‌هاي مناسب تدريس:

توضيحي، فعال: (پرسش و پاسخ، بازي با كلمات، جمله‌سازي،‌ داستان و...) رسانه‌هاي آموزشي:‌

تابلو ( تخته و گچ)
27
جايگاه جاويد

سلام! سلام به شما بچه‌هاي خوب و زرنگ. برنامه را با ياد و نام خدا شروع مي‌كنم.

خدايي كه به ما عقل وهوش داده، خدايي كه اين همه زيبايي و قشنگي در زمين و آسمان آفريده است، مانند ستارگان در دل شب، جنگل‌هاي سرسبز و زيبا و... . خوب بچه‌هاي مهربان! مي‌دانيد درس ما در باره چيست؟

بگذاريد شما را راهنمايي كنم و با كمك هم جواب را پيدا كنيم. خوب ببينم شما گُل‌ها كه حروف الفبا را بلد هستيد، بگوييد: حرف دهم از الفباي فارسي چيست؟‌ آفرين د

حالا اگر به اول آن يك حرف ب اضافه كنيم، چه مي‌شود؟‌ بَد، يعني زشت. بچه‌ها! اگر اول آن يك الف بگذاريم چي؟‌ ابد، يعني هميشه

حالا حرف ع را اضافه مي‌كنيم چه مي‌شود؟ ‌عابد، يعني عبادت كننده، كسي كه خدا را پرستش مي‌كند. اگر حرف باء را كم كنيم، چي مي‌شود؟‌ عاد

عاد نام قوم حضرت هود است. حالا حرف ميم به اول آن اضافه مي‌كنيم چه مي‌شود؟‌معاد از اصول دين است، يا از فروع دين؟ احسنت از اصول دين درس ما در باره معاد است.
28

يك سؤال: شما وقتي خوابتان مي‌آيد چه كار مي‌كنيد؟ ‌ آيا مي‌شود جلوي خواب را گرفت كه نخوابيم و بيدار بمانيم؟

حالا به اين كلام لقمان حكيم توجه كنيد. او به فرزندش گفت: ‌«فرزندم! اگر در مردن شك داري خواب را از خود دور كن، لكن تو هرگز به اين كار قادر نخواهي بود. اگر در برانگيخته شدن در قيامت ترديد داري، بيداري را از خود دور كن،‌ لكن تو هرگز قادر به اين كار نيستي. زيرا اگر در اين مطلب درست فكر كني، درمي‌يابي كه جانت به دست ديگري است. خواب به منزله مرگ است و بيداري بعد از خواب، مانند برانگيخته شدن بعد از مرگ است.»

آيا شما هم مي‌توانيد مثالي از طبيعت بزنيد كه معاد را برساند؟ در فصل زمستان وقتي به زمين نگاه مي‌كني، بر اثر سرماي زياد گياهان از بين مي‌روند. اما در فصل بهار گياهان رشد مي‌كنند و زمين‌هاي خشكيده و افسرده سرسبز و خرم مي‌گردند.

انسان‌ها هم بعد از مردن به قدرت خداوند بزرگ جان مي‌گيرند واز زير خاك‌ها بيدار مي‌شوند و به اعمال خوب و بد آنان از طرف خدا رسيدگي مي‌گردد. به اين امر معاد مي‌گويند. حالا روي تابلو چند تصوير مي‌كشم. درون آن‌ حروف پراكنده‌اي است كه شما بايد حدس بزنيد چه كلمه‌اي را نوشته‌ام. براي همين از دو نفر مي‌خواهم بيايند و كلمه‌ها را به دست آورند.
29
30

با تشكر از شما دو نفر كه كلمه‌ها را به دست آورديد6. آيا مي‌توانيد با كلمه‌ها جمله‌اي بسازيد؟

بله، كسي كه معتقد به معاد باشد، كارهاي خوب و عمل صالح انجام مي‌دهد و از گناه دوري مي‌كند. احسنت، حالا نوبت نفر بعدي است كه جمله بسازد.

اعتقاد به آخرت موجب رشد ايمان و تربيت انسان‌ها مي‌شود. حالا من مي‌خواهم اين گل‌ها را پرپر كنم. براي چي؟‌ براي اين كه قرار است شما كارهاي بدي را بگوييد و من درون برگ‌هاي پرپر بنويسم.

دروغ گفتن خوب است، يا بد؟ بد تنبلي خوب است، يا بد؟ بد

بي ادبي خوب است، يا بد؟ بد اذيت خوب است، يا بد؟ بد
31

خوب اين گل‌ها زشت و بدقيافه شدند، اما حالا شما كارهاي خوب و پسنديده‌اي را بگوييد كه هر كس انجام دهد، وارد بهشت مي‌شود7. نماز،‌ احترام، درس خواندن، كمك به ديگران و... .

به به! شما داريد با اين كارتان يك گلستان درست مي‌كنيد. نام اين گلستان چيست؟ بله، بهشت. همان بهشتي كه خداوند از آن در قرآن بسيار سخن گفته است.

چه كسي مي‌داند بهشت چگونه جايي است؟ يكي از دوستان بيايد و آياتي از سوره دخان را بخواند تا من توضيح بدهم.

با تشكر از اين دوست گرامي! خداوند مي‌فرمايد: «روز قيامت كساني كه خداترس بودند در امنيت هستند و در باغ‌ها و كنار چشمه‌ها و نهرها در بهشت استراحت مي‌نمايند و بر تنشان لباس حرير مي‌باشد و روبه‌روي هم بر تخت‌ها تكيه زده‌اند8.»
32
بچه‌هاي عزيز! ايمان به معاد و انجام كارهاي خوب موجب مي‌شود كه انسان‌ها به بهشت بروند. بايد اين را هم بدانيم كه غير از اين‌ها، كاري است كه كليد ورود به بهشت است.

راستي كاري كه انسان‌ها را به بهشت مي‌رساند چيست؟‌ براي رسيدن به آن كار به سؤال‌هاي من پاسخ دهيد: 1. برادر مادر را چه مي‌گويند؟ دايي د ي

2. حرف سي‌ام از الفباي فارسي چيست؟ واو و و 3. وقت و هنگام را چه مي‌گويند؟ ساعت س ت

4. به خواندن قرآن چه مي‌گويند؟ قرائت ق ت 5. دوست و رفيق كيست؟ يار ي ر

6. نيرومند به چه معنا است؟ توانا ت ا 7. به هدايت كننده و رهنما چه مي‌گويند؟ هادي هـ ي

8. به زمين پر درخت چه مي‌گويند؟ جنگل ج ل 9. نام ديگر پدر چيست؟ بابا ب ا

10.
33
نام پرنده‌اي كه سخن‌گو است، چيست؟ طوطي ط ي

11. به پشيماني از گناه چه مي‌گويند؟ توبه ت ه حالا حرف اول از كلمه اول و حرف آخر از كلمه دوم و به همين ترتيب به طور زيگزاگ حرف‌ها را به هم متصل نماييد.

چه كلمه‌اي به دست آمد؟ دوستي اهل بيت.

به اميد اين كه شما از دوستان اهل بيت باشيد به يك داستان گوش كنيد. روزي يكي از ياران پيامبر(ص) به نام ثوبان كه نسبت به حضرت محمد(ص)محبت و علاقه شديدي داشت، با حال پريشان خدمت حضرت رسيد. پيامبراكرم(ص)‌از ناراحتي او سؤال كرد. او در جواب عرض كرد: «يا رسول‌الله! زماني كه شما را نمي‌بينم ناراحت مي‌شوم. امروز در اين فكر فرو رفته بودم كه فرداي قيامت اگر من اهل بهشت باشم به طور حتم در جايگاه شما نخواهم بود. بنابراين شما را هرگز نخواهم ديد. اگر اهل بهشت هم نباشم، تكليفم روشن است. بنابراين در هر دو حالت از درك حضور شما محروم خواهم شد. چرا افسرده نباشم؟»‌ اين آيه9 نازل شد: «انسان‌هايي كه در دنيا از خدا و پيامبرش اطاعت كنند در بهشت همنشين پيامبران خواهند بود.»

سپس پيامبر خدا(ص) فرمود: «به خدا سوگند ايمان مسلمان كامل نمي‌شود، مگر اين كه مرا از خود و پدر و مادرش و همه بستگان بيش‌تر دوست بدارد و در برابر گفته من تسليم باشد10.»
34
خدايا ما را با اهل بيت (ع) آشنا بگردان!

خدايا ما را از دوستان اهل بيت(ع) قرار بده! خدايا در قيامت ما را از بهشتي‌ها قرار بده!

آمين
35

صفات خدا

صفات خدا

با نام یاد خدای مهربان

با عرض سلام خدمت مربیان محترم

طرح درسی عالی برای بچه ها  قابل اجرا در مدارس و مسجد و کانون  و محافل مذهبی

 

صفات خدا

1 توحيد : ( خدا يكي است)

بچه ها! يك ضرب المثل بگوييدكه كلمات آش و آشپز در آن باشد.

آشپز كه دو تا شد آش يا شور مي‌شود يا يا بي‌نمك. چه كسي مي تواند آن را معنا كند؟ (مربي از بچه‌ها مي خواهند تا معني آنرا بيان كنند)

اگر اتومبيل دو راننده داشته باشد كه در دست هر كدام يك فرمان باشد و زير پاي هر كدام هم گاز و ترمز باشد، فكر مي‌كنيد چه اتفاقي مي‌افتد؟ (مربي از بچه‌ها مي‌خواهد جواب دهند)

معلوم است كه از اتومبیل كسي جان سالم بدر نمي‌برد. چون يكي مي‌خواهد تند براند و ديگري كند. يكي مي‌خواهد از اين سمت حركت كند و ديگري از آن سمت و ...

آيا تا بحال فكر كرده‌ايد كه اگر اين جهان پهناور به جاي يك خدا، دو خدا يا بيشتر داشت چه مي‌شد؟ بله! ديگر از اين نظم خبري نبود. الان تمام كارهاي دنيا روي يك نظم و قانون دقيق است. پيدايش شب و روز، روييدن گياهان، رشد كردن موجودات و ...

اما اگر خدا شريك داشت، خدا اراده مي‌كرد كه ساعت 5 آفتاب طلوع كند، ولي شريک او مي گفت: نه، خورشيد بايد ساعت 10 طلوع كند. آن وقت نظم بهم مي‌خورد و ما بايد يك روز قبل از ساعت 5 نماز مي‌خوانديم روز ديگر قبل از ساعت 10 و تمام زندگي ما به هم مي‌خورد.

از اين نظم موجود در جهان مي‌فهميم كه اين جهان فقط يك ناظم دارد و خداوند هيچگونه شريكي ندارد. [1]

 

خدا ديده نمي‌شود:

همة ما دوست داريم خدا را ببينيم؛ اما خدا ديده نمي‌شود. چون جسم نيست تا ديده شود. خيلي از چيزها هستند كه ديده نمي‌شوند[2]؛  مثل : نيروي آهن ربا.

شما آهن ربا را مي‌بينيد اما نيروي آن را نمي‌بينيد. به همين خاطر اگر دو قطعه آهن را كه يكي آهن‌رباست و ديگري آهن ربا نيست، دركنار هم بگذاريد، تا امتحان نكنيد نمي‌توانيد بفهميد كداميك آهن‌رباست. يا مثلاً جريان برق قابل ديدن نيست. به همين خاطر اگر به سيم برق نگاه كنيد نمي توانيد بفهميد كه در آن برق وجود دارد يا نه، بايد با فازمتر امتحان كنيد. (يا كليد برق را بزنيد.)

درد قابل ديدن نيست، عقل را نمي‌شود ديد، جاذبة زمين را نمي شود ديد؛ بلكه بايد آنها را از نشانه‌هايشان شناخت.

خدا را نمي‌شود ديد و بايد او را ازراه نشانه‌هايش شناخت.

 

داستان

خدا ديده نمي‌شود:

روزي يك معلم كافر در كلاس درس رو به بچه‌ها كرد و گفت: بچه ها اين كتاب را مي‌بينيد؟

بچه ها: بله.

معلم: پس اين كتاب وجود دارد! بعد گفت: آيا اين مداد را مي‌بينيد؟

بچه ها: بله.

معلم: پس اين مداد وجود دارد! بعد گفت آيا اين ميز را مي‌بينيد؟

بچه‌ها: بله معلم: پس وجود دارد.

معلم: بچه‌ها، خدا را مي‌بينيد؟

بچه‌ها: نخير. معلم: پس وجود ندارد.

در همين لحظه يك دانش‌آموز مؤمن و دانا از جاي خود برخاست و گفت: بچه‌ها شما عقل معلم را مي‌بينيد؟

بچه‌ها: نخير . دانش‌آموز گفت: پس معلم عقل ندارد.

معلم شرمنده شد و سرش را به زير انداخت. بعد از مدتي سرش را بلند كرده و گفت: بچه‌ها ببخشيد. من اشتباه كردم. خدا وجود دارد، ولي ديده نمي‌شود. خيلي چيزها هستند كه وجود دارند، ولي ديده نمي‌شوند. مثل عقل، و بايد آنها را از راه نشانه‌هايشان شناخت.[3]

خدا در همه جاست.

 

شخصي از كودكي پرسيد: اگر گفتي خدا كجاست، يك اشرفي بتو خواهم داد.

آن طفل درجواب گفت: اگر گفتي خدا در كجا نيست، من دو اشرفي به شما خواهم داد.

(نمونه معارف اسلام، ج 3، ص 249)

 

 

داستان

مرد دانايي، از راهي عبور مي كرد، دو نفر را در حال نزاع ديد، پرسيد: چه اتفاقي افتاده است؟ يكي از آنها گفت: اين شخص مي‌گويد خدايي را كه با چشم ديده نمي‌شود قبول ندارم.

آن مرد دانا كلوخي برداشته و به كمر منكر خدا زد. فرياد آخ آخ او بلند شد و اعتراض كرد، چرا مي‌زني، كمرم را شكستي خيلي درد مي‌كند و...

مرد دانا در جواب گفت: من دردي را كه ديده نمي‌شود قبول ندارم.

آن شخص با اين عمل متوجه شد كه خيلي از چيزها وجود دارند ولي ديده نمي‌شوند. مثل همين درد كه ديده نمي‌شود، ولي وجود دارد و از آثارش به وجودش پي‌مي‌بريم.

خدا هم وجود دارد ولي ديده نمي‌شود. [4]

 

خدا مهربان است:

اگر شما يك نقاشي زيبا بكشيد، يا يك كاردستي بسازيد، آن را دوست نداريد؟ اگر عكسي از يك منظرة زيبا بگيريد به آن علاقه نخواهيد داشت؟ چرا؟

بله، انسان وقتي چيزي را مي‌سازد؛ يا اثري را به وجود مي‌آورد؛ آن را دوست دارد. چون اين اثر به او ارتباط دارد.

خداوند هم چون همه چيز را خودش خلق كرده است. بنابراين همه را دوست دارد. انسانها را، گلها، ... و حتي حيوانات را.

مخصوصاً خداوند بچه‌ها را خيلي دوست دارد. زيرا بچه‌ها پاك و بي‌گناهند. پيامبران وقتي مي‌خواستند براي باران دعا كنند دستور مي‌دادند تا مردم بچه‌هايشان را هم براي دعا كردن بياورند. زيرا خداوند بچه‌ها را دوست دارد و دعاي آنها را قبول مي‌كند. [5]

 

مهرباني و لطف خداوند (داستان)

مرد صيادي از ميان جنگلي مي گذشت؛ ناگاه گنجشكي را ديد كه روي درخت نشسته ولي اضطراب بي‌اندازه‌اي دارد، و جيك جيك مي‌كند. مرد صيّاد خوب دقت كرد، ديد، آن حيوان هر چند ثانيه مي‌رود و بر مي‌گردد و يك برگ را به طرف آشيانه آورده تا اينكه دور تا دور لانه خود را با آن برگهاي مخصوص پر نمود و خودش روي شاخة درخت مجاور نشست ولي صياد هنوز علت اضطراب آن حيوان را نمي داند پس از دقت و جستجوي زياد متوجه شد مار سياهي قصد حملة به آشيانة گنجشك را دارد و از درخت بالا مي‌رود و گنجشك روي شاخة ديگر به انتظار نتيجه نشسته است.

در اين حال صياد ديد مار به آشيانة گنجشك نزديك شد، ولي همين كه بوي برگ‌ها به مشام مار رسيد كم كم به عقب برگشت و افتاد معلوم شد كه آن برگها براي آن مار سمّ كشنده بوده است.

پند تاريخ، ج1، ص

 

 

پرسش های که شما به عنوان تحقیق از بچه می توانید بخواهید که انجام بدهند

 

  • اگر بيش از يك خدا داشتيم چه مي‌شد؟
  • چند چيز را كه وجود دارند ولي ديده نمي‌شوند نام ببريد؟
  • چرا خدا مهربان است؟

 

[1] . مربي دو نفر از بچه‌ها را صدا كند و از آنها بخواهد كه با هم يك گچ را گرفته و مطالبي را كه او مي‌گويد روي تخته بنويسند يا يك نقاشي بكشند. بديهي است كه خيلي بد خط‌تر از وقتي كه به تنهايي مي‌نويسند خواهند نوشت از اينجا نتيجه بگيرد كه اين همه زيبايي موجود در جهان ضمناً بايد نقاش واحدي داشته باشد. )

[2] . مربي مي تواند آهن ربا، سيم برق و فاز متر و وسائل ديگري به سر كلاس ببرد، و نامرئي بودن نيروي آهن ربا ـ جريان الكتريسيته را توضيح دهد.

[3] . مربي مي تواند اين دو داستان را به صورت تئاتر به وسيله بچه‌ها اجرا كند ونتيجه بگيرد.

[4] .نظير اين داستان بين ابوحنيفه و بهلول اتفاق افتاده است.

[5] . روز قبل مربي از بچه‌ها بخواهد كه كاردستي يا مجسمه يا نقاشي درست كرده بياورند. بعد از بچه‌هايي كه كارشان زيباتر است بپرسد، آيا دوست دارند كه من كار او را خراب كنم يا نقاشي‌اش را پاره كنم؟ مسلماً جواب مي‌دهند: نه ، در اينجا نتيجه‌گيري كند لطف خدا به بندگانش را.

 

 

 

amooakhavan.ir

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

amooakhavan@

راز افرینش ، نبوت ، ولایت ، قرآن

 مجموعه طرح درسهای اعتقادی برای دانش اموزان ابتدایی

 

راز آفرينش

به نام خداوند رنگين كمان خداوند بخشنده و مهربان

بچه‌هاي خوب سلام! حال شما خوب است؟ اميدوارم در همه حال موفق و پيروز باشيد. با يك صلوات قشنگ شما براي سلامتي امام زمان(عج) حال و هواي برنامه را عوض مي‌كنيم: «اللهم صل علي محمد و آل محمد» بچه‌هاي خوب! حاضريد برنامه را با شعر شروع كنيم؟‌

شما در حالي كه شعر «قدرت خدا» را هم‌خواني مي‌كنيد، من هم عكس بعضي از نعمت‌هاي خداوند را كه در شعر آمده است در تابلو مي‌كشم. حالا با هم بخوانيد[10]. قدرت خدا

هر چه كه بيند ديده، خــدايش آفـــريــده خورشيد و ماه تابان، ستاره درخشان درخت و سبزه و گل، سوسن و سرو و سنبل جنـگل و دشت و دريا، پرندگان زيبا

اين همه را به قدرت، خدا نــمــوده خــلقت[11] [10] در حالي خواندن شعر توسط دانش‌آموزان مربي شروع به كشيدن نقاشي در تابلو را مي‌نمايد.

[11] شعر از محمد حسين بهجتي.
16

سؤال: از اين همه كوه و دريا و دشت و درخت و چشمه به چه چيزي از خدا پي مي‌بريم؟ آفرين، به عظمت و قدرت خداوند پي مي‌بريم. حالا به كمك شما به يك راز مهم برسيم. چگونه؟ با سؤال‌هايي كه از شما مي‌پرسم. شما هم حرف اول آن‌ها را در خانه‌هاي مشخص شده قرار مي‌دهيد. براي اين كه به جواب سؤال برسيم من 14 دايره را در تابلو مي‌كشم و دايره‌ها را شماره‌گذاري مي‌كنم.

17
دايره‌ها را كشيدم و شماره‌گذاري هم كردم.

سه نفر از شما به قيد قرعه شماره دفتر حضور و غياب، انتخاب مي‌شوند كه از هر كدام سه سؤال پرسيده مي‌شود. حرف اول جواب‌ها را در خانه‌هاي مشخص قرار مي‌دهم. كسي كه زودتر به پيام دايره‌ها برسد، برنده مي‌شود. سؤال‌ها[12]:

كدام صفت خداوند به معناي بخشنده است؟ رحمان (2 و5) پيامبر فرمود اگر چه چيزي به سفره آورده شد، منتظر غذاي ديگري نباشيد؟ نان (7 و13)

مغز تمام عبادت‌ها چه نام دارد؟ دعا (1، 10 و14) نماز به وقت خواندن را چه مي‌گويند؟ ادا (3 و11)

به فرمايش پيامبر(ص) بزرگ خانه چه كسي است[13]؟ خادم (9) از ماه بيش‌تر است و از سال كم‌تر. چه نام دارد؟ فصل (4)

[12] مربي به صلاحديد خود به كمك دانش‌آموزان دايره‌ها را به هم وصل مي‌نمايد و كامل مي‌كند. [13] سيد القوم خادمهم، علامه مجلسي، بحارالانوار، نشر اسلاميه، ج72، ص237.

18
قلب قرآن كدام سوره قرآن است؟‌ يس (6)

كسي كه در راه خدا از دنيا مي‌رود چه نام دارد؟ شهيد (8) يكي از مقدمات نماز كه از هر طرف بخوانيم، خودش مي‌شود، چه نام دارد؟

وضو (12) حالا حروف را به ترتيب شماره كنار هم قرار دهيد. چه به دست مي‌آيد؟

احسنت، «در آفرينش خداوند» اما اگر دايره‌ها را به هم وصل كنيم، چه به دست مي‌آيد؟

حالا اين دو را كنار هم قرار دهيد چه مي‌شود؟ احسنت، تفكر در آفرينش خداوند

19
اين پيام قسمتي از جمله امام رضا(ع) است كه فرموده: «‌تفكر در آفرينش خداوند بالاترين عبادت است[14].»

حالا با هم چند نمونه از آثار و نشانه‌‌هاي قدرت خدا را با هم مرور كرده و در باره آن تفكر كنيم. شما بايد به كارت‌هايي كه در دست من است، خوب دقت نماييد[15].

بعد از ديدن كامل كارت، مقداري اطلاعات در باره كارت‌ها به شما تقديم مي‌كنم. شما هم به دقت گوش كنيد. به كارت‌ها خوب دقت كنيد.

ماهي‌ها از جمله موجودات آبزي هستند كه داراي عجايب و شگفتي خاص هستند. بر خلاف موجودات خشكي كه از شُش براي تنفس برخوردارند، ماهي‌ها از آبشش براي تنفس استفاده مي‌كنند كه اكسيژن داخل آب را به وسيله آبشش جدا و تنفس مي‌كنند.

حيوانات خشكي همه از كيسه‌هاي هوا، يعني شُش‌ها برخوردارند، ولي آبزي‌ها همانند ماهيان چون دايم در آب زندگي مي‌كنند، بايد از آبشش برخوردار باشند تا همانند فيلتري عمل كند كه اكسيژن را از لا به لاي آب جدا و پالايش كند. يك نوع ماهي در آمريكاي جنوبي در رودخانه آمازون و اورنكو به نام هيكليس وجود دارد كه براي شكار ماهيان ديگر و يا قدرت نمايي در مقابل دشمن 600 ولت برق توليد مي‌كند كه هيچ موجودي طاقت اين برق فشار قوي را ندارد. با توجه به

[14] امام رضا7: ليس العباده كثره الصلاه و الصوم انما العباده التفكر في امر الله عزوجل... (عبادت به نماز و روزه بسيار نيست، بلكه عبادت همانا تفكر و انديشه در امر خدا است. بحارالانوار، ج68، ص322. باب 80 .

[15] مربي كارت سفيد روي كارت نوشته شده قرار مي‌دهد. آرام، آرام كارت سفيد را حركت مي‌دهد تا كلمه مورد نظر مرحله به مرحله مشخص شود. اين كار باعث انگيزه و توجه بچه‌ها به درس مي‌شود.
20

هادي بودن آب براي الكتريسيته، هيچ حيواني نمي‌تواند به اين ماهي نزديك شود، چرا كه دچار برق گرفتگي شديد مي‌شود. خداوند در هر موجودي سلاح دفاعي خاصي قرار داده است. براي اكثر ماهي‌ها تيزرو بودن در غواصي و براي اين نوع ماهي وجود برق قوي و براي گاو، شاخ و براي عقرب و مار نيش و همين طور براي موجودات ديگر به تناسب وزن، حجم، شكل و قدرت، راه‌هاي دفاع از خودشان را آموخته است. حتي در يك مورد از بين ميليون‌ها نوع از انواع مختلف موجودات، خطا و اشتباه راه پيدا نكرده است.

آفرين بر شما! كه خيلي با هوش هستيد.

خفاش، يا شب‌پره كه در روزها قادر به پرواز نيست، بلكه شب‌ها بيرون مي‌آيد و تلاش مي‌كند. اين حيوان با ارسال امواج مخصوصي متوجه وجود مانع در جلوي روي خود مي‌شود، چرا كه پس از برخورد امواج به مانع برمي‌گردد. اين حيوان امواج را دريافت مي‌كند و مقدار فاصله خود با مانع را تخمين زده و مسير خود را عوض مي‌كند تا به مانع برخورد نكند. جغد قدرت شنوايي عجيبي دارد به طوري كه اگر يك موش در يك مزرعه‌اي در حال جويدن حبه جو يا گندمي باشد، صداي جويدن موش به گوش جغد در حال پرواز با ارتفاع بالا مي‌رسد. همچنين در امريكاي شمالي جغدي زندگي مي‌كند كه مي‌تواند با مهارت و استتار بر شاخه درختان جنگلي از چشمان پنهان شود.

كارت بعدي نام حيوان زيبا و دونده‌اي سريع است.
21

آهو و ميش و بز كوهي از جمله حيوانات حلال گوشتي هستند كه دايم در معرض خطر صيد حيوانات درنده و يا صيادان قرار دارند. اگر چه كم‌تر موفق به ديدنش در كوه و صحرا مي‌شويم ولي به طور غالب در باغ وحش‌ها قابل ديدن و تماشا هستند. لابد به چشمان تيز و شاخ‌هاي بلند و پُرپيچ اين حيوانات دقت كرده‌ايد كه علاوه بر زيبايي خاص كه دارند، ابزار خوبي براي دفاع از دشمن و صيادند.

هوشياري آهو و همنوعانش را از زبان صيادان بي‌رحم بشنويم. صيادان مي‌گويند كه اين حيوانات علاوه بر اين كه به وسيله چشم تيزبين و گوش حساس خود متوجه امور هستند، داراي حس بويايي قوي هم مي‌باشند. اين حيوانات كمياب، بوي باروت تفنگ را با فاصله چند صدمتري متوجه مي‌شوند و پا به فرار مي‌گذارند. آنان‌ آن‌قدر دقيق عمل مي‌كنند كه جهت بوي باروت تفنگ را مشخص كرده و خلاف آن فرار مي‌كنند و از تيررس صياد دور مي‌شوند. آيا تا به حال به اين رابطه آهو و صياد در طيبعت انديشيده‌ايم؟ راستي چه كسي اين تيزبيني را به اين حيوانات كوهي عنايت كرده است كه با پاهاي تيزرو، خودشان را از معركه خطر دور مي‌كنند؟ اين نوع تيزهوشي براي دفاع از خود را در مقابل حيوانات و محيط زندگي آنان و وجود دشمنان از صيادان و يا حيوانات درنده از ببر و پلنگ و گرگ و غيره چگونه و به دست چه شخص قدرتمندي طراحي شده است؟‌ آفرين، «خداوند مهربان.»

خيلي ممنون كه اين قدر زود جواب مي‌دهيد.

22
يكي از شگفتي‌هاي زندگي پرندگان، مهاجرت آن‌ها به سرزمين‌هاي مورد علاقه و متناسب با نيازهاي داخلي آنان مي‌باشد. اگر خداوند اين غريزه مهاجرت را به پرندگان عطا نمي‌فرمود، نسل بسياري از پرندگان منقرض مي‌شد. لذا پرندگان مهاجر با تمام شدن فصل مورد علاقه خود به مكان‌هاي دور و نزديك مسافرت مي‌كنند، حتي از قاره‌اي به قاره ديگر و از كشوري به كشور ديگر سفر مي‌كنند. پرستوها و چلچله‌ها و مرغابي‌هاي مختلف هوايي از همين نوعند.

پرنده‌اي به نام بابولينك از خانه تابستاني خود در آمريكا به مقصد برزيل به فاصله 8000 كيلومتر به سوي آشيانه زمستاني‌اش مهاجرت مي‌كند. پرستوي بارني به فاصله 12000 كيلومتر از محل زندگي خود دور مي‌شود و سپس در سال آينده همين مقدار فاصله را پرواز كنان برمي‌گردد، به طوري كه آشيانه سال گذشته خود را پيدا مي‌كند. يكي از محققان حلقة فلزي مخصوصي را به پاي يكي از اين پرندگان قرار داد. سال آينده همان پرنده با همان حلقه مخصوص را در آشيانه خود مشاهده كرد. حال جهت‌يابي اين موجودات بدون به كارگيري قطب‌نما و دستگاه الكترونيكي چگونه امكان‌پذير مي‌باشد؟ پرندگان داراي پلك سومي هستند كه چشمان آن‌ها را از هر گونه ضربات در زمين و هوا درحال پرواز محفوظ نگه مي‌دارد. پنگوئن هم كه از پرندگان آبي است، داراي پلك سوم است تا در هنگام شنا در آب، پوششي براي دو پلك ديگر باشد و چشم‌هاي اين حيوان در مقابل آب و موانع ديگر موجود در آب مصون بماند[16].

بچه‌ها به يك نكته جالب از امام صادق(ع) در مورد مخفي شدن حيوانات در زمان مرگ گوش كنيد. [16] كتاب شگفتي‌هاي جهان پرندگان.

23
امام صادق(ع) فرمود: «اي مفضل! حيوانات چون آثار مرگ را در خود احساس كنند در جايي كه بوي لاشه آن‌ها بيرون نيايد، مخفي مي‌شوند و در آن‌جا مي‌ميرند و گرنه عفونت بدن آن‌ها موجب بيماري خطرناكي همچون طاعون مي‌شود[17].

خُب بچه‌ها! اين عقل و هوش را چه كسي به اين حيوانات داده است؟ آفرين، «خداوند.» بچه‌ها به اين تصاوير نگاه كنيد.

[17] مفضل بن عمر جعفي كوفي، توحيد مفضل، قم، انتشارات مكتبه الداوري قم، ص31.
24

از اين تصاوير چه برداشتي مي‌كنيد[18]؟ استتار و مخفي شدن انسان‌ها و حيوانات و پرندگان از دشمن

دانش‌آموزان عزيز! آيا تا به حال به جنگل‌ها رفته‌ايد؟ پرنده‌ها از ترس شما چه عكس‌العملي نشان مي‌دهند؟ پرندگان براي استتار در مقابل خطرات احتمالي، حركات مختلفي ازخود بروز مي‌دهند كه بسيار شگفت‌انگيز است. به عنوان نمونه، نوعي از پرندگان هستند كه براي مخفي شدن از دشمن و صياد، پرهاي خود را جمع مي‌كنند، به صورتي كه قابل تشخيص نخواهند بود. همچنين نوع ديگري از پرندگان هستند كه منقار و گردن خود را به سمت بالا به طور كشيده قرار مي‌دهند كه بيش‌تر به يك چوب خشك در مرداب‌ها شبيه خواهند بود تا به يك پرنده، لذا بدين‌وسيله خود را از دشمنان محفوظ نگه مي‌دارند. بيش‌تر پرندگان آشيانه را با رنگ محيط مطابقت مي‌دهند تا از ديد دشمن محفوظ بماند.

چه كسي اين حيله‌هاي دفاعي را به اين پرندگان تعليم داده است؟ هماهنگي رنگ‌ها و طرح‌هاي طبيعت بر پوست بعضي از حيوات به آنان كمك مي‌كند تا در جنگل، يا بيشه و يا كوير، خود را از چشم صياد مخفي نگاه دارند.

[18] مربي حرف بچه‌ها را گوش مي‌دهد و از بچه‌ها كمك مي‌گيرد و هر مقداري كه لازم است در كلاس بيان مي‌كند.
25

ما براي به دست آوردن آذوقه خود زمين را شخم مي‌زنيم، دانه مي‌كاريم، آبياري‌اش مي‌كنيم، از دستبرد سارقان حراستش مي‌كنيم، اما حيوانات چنين انديشه‌اي ندارند و براي بقاي خويش ناچارند خود را در طبيعت استتار كنند و هم رنگ و هم شكل طيبعت در مي‌آيند. موجودات مرداب‌زي، يا آبزيان دريايي و حيواناتي كه در جنگل زندگي مي‌كنند و در كوهستان‌ها روزگار سپري مي‌كنند، با هم از نظر شكل و شمايل و نحوه زندگي و برخورد با مشكلات و برقراري ارتباط به يك شكل نيستند.

در مالزي خزنده‌اي شش پا وجود دارد كه مانند برگ درختان است. سبز كمرنگ با لكه‌هاي قهوه‌اي و رگه‌هايي كه قابل ديدن هستند. اگر تكان نخورد و حركت نكند، محال است حيواني و يا انساني بتواند تشخيص دهد كه آن برگ است، يا يك خزنده شش پا! به نظر مي‌رسد كه نه شكار مي‌شود و نه خوراك موجود ديگر. قدرت او در استتار او است. اين پديده بسيار نادر و كمياب كه به ملخ هيولا مشهور است، انواع و اقسام بسياري دارد كه به كمك استتار زندگي مي‌كند، آنان به صورت ساقه‌ها، شاخه‌ها و برگ‌ها و به شكل قسمت‌هاي ديگر درختان درمي‌آيند. حالا به كارت‌هايي كه در دست من است خوب دقت كنيد و با حروف به هم ريخته در آن، كلمه‌هاي مناسب درست كنيد[19].

ه ا د ي ت ر ت س گ ا ر ي ا ي د خ ا د ي ي ق ن ت ر م ح پ ر ز و ي ي ت و ق ي ش ر ك

بچه‌ها حالا كه كلمه‌ها را خوب تشخيص داديد خيلي ممنون از همه شما. بچه‌ها! به تابلو خوب دقت كنيد. من چند عبارت را در تابلو مي‌نويسم. شما جاي خالي را با كلمه‌هاي مناسب بالا پر كنيد[20].

[19] مربي كارت‌ها را دو رو درست مي‌كند؛ يك رو حروف به هم ريخته و يك طرف آن كلمه كامل رامي‌نويسد. هدايت، رستگاري، پيروزي، تقوا، يقين، ياد خدا، رحمت، شكر، بر اساس اين آيات قرآني: «لعلكم تهتدون،‌ لعلكم تتقون، لعلكم توقنون؛ لعلكم تذكرون، لعلكم ترحمون، لعلكم تشكرون. [20] مربي به صلاح ديد خودش مقداري براي بچه‌ها توضيح مي‌دهد.

26
اگر به قدرت و عظمت آفرينش خدا پي ببريم، موجب ...... ما به كارهاي خوب مي‌شود.

اگر به قدرت و عظمت آفرينش خدا پي ببريم، موجب ...... ما در دنيا و جهان آخرت مي‌شود. اگر به قدرت و عظمت آفرينش خدا پي ببريم، موجب ...... الهي براي ما در تمام مراحل زندگي مي‌شود.

اگر به قدرت و عظمت آفرينش خدا پي ببريم، موجب ...... مي‌شود. اگر به قدرت و عظمت آفرينش خدا پي ببريم، موجب ...... ما در كارها مي‌شود.

اگر به قدرت و عظمت آفرينش خدا پي ببريم، موجب ...... ما مي‌شود. اگر به قدرت و عظمت آفرينش خدا پي ببريم، موجب ......ما در كارها مي‌شود

اگر به قدرت و عظمت آفرينش خدا پي ببريم، موجب ...... ما مي‌شود. اگر به قدرت و عظمت آفرينش خدا پي ببريم، موجب ...... ما در مقابل نعمت‌هاي خدا مي‌شود.

با هم بگوييم: «الحمد لله رب العالمين» در خاتمه شعري را با يكديگرهم‌خواني مي‌كنيم.

شكر خداي مهربان و دانا پروردگار خالق و توانا بر درد بندگان، دوا تو هستي تنها اميد من، خدا تو هستي

من بنده هميشه تو هستم تنها تو را، تنها تو را پرستم اميدوارم شما در تمام مراحل زندگي در سايه خداوند باشيد. ان‌شاءالله

والسلام علكيم و رحمه الله و بركاته
27


راهنمايان

اول هر كار بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خداوند بخشنده مهربان سلام عليكم، حالتان چطور است؟ آماده هستيد برنامه را شروع كنيم؟ به اين داستان توجه كنيد.

تعطيلات عيد تمام شده بود. آقاي معلم از يكي از شاگردان خواست تا خاطرات تعطيلات نوروز خود را بخواند. محمدي جلوي تخته رفت و رو به بچه‌ها ايستاد. او شروع به خواندن خاطرة خودش كرد. روز 22 بهمن در مسجد، مراسم جشن برگزار شده بود. فرمانده پايگاه محل به حاضران در مجلس مژده داد كه قرار است امسال عيد نوروز عده‌اي را به صورت خانوادگي براي بازديد از مناطق عملياتي به جنوب كشور ببرند. همهمه مسجد را پُر كرده بود. سرانجام عده‌اي از خانواده‌ها از جمله خانوادة من اعلام آمادگي كردند.

روز 26 اسفند، جلوي مسجد محله غلغله‌اي بود. انگار كه مي‌خواستند به جبهه بروند. نيروهاي پايگاه سنگ تمام گذاشته بود. اسفند دود كرده بودند. همه از زير قرآن عبور كردند. من هم به اتفاق پدر و مادرم از زير قرآن عبور كرديم. از اين‌جا تا جبهه يك روز و نيم راه بود. به اهواز كه رسيديم، فرمانده پايگاه براي انجام كارهاي مربوط به اين سفر پياده شد و گفت كه به ما ملحق مي‌شود. ما دو اتوبوس بوديم. با اين كه مدّت زيادي را در راه بوديم به علت توقف‌هاي خوبي كه داشتيم، خسته نبوديم.

28
چند ساعتي از صبح نگذشته بود. اتوبوس‌ها متوقف شدند. راننده‌ها گفتند كه قرار است در اين‌جا شما را پياده كنيم و برگرديم. هنوز از فرمانده پايگاه خبري نبود. همه پياده شدند. افراد سرگرم گفت وگو بودند. هوا هنوز گرم نشده بود. از دور چادرهاي محل استقرار به چشم مي‌خورد. شايد چهار كيلومتر با ما فاصله داشت. من و چند نفر ديگر از بچه‌ها از پدر و مادرمان اجازه خواستيم كه خودمان به سمت آن چادرها برويم. بعضي از والدين اجازه دادند، ولي پدر من و پدر يكي ديگر از بچه‌ها مخالفت كردند و گفتند كه اين‌جا خطر انفجار مين وجود دارد. بنابراين به هيچ وجه بدون راهنما نمي‌شود اين مسير را طي كرد.

بعضي از پدرها به ارشد گروه كه در هماهنگي كارها به فرمانده پايگاه كمك مي‌كرد، مراجعه كردند. او گفت:‌ «اوضاع طبق برنامه است. فقط اتوبوس‌ها كمي زودتر از ساعت مقرر به اين‌جا رسيدند. از آن‌جا كه من به منطقه آشنا نيستم، بايد منتظر راهنما باشيم. يكي از پدرها گفت:‌ «بابا! راهي نيست، ما خودمان مي‌رويم. ارشد گفت:‌ «شتاب نكنيد. طبق برنامه كارها انجام مي‌شود. به جهت خطر انفجار مين از شما تقاضا مي‌كنم كه حوصله كنيد.» در همين حال از دور يك ماشين وانت به چشم خورد كه به سمت آنان مي‌آمد. وقتي ماشين نزديك آنان متوقف شد، دو نفر پياده شدند. چهره‌شان آشنا نبود. بعد از سلام و احوالپرسي يكي از آن دو كه خود را آقاي حسني معرفي كرد، گفت: ‌«من در خدمت شما هستم تا به محل اسكان برويم.» من به دوستم گفتم ما كه اين آقا را نمي‌شناسيم. از كجا معلوم كه منطقه را بشناسد و ما را به سلامت به مقصد برساند. لابد ديگران هم اين سؤال برايشان مطرح شده بود. چون يكي از پدرها گفت: ‌«شما از طرف چه كسي آمده‌ايد.» آقاي حسني گفت: «من عذرخواهي مي‌كنم. قبل از همه بايد نشانه اعتماد را به شما نشان مي‌دادم. برگه مأموريت گروه شما را فرمانده پايگاه به من داد. اين برگه را مي‌گويم.» با ديدن برگه مأموريت، خيال همه راحت شد. يكي پرسيد كه فرمانده پايگاه خودش كجاست؟ ‌گفت: «با هم حركت كرديم. او با ماشين آذوقه مي‌آيد. براي همين سرعتش كم‌تر است. ما براي اين كه شما كمي زودتر از

29
ساعت مقرر به اين‌جا رسيده‌ايد، خسته نشويد زود آمديم. حالا آماده ‌شويد و وسايل خود را در عقب وانت بگذاريد. ما پياده مي‌رويم چون كه راهي نيست. آقاي حسني توصيه‌هاي لازم را كرد. همگي به همراه خانواده‌هايمان به سمت محل استقرار به راه افتاديم.

حالا دوستان مي‌خواهم از شما سؤال كنم. اگر افراد خودشان بدون راهنما مي‌رفتند، چه مي‌شد؟‌ بله دوستان! ابتدا كه دلهره داشتند و دچار اضطراب بودند. همچنين ممكن بود به جهت اصابت با مين نقص عضو و يا كشته ‌شوند. وقتي براي سفر چند روزه در يك منطقه نياز به راهنما داريم، آيا در دنيا و زندگي چندين ساله در اين جهان براي اين كه راه درستي را برويم تا خوشبخت شويم، نياز به راهنما نداريم؟ چه كساني راهنماي ما هستند[21]؟‌

حالا كه پيامبران راهنمايان ما هستند، آن‌ها چه ويژگي‌ها و صفاتي دارند؟ بله عزيزان خوب! برخي صفات خوبي را گفتيد.

ما هم مي‌خواهيم بعضي ديگر از صفات پيامبران را ياد بگيريم. براي اين كار كلاس را به دو گروه تقسيم مي‌كنم و از هر گروه سؤال‌هايي مي‌پرسم. ت ا ع ط ا

ز ا ب ر م ه [21] اگر جواب را گفتند مربي سريع خط فانتزي را تكميل مي‌كند و اگر جواب را نگفتند مرحله به مرحله پيش برود.

30
ف ت ظ ن ا

ر ص ب ر هـ ا ب ن م

ع ت ا ب د حالا از گروه اول مي‌پرسم كه پيامبران از چه چيزي اطاعت مي‌كردند؟

آفرين، از دستورهاي خداوند متعال آيا مي‌توانيد داستاني از يكي از پيامبران نقل كنيد كه ميزان پيروي او را نشان بدهد.

من راهنمايي مي‌كنم. داستان پيامبري كه مأمور شد پسرش را ذبح كند؟ بله، داستان حضرت ابراهيم(ع) با ذكر يك صلوات آماده مي‌شويم تا يكي از دوستان گروه يك اين داستان را تعريف كند.

اين داستان روحيه اطاعت و پيروي كامل حضرت ابراهيم(ع) را نشان مي‌دهد. كلمه بعدي را از گروه دوم مي‌پرسم.

پيامبران در مقابل چه چيزهايي صبر داشتند؟ «در مقابل سختي‌ها و شكنجه‌ها» آيا مي‌توانيد داستاني از پيامبر خودتان و مردم قريش بگوييد؟ با ذكر صلوات ديگر آماده مي‌شويم تا يك نفر از گروه دو داستان را تعريف كند.

در اثر اذيت و آزار بيش از اندازة مشركان قريش در مكه، پيامبر(ص) از مكه به سمت طائف رفت تا اسلام را بر اهل طائف معرفي كند، بلكه آن‌ها ايمان بياورند. پيامبر(ص) در طائف مورد بي‌مهري رؤساي آن‌ها قرار گرفت. هنگام بازگشت مردم كه با رد دعوت توسط بزرگان خود، گستاخ شده بودند در دو طرف خيابان صف كشيدند و با سنگ به آن حضرت مي‌زدند به گونه‌اي كه پاهاي آن حضرت مجروح شد، ولي آن حضرت تمام اين مشكلات را تحمل كرد تا اسلام پيشرفت كند[22]. صفت بعدي را گروه يك جواب بدهد. آيا پيامبران مبارزه مي‌كردند؟ با چه چيزهايي مبارزه مي‌كردند؟

[22] شيخ عباس قمي، منتهي الامال، مطبوعات حسيني، قم، 1373، ص52.
31

آفرين بر دوستانمان، اما در اين قسمت از برنامه خودم يك داستان تعريف مي‌كنم. براي همين بايد آماده سفر باشيد چون مي‌خواهيم سفر كنيم. به زمان حضرت ابراهيم(ع) كه با ظالم زمان خودش كه اسمش نمرود بود، مبارزه جانانه‌اي كرد[23]. در شهري كه ابراهيم(ع) زندگي مي‌كرد شخصي به نام نمرود حكمراني مي‌كرد. مردم او را و بت‌هاي گوناگون را مي‌پرستيدند.

آن روزها در آن شهر رسم بود كه هر سال يك روز جشن همگاني بگيرند. مردم حتي، نگهبانان بت‌خانه‌ها به بيرون از شهر مي‌رفتند و غروب به شهر باز مي‌گشتند. يك سال وقتي همه شهر را ترك كردند، ابراهيم(ع) كه هنوز نوجواني شانزده، هفده ساله بود، داخل بت‌خانه اصلي شهر شد و تمامي بت‌ها را غير از بت بزرگ شكست و تبر را به گردن بت بزرگ انداخت. او در چند بتخانه كوچك ديگر شهر هم، همين كار را تكراركرد. [23] مربي داستان را با هيجان براي كلاس نقل مي‌كند. در ضمن نتيجه‌گيري اخلاقي از داستان، به وظيفه انسان‌ها در مبارزه با استكبار هم اشاره نمايد.

32
هنگامي كه مردم شهر بازگشتند و آن وضع را مشاهده كردند، همه گفتند كار ابراهيم است. چون اولا او همراه ما نيامد. همچنين او هميشه به ما مي‌گفت كه دست از پرستش بت‌ها بكشيم. نمرود كه خيلي عصباني شده بود، دستور داد كه قاضي حكومت او را محاكمه كند.

ابراهيم(ع) به قاضي گفت:‌ «مگر نه اين است كه شما مي‌گوييد هر يك از اين بت‌ها خدايند‌ و سرنوشت همگان در دست اين خدايان است. آيا بت بزرگ كه تبر بر دوش دارد، ناتوان است تا اين خدايان كوچك‌تر را خرد كند؟ اگر ناتوان است، پس ادعاي شما باطل است. اگر هم ناتوان نيست از او بپرسيد!» قاضي نتوانست او را محكوم كند. نمرود هم راضي نمي‌شد كه ابراهيم آزاد باشد. براي همين دستور داد تا او را زنداني كنند[24].

صفت بعدي را از گروه دوم مي‌پرسم:‌ آيا پيامبران با افراد به خشونت رفتار مي‌كردند يا به مهرباني؟‌ احسنت، پيامبران با افراد مهربان بودند. مانند پيامبر اسلام، حضرت محمد(ص) خيلي مهربان بود. يكي از داستان‌هايي كه از آن حضرت دراين باره نقل شده است اين است كه روزي از روزها يك فرد عرب نزد آن حضرت آمد. زماني كه او به نزد پيامبر(ص) رسيد ردايي را كه آن حضرت روي دوش انداخته بود، گرفت و آن را به شدت كشيد به طوري كه لبة آن، گردن حضرت را كبود كرد. مرد عرب گفت: «يا رسول الله! امر كن تا از مال خدا كه نزد تو است به من بدهند.» رسول خدا(ص) به او لبخندي زد. پس از آن دستور داد كه به او عطايي كنند[25].

حالا نوبت به هر دو گروه رسيد كه بگويند در باره پيامبر و نظافت و پاكيزگي چه مي‌دانند؟ احسنت،‌ لباس پيامبر اسلام(ص) هميشه مرتب و پاكيزه بود و پيوسته از عطر استفاده مي‌كرد. پيامبر(ص) هميشه مسواك مي‌زد. روزي به حضرت علي(ع) [24] موسوي گرمارودي، داستان پيامبران، ج1، انتشارات قدياني، تهران، 1376، ص88 با دخل و تصرف.

[25] محمد جواد نجفي، ستارگان درخشان، كتابفروشي اسلاميه، تهران، چاپ ششم، 1362، ج1، ص26.
33

فرمود: «اي علي! مسواك كن، چون مسواك كردن موجب پاكي دهان و رضايت خداوند است[26].» اما صفت آخر را خودم مي‌گويم: پيامبران همگي در انجام عبادت خداوند،‌ بسيار جدّي بودند.

آيا مي‌دانيد حضرت موسي(ع) براي عبادت پروردگار و سخن گفتن خدا با او به كجا مي‌رفت؟ به «كوه طور» حضرت محمد(ص) قبل ازبعثت به كجا مي‌رفت كه در همان جا هم به رسالت مبعوث شدند؟ «غار حرا»

بعد از مبعوث شدن پيامبر(ص) هم مادامي كه حضرت در مكه بود، مردم شاهد عبادت ايشان و حضرت علي(ع) و حضرت خديجه بودند. در مدينه نيز نمازها را مردم به امامت ايشان در مسجد النبي اقامه مي‌كردند. با تشكر از دو گروه كه پاسخ سوال‌هاي ما را دادند.

حالا مي‌خواهيم بدانيم پيامبراني كه اين صفات را دارند چه وظايفي به عهده آن‌ها است. بعضي از اين وظايف را از جدول به دست مي‌آوريم. اين جدول 23 خانه دارد. شماره‌هاي آن پراكنده است و به ترتيب نيست. حروف پاسخ‌ها را در خانه‌هاي داده شده مي‌نويسم.

سؤال‌ها: حضرت ابراهيم(ع) با چه وسيله‌اي بت‌ها را شكست؟ تبر (1، 2 و 3)

اصول دين مربوط به جهان ديگر كدام است؟‌ معاد (4، 5، 6 و 7) امام اول شيعيان كيست؟ علي (8، 9 و10)

به خواندن و قرائت قرآن چه مي‌گويند؟ تلاوت(11، 12، 13، 14 و15) نام سوره‌اي از قرآن كه به معني آهن است، چيست؟ حديد(16، 17، 18 و19)

[26] حسن بن علي حراني، تحف العقول، اسلاميه، تهران، چاپ 1402 قمري، ص14.
34

يكي ازكلمه‌هاي قرآن كه به معني زندگي مي‌باشد،‌چيست؟ حيات(20، 21، 22 و23)

حرف «ت» را در خانه‌هايي كه علامت ؟ گذاشته‌ام، مي‌نويسم. هر رديف افقي يك كلمه است كه از كنار هم گذاشتن حروف آن كلمه ساخته مي‌شود. چند لحظه به دوستان وقت مي‌دهيم تا كلمه‌ها را پيدا كنند. تربيت

اتحاد توحيد

تعليم عدالت مي‌باشد.

حالا كه با بعضي از وظايف پيامبران آشنا شديم، بگوييد آيا ما بايد پيرو پيامبران باشيم، يا نه؟ بله، صدا ضعيف است.
35

حرف‌هاي آنان را گوش كنيم، يا نه؟ بله در ميان پيامبران، بعضي‌ بودند كه وظيفه سنگين‌تري نسبت به ديگر پيامبران داشتند. آن‌ها با خود كتاب آسماني هم آورده بودند . يك لقب مخصوص هم داشتند. چه كسي مي‌داند؟

حالا من چند اسم از پيامبران را روي تخته مي‌نويسم و چند كتاب آسماني را هم مي‌نويسم. يكي از دوستان بيايد و كتاب هر پيامبر را به اسم كتاب آسماني آن پيامبر وصل كند. بعضي از پيامبران كه كتاب آسماني ندارند، اسمشان تنها مي‌ماند. محمد(ص) سليمان(ع) موسي(ع) يوسف(ع) عيسي(ع) يونس(ع) ابراهيم(ع)

تورات صحف قرآن انجيل حالا كه مي‌دانيم كتاب آسماني پيامبر اسلام(ص) قرآن است. يك شعر را با هم مي‌خوانيم[27].

من آرزو دارم كه روزي مثل پدر قرآن بخوانم

[27] اين شعر از قبل تكثير شود و در اختيار دانش‌آموزان قرار گيرد.
36

در گوشه‌اي بنشينم آرام از قصه‌هاي آن بخوانم

من خوب مي‌دانم كه قرآن از هديه‌هاي آسمان است

هر حرف زيبايي كه دارد حرف خداي مهربان است

قرآن برايم مثل باغي است باغي پر از گل‌هاي خوشبو

بايد هميشه دوست باشم مانند يك پروانه با او[28]

يك دعا و پايان درس: خدايا، ما را از پيروان حقيقي پيامبر اسلام(ص) قرار بده!

[28] افسانه شعبان نژاد.
37


انتظار

بچه‌هاي خوب سلام! حال شما خوب است؟‌ اميدوارم در همه حال موفق و پيروز باشيد. با يك صلوات براي سلامتي امام زمان(عج) برنامه را شروع مي‌كنيم: «اللهم صل علي محمد و آل محمد»

به اين شعر توجه كنيد. شب چي مي‌شه؟ تموم مي‌شه روز چي مي‌شه؟ پيدا مي‌شه

حق چي مي‌شه؟‌بر پا مي‌شه ظلم چي مي‌شه؟‌رسوا مي‌شه وقتي كه شب تموم مي‌شه وقتي كه روز پيدا مي‌شه

وقتي كه حق بر پا مي‌شه كي رهبر دنيا مي‌شه؟! حضرت صاحب الزمان(عج) رهبر خوب و مهربان

دشمن كل ظالمان و حامي مبارزان صاحب زمان چه وقت مي‌آد؟ رهبر ما چه وقت مي‌آد؟

وقتي خدا به او بگه كه بهر ما ظاهر بشه خيلي ممنون. حالا من خط‌هايي در تابلو مي‌كشم. شما با وصل كردن خط‌ها به هم كلمه مورد نظر را به دست آوريد.

38
آفرين، احسنت، دوستتان را كه كلمه مورد نظر را به دست آورد، خوب تشويق كنيد: طيب طيب الله زنده باشي ان‌شاءالله

بله،كلمه مورد نظر ما «امام» است. بچه‌هاي خوب! آيا مي‌دانيد اين اعداد چه ربطي به امامان:‌ دارد. 12 11 1

بله آفرين، 12 نفر امام داريم. آفرين 11 نفر از امامان شهيد شدند و 1 امام هم زنده است. آن امام كه زنده است، اسمش چه هست؟ امام زمان(عج)

من اعدادي را در تخته نوشته‌ام. شما آن را با صداي بلند بخوانيد. اگر اين عددها را با دقت به هم وصل كنيد، يك كلمه به دست مي‌آيد. حالا من مقداري به شما كمك مي‌كنم تا شما خوب تشخيص دهيد.

39
بله، كلمه مورد نظر ما «غيبت» است.

بچه‌ها معناي غيبت در باره امام زمان(عج) را مي‌دانيد؟‌ شما اگر به اين تصاوير خوب دقت كنيد، معناي غيبت امام زمان(عج) را مي‌فهميد[29]. آفرين بر همه شما كه خوب توضيح داديد.

آيا خورشيد اگر پشت ابر باشد، مي‌گوييم خورشيد نيست و يا اگر شب باشد، مي‌گوييم خورشيد وجود ندارد؟ همه مي‌دانيم‌كه شب باشد يا روز، ابر باشد يا نباشد، خورشيد وجود دارد. حالا من يك حديث در تابلو مي‌نويسم. شما دو كلمه عالم و خورشيد را به آن اضافه كنيد و حديث را كامل كنيد.

امام مثل............ است كه براي تمام........... مي‌درخشد. امام مثل خورشيد است كه براي تمام عالم مي‌درخشد[30].

[29] مربي عكس كوه و ابر و خورشيد رادر تابلو مي‌كشد. [30] الامام كالشمس الطالعه للعالم (علي بن موسي الرضا7 بحارالانوار، ج 25، ص 123، باب4.

40
همان طور كه بودن خورشيد در پشت ابر، براي هيچ كس قابل انكار نيست، وجود امام(ع) در عالم آفرينش و براي تك تك انسان‌ها، قابل انكار نيست.

خُب با اين توضيحات و تصاوير چه كسي از شما معناي غيبت امام زمان(عج) را فهميد؟ درود بر شما! طيب طيب الله زنده باشي ان‌شاءالله

پس معلوم شد كه «غيبت» امام زمان(عج) به معناي نبود امام نيست، بلكه غيبت، تنها آشكار نبودن امام است.مثل خورشيد در تصوير بالا كه در پشت ابر است. امام زمان(عج) هم مثل خورشيد است كه پشت ابر مانده است، ولي گياهان و موجودات عالم از آن استفاده مي‌برند.

بله بچه‌ها! خورشيد ‌چون حقيقتش نور افشاني است، حتي اگر در پس ابرها هم باشد، عالم را با نورش و گرمايش بهره‌مند مي‌كند، به طوري كه روز ابري، هرگز مانند شب تاريك نيست، گرچه با روز آفتابي فرق دارد. درست به همين دليل است كه وقتي از امام صادق(ع) سؤال شد:‌ «چگونه مردم از امام غايب و پنهان بهره مي‌برند؟» فرمود: «‌همان گونه كه از خورشيد، زماني كه در پس ابرها قرار مي‌گيرد، بهره‌مند مي‌شوند[31].» حالا كه فهميديم امام زمان (عج) وجود دارد و هميشه در كنار ما هست و ما در تمام شبانه روز از آن امام بهره مي‌بريم، يك وظيفه مهم در مقابل امام داريم. براي آن كه بدانيد وظيفه ما چيست، به كارتي كه در دست من است خوب دقت كنيد.[32]

احسنت، دوستتان را تشويق كنيد.

طيب طيب الله، با امام باشي ان‌شاء الله، زنده باشي ان‌شاء الله [31] بحارالانوار، ج 23، ص 6، باب 1.

[32] مربي قبلا دو تا كارت را آماده كرده يكيي سفيد و ديگري كلمه انتظار را بر روي آن نوشته مثل كارت‌هاي بالا مرحله به مرحله به بچه‌ها نشان مي‌دهد و در هر مرحله مربي پاسخ دانش‌آموزان را مي‌شنود.
41

بله، كلمه مورد نظر ما انتظار است. بچه‌هاي خوب! آيا مي‌دانيد معناي انتظار چيست؟ انتظار به معناي چشم به راه بودن مي‌باشد.[33]

بچه‌هاي خوب و دوست داشتني! چشم به راه بودن خالي كه به درد نمي‌خورد. من يك جمله هم به آن اضافه مي‌كنم. چشم به راه بودن زماني معنا دارد كه همراه با دوست داشتن باشد تا براي ما داراي فايده باشد. مثلاً كسي را كه دوست داريد و منتظرش هستيد و براي آمدن او لحظه‌شماري مي‌كنيد، ولي شخصي را كه دوست نداريد، اگر هم بيايد شما زياد خوشحال نمي‌شويد.

انتظار دو گونه است:‌ من فقط حرف اول رامي‌نويسم. شما كلمه كامل را براي من بيان كنيد.

خ ب


قبل از اين كه شما دو تا كلمه را تشخيص بدهيد، يك مثال براي شما مي‌زنم تا به راحتي كلمه‌ها را حدس بزنيد. مادر شما به مسافرت رفته است. شما و برادرتان در خانه هستيد. تلفن زنگ مي‌خورد. گوشي را برمي‌داريد. مي‌فهميد كه مادرتان است. بعضي از شما مي‌گوييد كه خانه را خوب تميز كنيم، ولي بعضي از شما مي‌گويد كه رها كنيد. مادر مي‌آيد و خودش خانه را تميز مي‌كند. حالا شما بگوييد كدام يك از بچه‌ها كار درست انجام مي‌دهند؟‌

با توجه به اين مثال انواع انتظار را در تابلو نوشتم. براي ما بگوييد خ خوب ب بد

حالا من در باره دو نوع انتظار مقداري توضيح مي‌دهم و شما هم خوب گوش كنيد [33] فرهنگ عميد، ج1، ص 239، چاپخانه سپهر.

42
خوب: انتظار خوب و سازنده وسيله حركت دهنده براي تلاش و كوشش است و به انسان نيرو و روحيه مي‌دهد. در انتظار خوب، انسان هميشه آماده باش است و تلاش مي‌كند كه به وضعيت بهتر برسد. انسان منتظر، هر لحظه احتمال مي‌دهد كه امام زمان(عج) ظهور مي‌كند و او در مقابل كارها بايد جواب‌گو باشد. بنابراين به وظايف خود خوب عمل مي‌كند.

بد: در انتظار بد، مردم اعتقاد دارند كه اگر امام زمان(عج)‌ بيايد خودش همه چيز را درست مي‌كند. بنابراين به وظايف خود، مثل امر به معروف و نهي از منكر عمل نمي‌كنند وآمدن امام مهدي(عج) را بزرگ‌ترين وسيله براي دفاع از كار خود و بزرگ‌ترين راه براي توجيه كارهاي بد خود مي‌دانند. آنان مي‌گويند كه نجات بشر فقط در آخرالزمان انجام مي‌شود و نه الان؛ آن هم به دست خود امام زمان(عج) و نه هيچ كس ديگر. كساني كه اين گونه فكرها را به وجود مي‌آورند، يا افراد ساده و جاهلي هستند كه به دنبال ثروت و مقام هستند و در جامعه نااميدي و دل‌مردگي را به وجود مي‌آورند. يا افرادي متحجّري مي‌باشند كه به اسلام ضربه‌هاي سنگيني وارد مي‌كنند.

حالا كه انواع انتظار را دانستيم ما بايد جزء كدام قسم باشيم؟ آفرين، «انتظار خوب» تلاش كنيم و به وظايفمان عمل كنيم.

آيا مي‌دانيد انتظار چه فضيلت‌هايي دارد؟‌ من جدولي را در تابلو مي‌كشم. جواب سؤال‌ها را در خانه‌هاي مربوطه قرار مي‌دهم.
43

نيمة بازي در واليبال را چه مي‌گويند[34]؟ ست(16) نام ديگر بازرگان چيست؟ تاجر (8، 18، 14 و10)

نماز به وقت خواندن را چه مي‌گويند؟ ادا (4، 19 و15) منبع باران در آسمان كدام است؟ ابر (17، 11 و2)

كدام كلمه به معني پاكيزگي است؟ نظافت (5، 13، 1، 6و9) مغز تمام عبادت‌ها چه نام دارد؟ دعا (19، 7 و12)

يازدهمين حرف فارسي كدام حرف مي‌باشد؟ ز (3) [34] دو حرف «ست» در خانه 16 با هم جا مي‌گيرند.

44
خيلي ممنون حالا حرف اول را بنويسيد و چهار تا چهار تا بشماريد تا تمام حروف جدول تمام شود. آن گاه حرف‌هاي به دست آمده را كنار هم قرار دهيد تا پيام جدول كه يكي از فضايل انتظار است به دست آوريد.

پيام:‌ حضرت محمد(ص) مي‌فرمايد: «انتظار فرج از عبادات است». آفرين بر شما! كه پيام جدول را به دست آورديد. اميدوارم شما هم از منتظران واقعي امام زمان(عج) باشيد. ان‌شاءالله

ما هم منتظر واقعي امام زمان(عج) باشيم و كارهاي خوبي را بايد براي آمدن آن امام مهربان انجام دهيم. چه كسي مي‌داند بايد براي آمدن امام زمان(عج) چه اعمالي را انجام دهيم تا از منتظران واقعي امام زمان(عج) باشيم؟

براي اين كه جواب اين سؤال را بدهيم سراغ يك مسابقه مي‌رويم. سه نفر از شما مي‌تواند در مسابقه شركت كنند.

به هر كدام سه كارت مي‌دهم كه حروف به هم ريخته را در كارت‌ها نوشته‌ام. شما با اين حروف به هم ريخته كلمه‌هاي مورد نظر را به دست بياوريد و در جاي خالي قرار دهيد. ش ا خ ت ن ق ح ق و ص ق ه د ي ا د د ا ع .

ا ا ت د ح ا ع ت ا ط و ا ج ا ت ب ا ا م ه د . درود بر شما كه كلمه‌ها را تشخيص داديد.

خُب حالا نوبت اين است كه كلمه‌ها را در جاهاي خالي قرار ‌دهيد[35]. بله بچه‌ها! هر چيزي آداب و راه و روشي دارد. انتظار امام زمان(عج) هم آدابي دارد و منتظران واقعي امام زمان(عج) هم بايد داراي اين صفات باشند.

1. [35] مربي جمله‌هاي زير را بر روي تخته مي‌نويسد تا دانش‌آموزان جاهاي خالي را كامل كنند. جواب جاهاي خالي عبارتند از:‌ شناخت، ياد، صدقه، دعا، حقوق، واجبات، آماده، اتحاد، اطاعت.

45
2. ما بايد نسبت به امام داراي ............... كافي باشيم.

3. هميشه به ............... امام زمان(عج) باشيم. 4. هر روز براي سلامتي امام زمان(عج) ...... بدهيم

5. بعد از نمازها براي تعجيل فرج و سلامتي امام عصر(عج) .... كنيم. 6. در تمام كارها بايد............. ديگران را رعايت كنيم.

7. سعي كنيم از كارهاي بد و حرام دور بمانيم و ......... ديني را انجام دهيم. 8. براي آمدن امام زمان(عج) ... باشيم.

9. .... و با هم بودن شيعيان را سر لوحه زندگي خود قرار دهيم. 10. ازمراجع تقليد و ولي فقيه كه از نايبان امام عصر(عج) هستند، .... كنيم.

حالا خيلي از شما ممنونم كه كلمه‌ها را درست كرديد و در جاي خود قرار داديد. در پايان براي ظهور و فرج امام زمان(عج) همه باهم دعاي امام زمان را مي‌خوانيم.

46
47


ولايت و رهبري

دوستان! سلام عليكم

اول هركار: «بسم الله الرحمن الرحيم» يعني به نام خداوند بخشندة مهربان

خوب عزيزان! حال شما چطور است؟ معلوم است كه خوبِ خوب است، چون صدايتان خيلي بلند است و همة محله فهميده‌اند كه عده‌اي از بچه‌هاي خوب آمده‌اند در كلاس تا مطالب سودمند ياد بگيرند. در آغاز مي‌خواهم از كارت‌هاي «كدام به كدام ربط دارد»، استفاده كنم. من اين كارت‌ها را به تخته نصب مي‌كنم، يكي از شما دانش‌آموزان بيايد و كارت مربوط را زير كارت بالايي نصب كند[36].

ناخدا

معلم

مدير مدرسه

خلبان

رئيس جمهور

پيامبر مبصر كلاس

امام

كمك ناخدا

معاون رييس جمهور

امام

ناظم

معاون مدرسه متشكرم از دوست خوبمان كه كارت‌ها را اين گونه مرتب كرده است.

ناخدا

معلم

مدير مدرسه

خلبان

رئيس جمهور

پيامبر كمك ناخدا

مبصر كلاس

ناظم

كمك‌خلبان

معاون رييس‌جمهور

امام

[36] اگر امكان نصب كارت با آهن‌ربا روي تخته وجود ندارد، مربي مي‌تواند روي تخته آن‌ها را بنويسد تا دانش‌آموزان با خط كشيدن آن‌‌ها را به هم مرتبط كنند.
48

اگر خلبان، ناخدا، مدير مدرسه و رييس جمهور بدون جانشين باشند چه مي‌شود؟ [37] از دوستمان تشكر مي‌كنيم.

دوستان اگر روزي يك ناخداي كشتي كه از جاي خيلي با صفا و خوب خبر دارد،‌ مردم را تشويق كند كه با او به سفر بيايند. در صورتي كه گفته‌هاي او در مردم تأثير كند و آنان سوار كشتي او شوند تا به جاي خوش آب و هوا برسند، امّا اگر بعد از حركت كشتي در تاريكي شب مقداري كه در دريا راه رفتند، كشتي توقف كند. همه سراسيمه از كابين‌هاي خود بيرون مي‌آيند و مي‌پرسند كه چه شده است؟ آن‌گاه ناخدا بگويد كه مأموريتم تمام شده است و بايد جاي ديگري بروم و از اين جا به بعد ديگر نمي‌توانم همراه شما باشم. سر و صداي مسافران بلند مي‌شود و مي‌گويند: براي چه ما را به اين‌جا آورده‌اي؟ ‌تو كه نمي‌توانستي ما را به مقصد برساني، چرا ما را تشويق به آمدن كردي؟‌ ما كه نمي‌توانيم خودمان كشتي برانيم. در نتيجه همه مسافران احساس سرگرداني خواهند كرد.

[37] معلم مي‌تواند از تك تك اين موارد سؤال كند كه اگر داراي جانشين نباشند، چه مي‌شود.
49

ولي دوستان! اگر ناخدا، ناخداي ماهر ديگري را جاي خود بگذارد، اين نگراني پيش نخواهد آمد و مردم آسوده خاطر به سفر خود ادامه خواهند داد . اگر گفتيد چرا؟ چون كار ناخداي اصلي را جانشين او ادامه خواهد داد. حالا بگوييد كه چرا پيامبر بايد داراي جانشين باشد؟

چه كسي داوطلب است تا جواب بدهد؟ بله دوستان! پيامبر(ص) از روزي كه مبعوث شد و رهبري و هدايت مسلمان‌ها را به عهده گرفت، مي‌دانست كه مثل همة آدم‌ها روزي از ميان مردم خواهد رفت و بايد شخصي به جاي او باشد كه مثل پيامبر جامعه را به سوي خداوند هدايت كند.

اگر پيامبري بدون جانشين باشد، دين او از بين خواهد رفت و دستورهاي او فراموش خواهد شد. براي همين بود كه خداوند به پيامبر اسلام(ص) دستور داد تا در روز

جانشين خود را معرفي كند. چه نوشتم؟‌ با چند خط معلوم مي‌شود.

پيامبر چه كسي را معرفي كرد؟ بله، حضرت علي(ع)

50
مجموعاً پيامبر اسلام(ص) چند جانشين دارد؟بله[38]،

آيا اسم همه امام‌ها را بلديد؟‌با هم شعر زير را مي‌خوانيم. [39] اي يــار بـا شهـامــت بــگــو تـو از امـامت

امامـت در ديــن مــا دارد دوازده پــيـشوا اول آن‌ها، عـلــي(ع) آمــده بعــد از نــبي

امام دوم، حــسن(ع) فرزند آن صـف شكن سوم، حسيـن شـهيـد كه چــون ستاره تابيد

چهارم، زين‌العابدين فــخــر زمان و زمـين امــام پـنـجــــم مــا امـــام ديـــن خــــدا

مــحمــد بــاقر است با دانش و طاهر اسـت جعــفر صادق، ششم كــاظـم، امــام هفتــم

امــام هشتـــم، رضا رضـا بــه حكــم قضــا نــهـم، مـحـمد تقـي دهـــم، عـلــي النقــي

يــازدهـم پـيـــشـوا در ره ديــن خــــــدا امام حسن عســكري نـــمـــونــة رهبـــري

دوازدهم غايب است بهــر نبــي نايب است مهدي صاحب زمــان اوسـت خدا را نـــشان

ظــاهــر شـود زماني روشــن كنــد جهانــي

حالا كه معلوم شد جانشين‌هاي پيامبراسلام(ص) چند نفرند و اسامي آنان را ياد گرفتيد، به دايره‌هايي كه روي تابلو مي‌كشم توجه كنيد. [38] مربي خط فانتزي غدير را به گونه‌اي پاك مي‌‌كند كه عدد 12 باقي بماند.

[39] در صورت امكان مربي شعر را از قبل تكثير كند و در اختيار دانش‌آموزان قرار دهد و يا در لوحي به خط درشت بنويسد و بر تخته آويزان كند.
51

اكنون در دايره‌ها حروف پراكنده قرار مي‌دهم. چند لحظه وقت مي‌دهم تا همه دقت كنند. كساني كه كلمه‌ها را پيدا كردند، دست بلند كنند تا هر كدام را كه اشاره مي‌كنم، بيان كنند. دايره شماره 1 را يكي از دوستان بيان كند. بله، «‌داناترين»

امامان ما از همه داناتر بودند وجواب همة سوال‌ها را مي‌دانستند. ابوذر غفاري مي‌گويد: روزي با حضرت علي(ع) از بيابان رد مي‌شديم كه ديديم مورچه‌هاي زيادي مثل سيل سرازيرند و به دنبال جمع كردن غذا مي‌باشند. از ديدن اين منظره هوش از

52
سرم رفت و گفتم:‌ «الله اكبر، چقدر بزرگ است خدايي كه شمارش اين مورچگان را مي‌داند و از تعداد آن‌ها با خبر است.»

امام علي(ع) نگاهي به من انداخت و فرمود: «اين حرف را نزن، بلكه بگو چقدر بزرگ است آن خدايي كه اين مورچگان را آفريده است. قسم به آن خدايي كه تو را آفريد، من از تعداد اين مورچه‌ها آگاهم[40]». اميرالمؤمنين(ع) به جهت علم زيادي كه داشت، در روزهاي آخر عمرشان خطاب به مردم فرمود: قبل از آن كه مرا از دست بدهيد، هر چه مي‌خواهيد از من بپرسيد[41]. كلمه دوم در دايره شماره 2 را دوست ديگرمان بگويد.

بله، «شجاع‌ترين» امامان ما شجاع‌ترين افراد زمان خود بودند، حتي دشمنان هم به شجاعت امامان اعتراف داشتند. مثلاً در باره حضرت علي(ع) چون قدرت نبرد با آن حضرت را نداشتند، ناچار شدند در وقت اقامة نماز از پشت سر ضربه به او بزنند تا شهيد شود.

كلمة بعدي توسط دوست ديگرمان گفته شود. بله، «بخشنده‌ترين»

روزي مردي خدمت امام حسن مجتبي(ع) آمد و اظهار فقر كرد و از او حاجت خواست. امام دستور فرمود تا مبلغ پنجاه هزار درهم و پانصد دينار به او داد. يكي از [40] سيد مهدي شمس‌الدين، داستان‌هاي عبرت‌انگيز، قم، علامه، چ 3، 1375، ص197.

[41] سلوني قبل ان تفقدوني.
53

اطرفيان امام مجتبي(ع) گفت: «به خدا نزد ما يك درهم هم نمانده است.» امام(ع) فرمود: «از حق تعالي اميد پاداش بزرگ دارم.»[42] كلمه بعدي: «شكيباترين»

كلمه بعدي: «عابدترين» حالا كه دانستيم امامان ما داراي چه صفات برجسته‌اي هستند، ما هم جمله‌اي را كه از سخنان پيامبر(ص) در باره آن‌ها آمده است، را با كمك جدول پيدا مي‌كنيم. يك جدول 28 خانه‌اي رسم مي‌كنم.

رنگ خون شهدا چيست؟ سرخ (19، 5 و4) اگر از دستورهاي امامان پيروي كنيم در دنيا و آخرت به چه دست مي‌يابيم؟ ‌(نام ديگر خوشبختي هم است) سعادت (20، 21، 12، 10و24)

به كسي كه سخنان امامان را براي ما روايت كرده است چه مي‌گويند؟ [42] زوارئي، علي بن حسين، كشف الغمه في معرفه الائمه، نشر ادب حوزه، بي جا/ بي تا، ج2، ص32.

54
راوي (2، 16، 23و18)

ارزان نيست، پس چيست؟‌ گران‌(3، 11، 22 و13) شب‌هاي نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه مبارك رمضان به چه معروف است؟ قدر (1، 8 و15)

حرف دهم از حروف الفباي فارسي چيست؟ دال (26، 7 و27) كدام ميوة ريز و خيلي شيرين است كه خشك آن را با چاي مي‌خورند؟

توت (25، 17 و6) وقتي تعجب مي‌كني، چه مي‌گويي؟ وا (14 و9)

حالا كه جدول پر از حروف شد با رمز عدد 4 جمله‌اي را كه از يكي از فرمايشات پيامبر(ص) استفاده شده است، را به دست مي‌آوريم. ابتدا حرف اول را مي‌نويسيم و چهار تا چهار تا خانه‌هاي جدول رامي‌شماريم. سپس حروف را كنار هم قرار مي‌دهيم تا پيام جدول به دست آيد. پيام جدول اين جمله است: «قرآن و عترت دو يادگار رسول خدا(ص) ‌است.»

اين جمله از يك حديث مشهور از پيامبر(ص) كه در باره امامان(ع) فرموده‌اند استفاده شده است. من عبارت عربي حديث را مي‌نويسم. با هم تكرار مي‌كنيم تا حفظمان بشود.

قال رسول الله(ص) : «اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي[43]» حالا، ترجمه حديث را دقت كنيد.

[43] مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، داراحياء التراث العربي، بيروت، چ3، 1403ق، ج2،‌ ص226.
55

پيامبر(ص) فرمود: «‌من دو چيز گران‌بها را براي شما به جا مي‌گذارم؛ يكي كتاب خدا و ديگري عترت.» عترت پيامبر، همان امامان معصوم(ع) و حضرت زهرا(ع) مي‌باشند. هر كسي دستورهاي قرآن و حرف‌هاي امامان: را گوش كند و به آن عمل نمايد، هميشه سعادتمند خواهد بود.

اكنون با يك دعا برنامه را به پايان مي‌رسانم. خدايا به همه ما توفيق عنايت كن تا از پيروان حقيقي قرآن و امامان معصوم: باشيم.

آمين يا رب العالمين

56
57

فصل دوم قرآن

58
59


راه صحيح

به نام خداي جهان آفرين به اين آفرينش هزار آفرين

دوستان گل و شاداب و زرنگ! سلام عليكم پس از نام و ياد خداي بزرگ و مهربان درس امروز را با يك ذكر خوب شروع مي‌كنيم.

«اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم» برنامه امروز در بارة يك نعمت بسيار بزرگ است كه خداوند عزيز به ما مسلمان‌ها هديه كرده است؛ يعني قرآن كريم.

منم قرآن، منم قرآن منم پيغام جاويدان منم سرچشمة ايـمان منم بـرنـامه انسان

بله بچه‌هاي گل! قرآن پيام خداوند و برنامه و راهنماي انسان است و خداوند كه انسان را آفريده است، خير و صلاح انسان را هم مي‌داند. راستي بچه‌ها! تا به حال به شهري مسافرت كرده‌ايد كه راه را بلد نباشيد؟‌ در اين صورت چه كار مي‌كنيد؟ آفرين بر شما! از كسي مي‌پرسيم كه نقشه راه‌ها را كامل بداند كه او همان پليس راهنمايي و رانندگي است كه تمام خيابان‌هاي يك طرفه و دو طرفه و عبور ممنوع و مسيري را كه ما را به مقصد برساند، مي‌شناسد. راه ديگر استفاده از نقشة آن شهر است. قرآن كريم نيز كتابي كامل است كه راه خير و شر و نقشه‌ رسيدن به سعادت و دوري از بن‌بست‌هاي شيطان را به ما نشان مي‌دهد.

امروز نيز ما با يكي از سوره‌هاي اين كتاب الهي آشنا مي‌شويم. اگر گفتيد چه سوره‌اي؟ دقت كنيد.
60

بچه‌ها آيا تا به حال كوه رفته‌ايد؟ آفرين بر بچه‌هاي ورزشكار كه كوهنوردي مي‌كنند. به اين تصوير توجه نماييد[44]. همان گونه كه مي‌بينيد تصوير يك كوه است.

چه كسي مي‌داند كوه از چه قسمت‌هايي تشكيل شده است؟‌ بله، از دامنه، ارتفاعات و قله كه در تصوير علامت مي‌گذاريم.

راستي‌بچه‌ها! اگر بخواهيم مناظر اطراف كوه را هم از نزديك و هم از جاي بالايي مشاهده كنيم بايد در كدام يك از اين قسمت‌ها بايستيم؟ بله، ارتفاع و اما سوره‌اي كه در باره آن صحبت مي‌كنيم، نيز به همين معني است. كدام سوره؟‌ سوره‌ي

[44] مربي عكس كوهي روي تابلو مي‌كشد، يا عكس چاپ شده كوه را به بچه‌ها نشان مي‌دهد.
61

مي‌باشد. آفرين بر شما بچه‌هاي زرنگ كه زود توانستيد نام سوره را بخوانيد. اعراف نام سوره مورد نظر ما است كه تعداد روزهاي هفته، شماره اين سوره در قرآن مي‌باشد. بله، زنده باد بچه‌هاي باهوش! سوره اعراف هفتمين سوره قرآن است كه در همان شهري كه خانه كعبه در آن قرار دارد، يعني در شهر مكه نازل شده است. تعداد آيات آن دويست و شش ‌آيه مي‌باشد.

اعراف كجا است وچرا سوره اعراف به اين اسم ناميده شده است؟‌ اعراف به جايگاه بلند و مرتفع مي‌گويند و جايگاهي ميان بهشت و جهنم است[45].

پيامبران الهي و جانشينان آن‌ها در اين جايگاه به انسان‌هايي كه درحال عبور هستند، نگاه مي‌كنند. آنان به افرادي كه پيرو آن‌ها بوده‌اند، لكن گناهان كوچكي هم انجام داده‌اند و نمي‌توانند وارد بهشت شوند و از اين جايگاه سخت بگذرند، كمك مي‌كنند تا وارد بهشت شوند[46]. به اين كمك، شفاعت مي‌گويند. اين رهبران ديني به جهنميان مي‌گويند: «ديديد كه اموال زياد و تكبر، شما را بيچاره كرده[47]؟ و به بهشتيان مي‌فرمايند: «با خيال راحت وارد بهشت شويد[48].»

همچنين در اين سوره، سرنوشت انسان‌ها در طول تاريخ و داستان پيامبران الهي و اطاعت، يا سرپيچي مردم از دستورهاي آن‌ها آمده است.[49] اما بچه‌هاي زرنگ و با هوش كه حواسشان جمع است، بگوييد آيا كساني كه به دستور پيامبران و امامان عمل كردند بهشتي هستند، يا آنان كه عمل نكردند؟ بله، زنده باد دانش‌آموزان زرنگ! افرادي كه به دستورهاي پيامبران و راهنمايان الهي عمل كردند، به سعادت رسيدند

همچنين خداوند داستان اقوامي را در اين سوره آورده است. برخي از آنان به جهت پيروي از راهنما نجات يافتند و گروهي نيز مخالفت كردند و گمراه شدند. اكنون شرح حال يكي از اين اقوام را براي شما مي‌گويم. قوم پيامبري كه كشتي ساخت. [45] جواد محدثي، آشنايي با سوره‌ها، قم، نشر دفتر تبليغات اسلامي، تير 1363، ص 34.

[46] مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج6، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، چ10، 1368، ص189. [47] اعراف، آيه 48.

[48] همان، آيه 49. [49] جواد محدثي، همان، ص 34.

62
درود بر شما بچه‌هاي خوب قوم نوح

داستان قوم نوح يكي از داستان‌هاي آموزنده در قرآن كريم است كه ابتدا به آياتي از اين سوره مباركه كه گوشه‌اي از زندگي اين قوم را بيان كرده است، مي‌پردازيم[50]. خداوند بزرگ در اين سوره مي‌فرمايد:‌ ما نوح را به سوي قومش فرستاديم. او به آن‌ها گفت:‌ «اي قوم من! تنها خداوند يگانه را پرستش كنيد كه معبودي جز او براي شما نيست. در صورت نافرماني من بر شما از عذاب روز بزرگي مي‌ترسم.» اشراف قومش در جواب او گفتند: «ما تو را در گمراهي آشكار مي‌بينيم.»

نوح گفت:‌ «اي قوم من! هيچ‌گونه گمراهي در من نيست و من فرستاده پروردگار جهانيان هستم[51]. » اينك قدري بيش‌تر با اين پيامبر الهي و تلاش‌هايي كه براي راهنمايي قوم خود كشيد و عاقبت اين قوم آشنا مي‌شويم.

حضرت نوح(ع) كه از كودكي در انديشه آفريدگار يكتا بود، هميشه از اعمال ناشايست مردمي كه در كنار آن‌ها زندگي مي‌كرد، ناراحت بود. به طوري كه سال‌هاي بعد مجبور شد براي انجام عبادت و دوري از مردم گناهكار از آن‌ها جدا شود. او براي عبادت پروردگار به كوه مي‌رفت و در خلوت و تنهايي به راز و نياز با پروردگار خويش مي‌پرداخت. از آن طرف مردم گمراه كه خدا را فراموش كرده بودند به عبادت بت‌هايي كه از سنگ و چوب و ديگر اشيا ساخته بودند، مي‌پرداختند. خير و سعادت خود را در دست بت‌هاي بي‌جان مي‌دانستند و با جهل تمام هستي خود را متعلق به آن‌چه خود ساخته بودند، مي‌دانستند.

[50] قبل از درس با يكي از دانش‌آموزان هماهنگ مي‌كنيم تا وقتي كه به اين‌جا رسيديم، ترجمه آيات 59 تا 61 سوره اعراف را قرائت كند. در ضمن تشويق فراموش نشود. [51] اعراف، 59 تا 61. ناصر مكارم شيرازي، همان، ص 217.

63
آن‌ها در پرتو اين ناداني به هر كار زشتي مي‌پرداختند و از دروغ و دزدي و كارهاي خطا پرهيز نمي‌كردند. حضرت نوح(ع) نيز از ناداني آن‌ها زجر مي‌كشيد تا اين كه روزي شخصي را در كنار خود ديد كه چهره‌اي نوراني داشت و به او سلام كرد. نوح(ع) بسيار از ديدن او و برخورد مؤدبانه‌اش خوشحال شد. شخص به حضرت نوح(ع) گفت: «در ميان كوه و در اين تنهايي چه مي‌كني و چرا از قوم خود فاصله گرفته‌اي؟»

نوح(ع) ماجرا را بازگو كرد. شخص گفت كه چرا بين آن‌ها نمي‌روي و آن‌ها را نصيحت نمي‌كني؟ نوح(ع) گفت كه قدرت آن را ندارم. شخص گفت اگر اين قدرت به تو داده شود، حاضري اين كار را انجام دهي؟‌ نوح گفت:‌ «آرزوي من اين است.» شخص اشاره‌اي كرد و افراد زيادي آن‌جا حاضر شدند. نوح پرسيد چه خبر شده است. شخص خود را معرفي كرد. من جبرييل، فرشتة الهي هستم و اين‌ها فرشتگان خدايند. تو از امروز از جانب پروردگار مأموريت يافته‌اي كه بين قوم خود بروي و آن‌ها را هدايت كني و خداوند تو را ياري خواهد كرد. نوح به ميان قوم خود آمد و آن‌ها را نسبت به كارهاي زشت و ناداني‌شان آگاه ساخت. به آن‌ها گفت كه خداي يكتا آفريننده جهان است و بت‌هاي بي‌جان وساخته

64
شما جز مشتي چوب و سنگ و خاك بي‌ارزش نيستند. خدا را بپرستيد و از دروغ ودزدي و كارهاي زشت بپرهيزيد تا رستگار شويد.

پند و اندرز اين پيامبر الهي جز در گروهي اندك اثر نكرد. انسان‌هاي بد هنگام شنيدن سخنانش او را دروغگو، نادان و جاهل خطاب مي‌كردند. انگشت درگوش خود مي‌گذاشتند تا صدايش را نشنوند. او را كتك مي‌زدند، اما نوح(ع) براي هدايت افراد زحمت‌هاي بسياري را متحمل شد[52]. به فرموده قرآن كريم ايشان نهصد و پنجاه سال قومش را هدايت كرد، لكن جز گروهي اندك بقيه سخن او را نشنيدند. سرانجام صبر اين پيامبر الهي پس از اين مدت تمام شد و قومش را نفرين كرد. خداوند نيز همه‌ آنان را نابود ساخت[53].

همان گونه كه گفتيم قرآن، كتاب هدايت است. اكنون نيز با رجوع به سوره‌اي كه داستان حضرت نوح(ع) در آن آمده است به چند صفت اين قوم اشاره مي‌كنيم تا با پند گرفتن از آن راه سعادت را طي نماييم. چه چيزي موجب بدبختي و عذاب قوم نوح شد؟[54]

ت م س ر خ[55] م خ ف ت ا ل[56] ت ر ب ك [57] ف ك ر[58]

ت ك ي ب ذ[59] ع د م ن ا م ي ا[60] بله، همان‌طور كه حدس زديد اين كار‌ها موجب شد كه قوم نوح دچار عذاب شوند. به چه عذابي؟ در طوفان غرق شدند.

[52] سيد محمد صحفي، قصه‌هاي قرآن، ج 1، ص27، نشر اهلبيت قم، سال 1361. [53] نوح، 26.

[54] كلمه‌ها را به صورت حروف درهم ريخته روي تابلو مي‌نويسيم. [55] هود، 38.

[56] مخالفت با رهبر، هود، 89. [57] تكبر، شعراء / 111.

[58] كفر، ابراهيم/ 9. [59] تكذيب پيامبر، حج/ 42 و شعرا/ 105.

[60] عدم ايمان،‌ شعرا/ 121.
65

يكي از كساني كه به كشتي نوح سوار نشد و در ميان امواج سهمگين آب غرق شد چه كسي بود؟‌ آفرين، پسر نوح

اين سرانجام وحشتناك براي پسر نوح، درسي براي تاريخ است تا كسي راه گمراهي را نپيمايد. اما همان طور كه در آغاز برنامه گفتم عده‌اي هم به دستورات خدا گوش كرده و پيروان خوبي براي انبياء بوده‌اند كه پاداش آن‌ها بهشت جاودان خواهد بود.

مي‌خواهيد شما را با بعضي از كارهايي كه انجام داده‌اند تا به اين جايگاه رسيده‌اند آشنا كنم. پس با هم اين جدول را حل مي‌كنيم، من حروف جدول را داخل آن مي‌نويسم.

حالا نوبت شما است كه حرف اول جدول را نوشته و چهار تا چهار تا بشماريد تا پيام به دست آيد. احسنت، پيام عبارت است از: «هميشه به ياد خدايند و او را عبادت مي‌كنند.»

66
اين پيام برگرفته از آيه آخر سوره اعراف است كه ترجمه آن را براي شما مي‌نويسم: «آن‌ها كه نزد پروردگار تو هستند؛ (هيچ‌گاه) از عبادتش تكبر نمي‌ورزند و او را تسبيح مي‌گويند و برايش سجده مي‌كنند[61].»

ان‌شاءالله شما هم هميشه به ياد خدا باشيد تا بهشت جايگاه شما هم باشد. به اميد موفقيت همة‌ شما چند دعا كنم، بلند آمين بگوييد.

خدايا، فرج امام زمان را نزديك بفرما! خدايا، دشمنان اسلام نابود بفرما!

خدايا، به ما توفيق عمل صالح عنايت بفرما! صلوات

[61] اعراف، آيه 206.
67


خانه سست

به نام خدايي كه بر بندگان ببخشايد و بس بود مهربان

خروسه مي‌گه قوقولي قوقو صبح كه مي‌شه زودي بگو

مامان سلام، بابا سلام خورشيد اون بالا سلام

بچه‌هاي خوب! سلام، حال شما خوب است؟ سرحال سرحال هستيد؟ خوشحال و خندان هستيد؟ بچه‌هاي خوب! چند تا سؤال از شما مي‌پرسم. شما با دقت جواب بدهيد تا من جواب‌هاي درست شما را بر روي تخته بنويسم[62].

كدام سورة ‌قرآن به نام قسمتي از روز است؟‌ عصر كدام سورة‌ قرآن در باره پيامبري است كه كشتي ساخت؟ نوح

كدام سوره از قرآن به نام مكاني است كه چند نفر به همراه يك سگ در آن پنهان شدند؟ كهف بزرگ‌ترين سورة‌ قرآن چه نام دارد؟‌ بقره

كدام سوره از قرآن به معناي اتفاق، يا پيشامد است؟‌ واقعه كدام سوره از قرآن بسم الله الرحمن الرحيم ندارد؟‌ توبه

[62] مربي مي‌تواند از بچه‌ها بخواهد تا براي تشويق دوستانشان از عباراتي مانند «آفرين، آفرين، مرحبا، مرحبا» استفاده كنند.
68

درود بر شما بچه‌هاي باهوش! حالا كه جواب‌هاي درست را پيدا كرديد و آن‌ها روي تخته براي شما نوشتم، به اين كلمه‌ها دقت كنيد تا به يك پيام برسيم. بچه‌ها حروف اول اين كلمه‌ها را به هم متصل كنيد تا يك كلمه به دست بيايد. آفرين بر شما «عنكبوت» پيام مورد نظر ما مي‌باشد.

عنكبوت نام يكي از سوره‌هاي قرآن است. بچه‌ها مي‌توانيد دو تا ديگر از سوره‌هاي قرآن را نام ببريد كه به نام حشره هستند. اولشان هم با نون شروع مي‌شود. بله بچه‌ها، «نمل» به معناي مورچه است و «نحل» به معناي زنبور است. عنكبوت براي خود دنيايي دارد كه به گوشه‌اي از آن اشاره مي‌كنم.

عنكبوت حشره‌اي شكارچي است. كه با بافتن تارهاي منظم، حشرات را به وسيله آن تارها شكار مي‌كند. تارهاي عنكبوت انواع مختلفي دارد. عنكبوت‌ها با تارهاي چسبنده خود، دام براي حشرات پهن مي‌كنند. عنكبوت قسمتي از تارهاي اين دام را به گونه‌اي درست مي‌كند كه نمي‌چسبد تا اين كه خودش بتواند از آن‌جا عبور كند و حشرات را بخورد.[63] [63] برگرفته از كتاب «معماري حيوانات»، تأليف كارل وان فريجي، ترجمه رضا روحاني،‌سال انتشار 1374.

69
بچه‌ها همان‌طور كه گفتم عنكبوت نام سوره‌اي در قرآن است كه مكي است. يعني در مكه بر پيامبر(ص) نازل شد وداراي 69 آيه است.

خداوند در اين سوره عقايد غلط كافران را به خانه عنبكوت تشبيه كرده است كه سست‌ترين خانه‌ها است كه در برابر باد، تار و پودش از بين مي‌رود. بچه‌هاي باهوش! در سورة عنكبوت سفارش‌هايي به انسان‌ها شده است كه با عمل كردن به اين دستورها ما رستگار و خوشبخت خواهيم شد.

بچه‌ها! آيا دوست داريد با يكي از اين سفارش‌ها آشنا شويد؟‌ حالا با فرستادن صلواتي سراغ يك مسابقة پرهيجان مي‌رويم تا با يكي از دستورهاي خدا آشنا شويم: «اللهم صل علي محمد و آل محمد»

دوستاني كه جواب درست به سؤال‌هاي ما در حين برنامه دادند جهت انجام مسابقه به جلو بيايند[64]. بچه‌ها دقت كنيد. جواب سؤال‌ها را به ترتيب شماره داخل دايره‌هايي كه من براي شما مي‌كشم، قرار دهيد.

مسابقه ما به اين صورت است كه من از نفر اول سؤال مي‌پرسم. نفر دوم بايد جواب دهد. از نفر دوم كه سؤال پرسيدم، نفر سوم جواب دهد. از نفر سوم كه سؤال پرسيدم، نفر چهارم جواب دهد. از نفر چهارم كه سؤال پرسيدم، نفر پنجم جواب دهد. و از نفر پنجم كه سؤال پرسيدم نفر اول جواب دهد[65]. بچه‌هاي خوب! هر كدام ازشما جواب غلط داد، بايد برود سر جايش بنشيند و رقابت بين آن‌هايي انجام مي‌شود كه جواب درست داده‌اند.

حالا با دقت به سؤال‌ها توجه كنيد. ‌سپس جواب دهيد. [64] مربي پنج الي هفت نفر را جلو بياورد. نفرات به صورت فرد باشند. نفرات به صورت شماره‌اي باشند، مثلا شماره 1،2،3،4،5 هر كس پاسخ غلط داد از مسابقه خارج مي‌شود ودوباره شماره‌ها جديد مي‌شود. مثلاً نفر سوم كه از مسابقه خارج شد، نفر اول شماره 1، نفر دوم شماره 2 و نفر چهارم شماره 3 و نفر پنجم شماره 4.

[65] فرض بر اين است كه مربي پنج نفر را جلو آورده است. آن‌هايي كه جواب غلط داده‌اند از مسابقه خارج مي‌شوند.
70

زير پاي مادران چيست؟ بهشت افرادي كه در پهلوي خانه ما زندگي مي‌كنند چه نام دارند؟ همسايه

خداوند چه كساني را براي هدايت مردم مبعوث كرد؟ پيامبران برادر مادر را چه مي‌گويند؟ دايي

مركز استان گيلان چه نام دارد؟ رشت به كسي كه ورزش مي‌كند چه مي‌گويند؟ ورزشكار

نام كتاب كدام پيامبر الهي تورات است؟ موسي پسر ابراهيم كه مي‌خواست ذبح شود، چه نام داشت؟ اسماعيل

كدام پيامبر در شهر شوش دفن است؟ دانيال حضرت علي(ع) در كدام ماه به دنيا آمد؟ رجب

آخرين ماه بهار چه نام دارد؟ خرداد بزرگ‌ترين حيوان دريايي چيست؟ وال

چه كسي دشمن خدا است؟ دروغگو درود بر شما كه توانستيد به سؤال‌ها جواب درست بدهيد.

آيا شما چند نفر كه در مسابقه شركت كرديد، مي‌توانيد راز دايره‌ها را بگوييد؟ اگر اين دايره‌ها را با دقت به هم وصل كنيد، يك كلمه به دست مي‌آيد.

71
درود بر شما! كلمه «احسان» درست است.

حالا اگر حرف اول كلمه‌هاي داخل دايره‌ها را به هم بچسبانيد، چه پيامي به دست مي‌آيد؟ درود بر شما! اگر «به پدر و مادر خود» را كنار «احسان» قرار دهيم، جملة «به پدر و مادر خود احسان كنيد[66]» به دست مي‌آيد.

با تشكر از دوستاني كه در مسابقه شركت كردند. خداوند در قرآن كريم فرموده است كه به پدر و مادر خود نيكي كنيم.

پدرم گفـت بـرو، گفتـم چشــم مـادر گـفـت بيـا، گفـتم چشـم هـر چـه گفـتند به من با لبـخند گوش كردم همه را، گفتم چشم

پــدرم گفــت تـو خـوبي پسرم مـادرم گفـت از او بهـتر نيسـت آسمان خنده به رويم زد و گفت پسرم از تـو خدا هم راضي است

بچه‌هاي خوب! آيا مي‌دانيد چگونه با پدر و مادر خودمان برخورد كنيم تا خداوند بزرگ از ما راضي باشد؟ به حروف درهم ريخته درون كارت‌ها توجه كنيد[67].

ن ك ي ي ا ا ط ت ع ر ا ن ا ح ت ر ا ر ي ف ب د ت [66] مربي كلمه كنيد را به احسان اضافه كند تا معني كامل آيه به دست آيد. عنكبوت/ 8. و وصينا الانسان بوالديه حسنا.

[67] مربي از كارت‌هاي دو طرفه استفاده مي‌كند، روي كارت حروف درهم ريخته و طرف ديگر كلمه به صورت صحيح نوشته شده است.
72

جواب‌هاي درست به ترتيب عبارتند از: نيكي اطاعت ناراحت بدرفتاري

درود بر شما! جهت برخورد با والدين لازم است دو كار بكنيم و دو كار را نكنيم. 1. اين كه به آن‌ها نيكي كنيم[68].

2. از آن‌ها اطاعت كنيم. 3. آن‌ها را ناراحت نكنيم.

4. با آن‌ها بدرفتاري نكنيم. درود بر شما بچه‌هاي با هوش دوستانتان را كه جواب‌هاي درست داده‌اند را تشويق كنيد.

«طيب طيب الله احسنت بارك الله» حالا براي شما يك شعر قشنگ مي‌خوانم تا حواس‌هايتان جمع شود.

خدا گفته با مادرت درشتي و دعوا نكن وقتي به بابا رسيدي شلوغي و غوغا نكن

بچه‌هاي خوب! با يك داستان قشنگ و زيبا از پيامبر(ص) و يارانش درس را به پايان مي‌بريم. همه براي سفر آماده شده بودند. سفري كه رضايت خدا در آن بود. همه به شوق جهاد در راه خدا، بار سفر بسته بودند. در اين ميان مردي به نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: ‌«من بسيار علاقه دارم كه در جنگ شركت كنم و از جهادگران در راه خدا باشم» پيامبر خدا(ص) فرمود: «خيلي خوب است. در راه خدا جهاد كن.» اگر در اين راه كشته شوي، شهيد مي‌شوي و در نزد خداي بزرگ روزي خواهي ‌خورد و اگر هم شهيد نشوي، پاداشت با خدا است. يك انسان وقتي كه در جهاد در راه خدا شركت مي‌كند، هنگامي كه از جهاد در جنگ برمي‌گردد، خداوند همه گناهان او را خواهد ‌بخشيد.»

[68] سوره عنكبوت، آيه 8.
73

مرد با دقت به سخنان پيامبر(ص) گوش داد و عشق به جهاد و جنگ با دشمنان خدا در درونش شعله‌ور شد. رو پيامبر(ص) كرد و گفت: «‌اي پيامبر خدا! بسيار علاقه‌مند هستم كه در جهاد شركت كنم، اما پدر و مادر پيري دارم كه به من علاقه‌ زيادي دارند و از اين كه من در جهاد در راه خدا شركت كنم، بسيار ناراحت مي‌شوند. اي رسول خدا! من جهاد در راه خدا را بسيار دوست دارم، اما رنجاندن پدر و مادرم را دوست ندارم. شما بگوييد من چه كاري بايد بكنم؟» پيامبر(ص) نگاهي به آن مرد كرد و گفت: «‌اي مرد! برو دركنار پدر و مادر پيرت بمان. به خدا قسم كه جان من در دست او است، انس يك شبانه روز آن‌ها به تو از يك سال جهاد در راه خدا بهتر است.»
74

مرد رفت و در كنار پدر و مادرش ماند و با اين كار خود موجب خوشحالي پدر و مادرش شد.[69] بچه‌هاي خوب من! دعا مي‌كنم و شما آمين بگوييد.

خداي خوب مهربون عمر زياد بده به ما الهي آمين هم به بابا، هم به مامان الهي آمين

مريضا رو شفا بده الهي آمين به دردامون دوا بده الهي آمين

امام غايب را بيار الهي آمين رهبر ما زنده بدار الهي آمين

[69] ترجمه كتاب اخلاق مرحوم سيد عبدالله شبر،‌ مترجم محمدرضا جباران، قم، انتشارات هجرت، 1378، ص196.
75


پندهاي حكيمانه

به نام خداوند رنگين كمان خداوند بخشنده مهربان

بچه‌ها سلام! اميدوارم كه حالتان خوبِ، خوبِ، خوب باشد و هميشه سر حال باشيد.

راستي بچه‌ها! از زماني كه خداوند مهربان ما انسان‌ها را آفريد، ما را رها نكرد. چون كه يك دشمن خطرناك به نام شيطان داريم كه هميشه نقشه مي‌كشد تا ما را از در خانه خدا دور كند. خدا براي اين كه ما در دام شيطان گرفتار نشويم، بعضي از افراد را به عنوان راهنما به ما معرفي كرده است تا با حركت كردن در مسيري كه آن‌ها مي‌گويند و خود نيز مي‌روند به مقصد برسيم.

خدا از ما خواسته دنبال راهنمايان الهي حركت كنيم و به علامت‌هايي كه نشان مي‌دهند، خوب توجه كرده و عمل كنيم. خدا از ما خواسته است كه به دستوراتش كه به صورت كتاب‌هاي آسماني نازل كرده است، با دقت توجه كنيم و با تفكر در آن‌ها از نقشه‌هاي دشمن قسم خورده آگاه شويم و در دام او گرفتار نشويم.

يكي از كتاب‌هاي آسماني‌ما، قرآن است. در اين كتاب علاوه بر دستورهاي خداوند يكسري قصه‌ها هم بيان شده است. راستي، قصه‌هاي قرآن براي سرگرم كردن است؟ نه، خداوند با اين قصه‌ها مي‌خواهد تا در كارهاي افراد و سرانجام كارشان فكر كنيم و راه خودمان را مشخص كنيم كه مي‌خواهيم جزء كدام دسته از آدم‌ها باشيم. (خوب، يا بد)

76
يكي از قصه‌هاي قرآن، قصه مردي است كه با انجام كارهاي خوب، مورد توجه خدا قرار گرفته است به گونه‌اي كه يك سوره از سوره‌هاي قرآن نيز به نام او است.

من قصه او را برايتان تعريف مي‌كنم. آي قصه قصه قصه نون و پنير و پسته

قصه ما از زمان‌هاي دورِ دور از سرزمين‌هاي خيلي دور آن‌جا كه هوايش بسيار گرم است، شروع مي‌شود. مردم اين سرزمين، پوست بدنشان سياه است. در بين اين مردم، شخصي بود كه چهره‌اي زيبا نداشت، اما دلش پاك و با صفا مثل آسمان بود. او همه بندگان خدا، حتي موجودات را دوست مي‌داشت و به آن‌ها احترام مي‌گذاشت و كسي را اذيت نمي‌كرد. او زياد فكر مي‌كرد. شب‌ها به آسمان زيبا و پُر ستاره نگاه مي‌كرد و با خودش مي‌گفت: «اين آسمان را چه كسي آفريده است؟ چقدر زيبا با ستارها تزيين شده است.» وقتي هم كسي از او سؤال مي‌پرسيد، مقداري فكر مي‌كرد بعد جواب مي‌داد.

روزي شخصي از او پرسيد[70] تو كه با ما بودي و همراه ما گوسفندان را به چرا مي‌بردي، چه شد اين گونه راحت براي هر سؤالي، جوابي قشنگ داري؟ گفت: «من تلاش كردم تا چند صفت را در خودم تقويت كنم. خدا هم كمك كرد و اين همه علم به من داد.»

پرسيدند:‌ «چه صفاتي؟ بگو تا ما هم بتوانيم با انجام آن‌ها، پاسخ سؤال‌هاي خود و مردم را بدهيم.» من آن چند صفت را براي شما به صورت حروف پراكنده روي تخته مي‌نويسم. شما حدس بزنيد[71].

بچه‌ها شما هم كمك كنيد تا اين صفات را پيدا كنيم. آماده‌ايد؟ [70] ناصر مكارم شيرازي، ‌تفسير نمونه، ج17، ص47.

[71] مربي حروف پراكنده را به ترتيب روي تخته بنويسد و از بچه‌ها كمك بگيرد. (البته حروف داخل يك كادر باشد) تا به جواب برسند.
77

م ا ا ن ت ر د ي آفرين به شما! اولين صفت، «امانت‌داري» است.

سؤال: شما در مورد امانت‌ چه كار مي‌كنيد؟‌ دقت مي‌كنيد، يا بي‌خيال هستيد؟ البته بچه‌ها امانت هميشه كتاب و مداد و... نيست، بعضي وقت‌ها حرف‌ها هم امانت هستندكه بايد در نگهداري آن‌ها كوشش كنيم. اما دومين صفت به نظر شما چه هست. خوب دقت كنيد من حروف آن را بنويسم.

س ت ا ر گ و بارك الله «راستگو»

شما چه كساني را دوست داريد؟‌ دروغگو يا راستگو؟ سومين صفت: بگذاريد من حروف آن را بنويسم و شما خوب خوب دقت كنيد.

ف م ك ر ح آفرين، «كم حرف»

بله بچه‌ها! شخصيت قصه ما، كم حرف مي‌زد و زياد كار مي‌كرد. او چون پوست بدنش سياه بود به عنوان برده او را گرفته بودند. اربابي داشت كه او را به كارهاي سخت مجبور مي‌كرد، اما رابطه خوبي با خداي مهربان نداشت. به غلامش گفت: «امسال براي ما عدس بكار.»

78
او هم قبول كرد و زمين را شخم زد، اما به جاي عدس، ارزن كاشت. اما با اين كار مي‌خواست مسأله‌اي را به ارباب بگويد. وقتي ارزن‌ها روييدند، ارباب آمد و ديد عجب اين‌ها كه عدس نيست بلكه ارزن است.

فوري غلامش را صدا زد . «اين‌ها چيست كه كاشتي؟» گفت: «ارزن! »

ارباب به او گفت: «من به تو گفتم عدس بكار» غلام گفت: «‌ارباب من از شما ياد گرفتم.»

ارباب گفت: «از من ياد گرفتي؟‌ چطور؟» غلام گفت:‌ «شما بعضي وقت‌ها نماز مي‌خوانيد و بعضي وقت‌ها نمي‌خوانيد. وقتي به شما مي گفتم اين كار خوب نيست، مي‌گفتي خدا مهربون است و درستش مي‌كند. من هم ارزن كاشتم به اين اميد كه خدا درستش كند و عدس بشود.»

ارباب سرش را پايين انداخت و از اين تذكر به خودش آمد و از غلام تشكر كرد كه چه زيبا او را متوجه اشتباهش كرده است[72]. بله بچه‌ها! او با تقويت اين سه صفت هم مورد توجه خدا قرار گرفت و هم محبوب مردم شد. خداوند هم براي تشكر از او سوره‌اي را به نامش آورد و بعضي از سخنان او را كه به فرزندش گفته و مورد نياز همه است در اين سوره آمده است.

نام او.... [73]

اين سورة 31 قرآن است كه 34 آيه دارد. در اين سوره پندهاي حكيمانه لقمان بيش‌تر مورد توجه است، هر چند كه هميشه همه مردم پندهاي حكيمانه را قبول نمي‌كنند. در اين سوره مردم در مقابل پندها چند دسته مي‌شوند.

[72] محمد محمدي اشتهاردي، داستان‌هاي مثنوي، ج1،‌ص98. [73] مربي به كمك خط فانتزي كلمه لقمان را بنويسد.

79
گروه اول: كساني هستند كه علاوه بر اين كه حاضر نيستند سخنان زيبا و پندهاي ناب رابشنوند، دنبال راهي مي‌گردند كه ديگران نيز از شنيدن آن‌ها محروم شوند.

از جمله در آيه ششم اين سوره يكي از اين افراد معرفي شده است. او جزء ثروتمندان مكه بود و كارش تجارت. او مسافرت‌هاي زيادي به شهرها وكشورهاي دور و نزديك داشت و از اين راه ثروت زيادي را جمع كرده بود، اما مدتي بود كه بسيار غمگين بود واز شدت ناراحتي فرياد مي‌زد و با خودش حرف مي‌زد. ناراحتي او اين بود كه شخصي در مكه به نام «محمد بن عبدالله» ادعا كرده بود كه پيامبر خدا است و براي مردم چيزهايي مي‌خواند كه تازگي داشت. پيامبر خدا مي‌گفت كه اين‌ها آيات كتابي به نام قرآن است كه بر من نازل شده است. او در تلاش بود تا اطراف محمد(ص) را خلوت كند.

در يكي از سفرهايش به ايران با صحنه عجيبي روبه رو شد. او ديد كه يك نفر با يك پرده بزرگ نقاشي كه روي آن تصاويري از مردان قوي هيكل با شمشير‌ها و نيزه‌ها و كلاه‌خودها بود. در بعضي مكان‌ها مي‌ايستاد و با شور و هيجان داستان آن افراد را كه جزء پهلوانان نامي ايران بودند مي‌گفت و مردم نيز از شنيدن اين دلاوري‌ها و قهرماني‌هاي فرزندان ايران زمين، لذت مي‌بردند. فكر پليدي به ذهنش رسيد. با خودش گفت: «‌فهميدم. فهميدم چطور مي‌شود مردم را از اطراف پيامبر(ص) پراكنده كنم و دور خودم جمع كنم.»

اين داستان‌ها را به هر قيمت كه شده خريداري مي‌كنم و براي بزرگان قريش مي‌برم و به آن‌ها مي‌فروشم و پول خوبي نصيبم مي‌شود. با اين فكر نقاشي‌ها را خريداري كرد و به مكه آمد. مستقيم سراغ بزرگان قريش ومشركان كه از دست پيامبر(ص) ناراحت بودند، رفت. داستان خود را تعريف كرد و نقشه‌اش را بيان نمود. آن‌ها پسنديدند و او را تشويق كردند.

نام اين فرد، نضر بن حارث بود. بعد از اين جريان هر روز عده‌اي از مشركان را دور خود جمع مي‌كرد و داستان‌هايي را برايشان تعريف مي‌كرد. او مي‌گفت: «‌محمد(ص) قصه عاد و ثمود را مي‌گويد،‌ من هم داستان پهلوانان را بيان مي‌كنم.»

80
با اين كار عده‌اي دورش جمع مي‌شدند. درنتيجه از شنيدن آيات قرآن از زبان پيامبر(ص) محروم شدند. مشركان از اين كه توانسته بودند عده‌اي را از اطراف پيامبر(ص) پراكنده كنند، خوشحال بودند[74].

اما بچه‌ها! خدا براي اين گونه افراد كه راه را به روي مردم خداجو مي‌بندند، چه مجازاتي در نظر گرفته است؟ خدا دو نوع مجازات براي اين‌ها در نظر گرفته است[75].

عذاب مُهين: سست كننده، خوار كننده

اليم: دردناك چه كسي مي‌تواند بگويد عذاب خوار كننده چه نوع عذابي است؟

بله بچه‌ها! ما دو نوع تنبيه داريم. 1. اين‌كه شخصي كار بدي انجام مي‌دهد، با شلاق به دست و بدنش مي‌زنند. اين كتك خوردن با درد همراه است.

2. گاهي كسي را به براي كار بدي كه انجام داده است، كتك نمي‌زنند بلكه شخصيت او را خُرد مي‌كنند. مثل اين كه كسي بدون دعوت جايي برود. صاحبخانه بدون اين‌كه او را بزند، دست او را گرفته و از مجلس بيرونش مي‌كند. او در بين جمعيت خجالت مي‌كشد. اين تنبيه را عذاب خوار كننده مي‌گويند.

گروه ديگر كساني هستند علاوه بر اين كه پند و نصيحت را گوش مي‌كنند، حتي تمام تلاش خود را مي‌كنند تا آن‌ها را قشنگ عمل كنند. اين‌ها نيكوكارانند، و از ويژگي‌ آن‌ها:

1. به خداوند ايمان دارند. 2.

[74] واحدي نيشابوري، ابوالحسن علي بن احمد، اسباب النزول، ترجمه عليرضا ذكاوتي قراگزلو، ص481. [75] مربي روي تخته طرح را اجرا مي‌كند و معاني آن‌ها را مي‌نويسد و مقداري هم توضيح مي‌دهد.

81
3. كارهاي نيك انجام مي‌دهند.

در اين قسمت چند نكته از سخنان لقمان به فرزندش را برايتان در قالب جدول بازگو مي‌كنم. پس اول به سؤال‌ها پاسخ دهيد، تا من حروف آن را داخل جدول بگذارم. سپس نوبت شما است كه پيام را به دست آوريد. آن چه كه شخص برخود واجب مي كند كه در راه خدا بدهد؟ نذر(1، 2 و3)

كشور فرعون‌ها چه نام دارد؟ مصر (6، 5 و12) چه كلمه‌اي جا افتاده:‌ اللهم... لوليك[76]؟ كن (25)

مشركان چه چيزي را مي‌پرستند؟ بت (15 و20) نهان نيست؟‌ آشكار (7، 18، 28، 11و19)

نه جامد است و نه مايع؟ گاز (26، 14، 16) مداحان در عزاداري چه مي‌خوانند؟ نوحه (4، 17، 10 و23)

نامي پسرانه به معناي پوينده؟ پويا(8، 9، 13 و24) [76] دو حرف «كن» در خانه 25 نوشته مي‌شود.

82
هواپيماي شكاري بر سر دشمن چه مي‌ريزيد؟ بمب (21، 29 و27)

حرف هفدهم الفبا چيست؟ ص (22) براي به دست آوردن پيام، حرف اول جدول را نوشته و پنج تا پنج تا بشماريد. چه كسي زودتر به دست مي‌آورد؟

احسنت، پيام عبارت است از: «نماز بگذار و صبر پيشه كن و آرام صحبت كن.» بله، اين سفارش‌ها در آيات 17 و 19 سوره لقمان آمده است.

حالا به اين شعر توجه كنيد. وقتي نماز مي‌خونم، انگار تو آسمونم[77]

من از زمين جدايم پيش فرشته‌هايم دستاي من تو دستشون، پر مي‌زنم تو آسمون

من با اونا مي‌رم بالا، مي‌چينم از ستاره‌ها در پايان چند دعا مي‌كنم:

خدايا، ما را در انجام كارهاي خوب موفق بدار! خدايا، كمك كن تا راست بگوييم و امانت‌دار خوبي باشيم.

[77] مربي شعر را با صداي خوش بخواند، اگر احساس كرد زياد است قسمتي از شعر را نخواند.
83


برندگان واقعي

به نام آن كه رحمان و رحيم است كتابش نور و پيغامش عظيم است

پيامبر قشنگ ما وقتي مي‌رفت تو كوچه‌ها

خنده به لب سلام مي‌داد به هر كي حتي بچه‌ها

بچه‌هاي خوب سلام، با يك داستان از قرآن درس را شروع مي‌كنم. كساني كه حواسشان جمع است و دوست دارند به داستان قشنگ و زيباي ما گوش بدهند با ذكر صلواتي به استقبال داستان مي‌رويم: «اللهم صل علي محمد و آل محمد»

همه جا صحبت از پيامبر خدا بود. دين اسلام روز به روز در حال گسترش بود و مردم زيادي به اسلام روي مي‌آوردند. مشركان مكه از اين موضوع بسيار ناراحت بودند. همه سران و بزرگان مشرك با هم جمع شده بودند تا اين كه فكري بكنند و جلوي پيشرفت اسلام را بگيرند. سرانجام قبايل مشرك و بت‌پرست عرب براي اين كه دين اسلام را نابود كنند و مسلمانان را از بين ببرند و صداي پيامبر اسلام راخاموش كنند با هم متحد شدند. آنان دست به دست هم دادند و شهر مدينه را كه پيامبر اسلام و يارانش در آن زندگي مي‌كردند، محاصره كردند. آنان تصميم داشتند كه مدينه را با خاك يكسان كنند.

84

به دستور پيامبر همه مسلمانان جمع شدند تا با هم در بارة چگونگي مقابله بادشمن مشورت كنند. در آن جلسه همه ديدگاه‌هاي خود را گفتند، اما هيچ يك از آن‌ها مورد قبول پيامبر اسلام واقع نشد. در اين ميان سلمان فارسي اجازه خواست تا پيشنهاد خود را بگويد. همه منتظر بودند تا ببينند كه او چه پيشنهادي دارد. سلمان گفت: «در مقابل گروه مشركان بايد خندق‌هايي حفر كنيم تا اين خندق‌ها مانع ورود مشركان به شهر مدينه شود. پيشنهاد سلمان به عنوان بهترين راه براي مقابله با مشركان پذيرفته شد و پيامبر دستور داد كه دور مدينه را خندق كندند. با حفر خندق‌هاي بزرگ در اطراف مدينه، مشركان ديگر راه نفوذي براي ورود به شهر مدينه نداشتند و نمي‌توانستند از خندق عبور كنند. با اين نقشه سلمان، مشركان شكست خوردند. بچه‌هاي خوب! آيا مي‌دانيد اين داستان در كدام سوره از قرآن آمده است؟

درورد بر شما، سوره احزاب سورة احزاب در شهر مدينه بر پيامبر نازل شد و داراي 73 آيه است.

آيا دوست داريد با سوره احزاب بيش‌تر آشنا شويد؟‌ بله
85

من چند تا دايره مي‌كشم تا به واسطه سؤال‌هايي كه از شما مي‌پرسم و جواب‌هايي كه شما مي‌دهيد، بتوانيم با سورة احزاب بيش‌تر آشنا شويم. جواب‌هاي درست را داخل دايره‌ها قرار مي‌دهيم.

1. نام همسر فرعون چيست؟ آسيه كدام سوره از قرآن است كه در همة نمازهاي يوميه بايد خوانده شود؟

حمد 3. خانه مقدس در مكه چه نام دارد؟ كعبه

4. اولين پيامبر خدا كيست؟ آدم 5. مادر حضرت عيسي(ع) كيست؟ مريم

6. كدام شب است كه برابر با هزار ماه مي‌باشد؟ قدر 7. آيا مي‌دانيد كه شتر معجزه كدام پيامبر الهي است؟ صالح

8. نام پرنده حضرت سليمان چيست؟ هدهد 9. پسرخوب حضرت آدم چه نام داشت؟ هابيل

10. فرزند حضرت ابراهيم(ع) كه پدر حضرت يعقوب است چه نام داشت؟ اسحاق 11.

86
12. جنگ احزاب در چه شهري اتفاق افتاد؟ مدينه

13. چه چيز قبل از هر نماز يوميه‌اي واجب است؟ وضو 14. پسر ياسر و سميه كيست[78]؟ عمّار

15. به ساعتي كه خورشيد وسط آسمان است؟ ظهر 16. نام مادر حضرت اسماعيل(ع) را بگوييد؟ هاجر

بچه‌هاي خوب! حروف اول دايره‌ها را به هم بچسبانيد تا سه كلمه به دست آيد. درود بر شما! احكام، قصه‌ها، و موعظه.

در سورة ‌احزاب از يك سري احكام شرعي[79] بحث شده است. همچنين در اين سوره قصه‌هايي[80] هم آمده كه يكي از آن‌ها همان جنگ خندق است. در ضمن موعظه[81] فراواني هم در اين سوره وجود دارد. سوره‌ احزاب داراي مطالب خواندني و شنيدني زيادي مي‌باشد. من از ميان همة اين مطالب مي‌خواهم در بارة‌ انسان‌هاي خوبي كه خدا آن‌ها را دوست دارد با شما

[78] اولين مسلمانان شهيد صدر اسلام، ياسر و سميه هستند. [79] در آيه 4 سوره احزاب، احكام پسر خوانده و ظهار آمده است.

[80] در سوره‌ي احزاب آيه 9 و 10 در باره جنگ بحث شده است؛ جنگ خندق. [81] در سوره‌ي احزاب آيه 23، در باره موعظه آمده است.

87
صحبت كنم؛ انسان‌هايي كه به جهت كارهاي خوبشان برخوردار از بخشش خداوند هستند.

بچه‌ها! آيا دوست داريد آن‌هايي را كه مورد بخشش الهي هستند، بشناسيد؟ بله من چهار كلمه روي تخته مي‌نويسم و در مقابل آن‌ها والـ.... ات مي‌گذارم. مي‌خواهم بدانم آيا شما مي‌توانيد كلمه را كامل كنيد؟

اولين كلمه كه مي‌نويسم: 1- المسلمين والـ.... ات

2- المؤمنين والـ.... ات 3- القانتين والـ... ات

4- الصادقين والـ... ات اگر گفتيد كه بعد از كلمه المسلمين چه كلمه‌اي بايد بين والـ.... ات بگذاريم تا جواب به دست بيايد.

درود بر شما، كلمه مسلم را بگذاريم تا «

والمسلمات» بشود.

چه كسي مي‌تواند بگويد معني «المسلمين والمسلمات» يعني چه؟ درود بر شما، مردان و زنان مسلمان

كلمه دوم، ما مؤمنين بود. حالا بگوييد كه با چه كلمه‌اي والـ...ات را كامل كنيم؟ مؤمن درود بر شما، والمؤمنين «

و المومنات» كه معنايش مردان و زنان با ايمان مي‌شود.


كلمه سوم، القانتين بود. با چه كلمه‌اي والـ... ات را كامل كنيم؟ درود بر شما با اضافه كردن قانت«

والقانتات »مي‌شود.

چه كسي مي‌داند كه «والقانتين والقانتات» يعني چه؟ بله، مردان و زنان عبادت پيشه

كلمه چهارم، الصادقين بود. كلمه والـ...ات را چگونه كامل كنيم؟ صادق، درود بر شما الصادقين «

و الصادقات»

88

معني صادقين و صادقات چه مي‌شود؟ بله، مردان و زنان راستگو [82] خوب بچه‌ها! خودتان را با طيب طيب الله، احسنت بارك الله تشويق كنيد.

حالا شما بچه‌ها با چهار گروه از انسان‌هاي خيلي خوب آشنا شديد. اگر دوست داريد با انسان‌هاي خوب ديگر هم آشنا شويد، يك صلوات محمدي بفرستيد. «اللهم صل علي محمد و آل محمد»

حالا كه دوست داريد با انسان‌هاي خوب بيش‌تري آشنا شويد به كارت‌ها با دقت نگاه كنيد. [83] خاشعين خاشعات متصدقين متصدقات صائمين صائمات صابرين صابرات

بچه‌ها! روي اين كارت چه نوشته شده است؟ خاشعين خوب دقت كنيد و بگوييد پشت اين كارت چه نوشته شده است؟ خاشعات چه كسي مي‌داند كه خاشعين و خاشعات به چه معنا است؟ آفرين، مردان وزنان فروتن.

بچه‌ها! روي اين كارت چه نوشته شده است؟ متصدقين به پشت اين كارت نگاه كنيد و بگوييد كه روي آن چه نوشته شده است؟ متصدقات . متصدقين و متصدقات به معناي مردان و زنان صدقه دهنده است.

خوب دقت كنيد روي اين كارت چه نوشته شده است؟ صائمين به پشت كارت نگاه كنيد و بگوييد كه چه نوشته شده است؟ صائمات . معني اين دو كلمه چيست؟ بله، مردان و زنان روزه‌دار.

بچه‌هاي خوب به آخرين كارت نگاه كنيد و بگوييد كه روي آن چه نوشته شده است؟ صابرين [82] سورة‌ احزاب، آيه 35 : انّ المسلمين والمسلمات والمؤمنين والمؤمنات والقانتين والقانتات والصادقين و الصادقات. مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان با ايمان، مردان و زنان عبادت پيشه و مردان و زنان راستگو.

[83] كارت پشت و رو نوشته شود و به بچه‌ها نشان داده شود. بچه‌ها با صداي بلند مطلب روي كارت را بخوانند. مربي مي‌تواند توضيح بيش‌تري هم ارايه دهد.
89

حالا به پشت آن نگاه كنيد و بگوييد كهچه نوشته شده است؟‌ صابرات ، يعني مردان و زنان شكيبا و صبور[84] بچه‌ها! همه اين مواردي را كه براي شما گفتم، كساني هستند كه مورد بخشش خداي بزرگ هستند. آن‌هايي كه دوست دارند با يك داستان زيبا و قشنگ به برنامه ادامه بدهيم، صلوات محمدي ديگري بفرستند. اللهم صل علي محمد و آل محمد

دركوچه‌هاي شهر راه مي‌رفت و قدم‌زنان سراغ او را از مردم مي‌گرفت. پرسان پرسان خودش را به نزديك خانه‌اش رساند. خوشحال بود كه خانه‌اش را پيدا كرده است. در خانه را كوبيد. صدايي از درون خانه بلند شد: چه كسي هستي كه در خانه ما را مي‌زني؟ فرمود: داوود(ع) هستم.داوود نبي. آيا اينجا خانه خلاده، دختر اوس هست.در را باز كرد و با تعجب گفت:‌ «اي داوود، پيامبرخدا و فرمانروا و والي حكومت به منزل ما خوش آمدي. بفرماييد و داخل خانه شويد. نبي خدا كجا و منزل دختر اوس كجا! بفرماييد منزل ما را با قدمتان پر نورو بركت نماييد. حضرت داوود فرمود: «اي دختر اوس! از طرف خداي بزرگ براي تو پيامي دارم.» دختر با تعجب گفت: «از طرف خدا براي من پيام داري اي نبي خدا!، شايد خلادة ديگري باشد.» حضرت فرمود: «‌نه

[84] .... والصابرين و الصبرات و الخاشعين و الخاشعات والمتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين فروجهم والحافظات و الذاكرين الله كثيرا و الذاكرات... / آيه 35 سوره احزاب.
90

خلاده ديگري نيست خود شما هستيد. اين پيام پروردگار بزرگ براي شما است. خداي بزرگ فرمود كه شما اهل بهشت هستيد و در بهشت جاودان از نعمت‌هاي او بهره‌مند خواهي شد. البته نه در يك بهشتي عادي، بلكه از آن دسته از بهشتياني هستي كه همراه پيامبر خدايند. بله، خلاده تو قرين و همنشين من در بهشت هستي. بگو تا بدانم چه كار كرده‌اي كه به اين درجه و مقام رسيده‌اي.» خلاده نگاهي به داوود نبي كرد و گفت كه من كار بسيار مهمي به نظرم نمي‌رسد، ولي هر وقت زندگي بر من سخت مي‌شود. هيچ گاه از خدا به خاطر مشكلات و سختي‌ها شكايت و گِله‌اي نمي‌كنم. هميشه با خودم مي‌گفتم كه شايد در دل اين سختي‌ها، حكمتي است كه من نمي‌دانم و خداي بزرگ آن را بهتر مي‌داند. شايد خداي بزرگ لازم دانسته است كه اين مشكل را من تحمل كنم. پس فقط صبر مي‌كردم[85]. حالا كه با انسان‌هاي خوب و مورد بخشش خدا آشنا شديد و آن‌ها را شناختيد، شعري زيبا براي شما مي‌گويم.

در دل مي‌خندد مرد مسـلمـان چون كه او دارد در سينه ايمان

شـكـر خـداونـد بنده حق است اهــل صــداقت مطيع‌ربّ است

صــبـور دانـــا مرد خـدا است سـاده و خاكـي از بد جدا است

بهشـت جاويـد آرزومـند است از بخشش حق اوبهره‌مند‌است

هر كسي كه كارهاي خوب انجام دهد، خداوند او را دوست دارد و مورد بخشش قرار مي‌دهد. و هر كه نيز مورد آمرزش قرار بگيرد، خداوند به او اجر مي‌دهد. مي‌خواهيد بدانيد خداوند به انسان‌هاي خوب چه چيزهايي مي‌دهد؟

پس خوب نگاه كنيد تا براي شما جدولي بكشم. چند سؤال از شما مي‌پرسم. [85] بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 14، ص 39، چاپ مؤسسه الوفاء بيروت، سال انتشار 1404.

91
جواب‌هاي درست را طبق شماره وارد جدول كنيد.

كدام واژه به معناي دوست و همراه و كمك كار است؟ يار (5، 4 و 8) سلطان جنگل چه نام دارد؟ شير (3، 7 و13)

نمره عالي چيست؟ بيست (1، 14، 9 و10) پروردگار عالم كيست؟ خدا (2، 17 و12)

كدام واژه هم معني دانش‌آموز است؟ شاگرد (19، 16، 11، 8 و 17) جمع چه واژه‌اي اشياء مي‌شود؟ شيء (6و20)

ستون بدن چه نام دارد؟ پا (15و18) حالا كه جدول كامل شد از شماره يك تا 20 حروف را به هم متصل كنيد. سه كلمه به دست مي‌آيد.

بخشايشي، رستگاري، پاداشي درود بر شما توجه كنيد خداوند بزرگ مي‌فرمايد:

1. بخشايشي فراوان مؤمنان را مژده ده كه براي آنان از طرف خدا بخشايشي فراوان خواهد بود.[86]

2. رستگاري بزرگ [86] آيه 47/ سوره احزاب.

92
هر كه خدا و پيامبرش را فرمان بَرَد قطعاً به رستگاري بزرگي نايل آمده است. [87]

3. پاداشي بزرگ خدا براي نيكوكاران، پاداش بزرگ آماده كرده است؟ [88]

اين‌ها پاداش آدم‌هاي خوبي است كه اطاعت امر خداي بزرگ كرده‌اند و خداوند هم همه آن‌ها را مورد آمرزش خودش قرار مي‌دهد. خدايا امام زمان ما را برسان

خدايا رهبر ما را در پناه خود حفظ بگردان سلامتي آقا امام زمان و رهبر عزيزمان صلوات بفرستيد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد. [87] آيه 71/ سوره احزاب.

[88] آيه 29/ سوره احزاب.
93


اين گونه باشيم

بار الها دوست مي‌دارم تو را اي تو با جان و دل من آشنا

اي خداي بي‌شريك و بي‌قرين در ميان دوستانم بهترين نام زيباي تو را دارم به لب شكر مي‌گويم تو را هر روز و شب

سلام سلام به شما بچه‌ها! شما گل‌هاي زيبا، شما كه خوب و زرنگيد

حالتان خوب است؟ خدا را شكر، اميدوارم هميشه شاد و خوشحال باشيد. امروز مي‌خواهيم به كمك شما يك برنامه جالب و جذاب اجرا كنيم.

آماده‌ايد؟ آماده؟ آماده؟ حالا براي اين كه ببينيم آماده هستيد، يك معما طرح مي‌كنم.

خوب حواس‌ها را جمع كنيد و قشنگ گوش كنيد. اي كه هستي مثل گل خوش عطر و بو من كه هستم، كجا هستم، بگو

اولينم، دومين آفتاب دومينم، چارمين ماهتاب آخرم آغاز حمد است و حيا چيست نامم، بنده خوب خدا

آفرين، جواب معماي ما «فتح» است. چه كسي مي‌تواند بگويد معناي فتح چيست[89]؟

بله، فتح يعني‌ پيروزي، باز كردن، گشودن. [89] مربي از بچه‌ها مي‌خواهد تا فتح را معنا كرده و آن معاني را روي تخته مي‌نويسد.

94
خداي مهربان در قرآن يك سوره به نام فتح آورده است كه شماره اين سوره در قرآن 48 است و 29 آيه دارد[90].

آيا مي‌دانيد چرا نام اين سوره فتح است؟ پس خوب گوش كنيد تا براي شما تعريف كنم.

بعد از اين كه پيامبر(ص) از طرف خدا به پيامبري مبعوث گرديد، 13 سال در شهر مكه به تبليغ دين خدا پرداخت. در اين مدت دشمنان و مشركان، پيامبر(ص) و كساني كه به پيامبر(ص) ايمان مي‌آوردند را مورد آزار و اذيت و شكنجه قرار مي‌دادند تا دست از دين خود بردارند، اما مسلمانان تمام اين شكنجه‌ها راتحمل مي‌كردند. تا اين كه پيامبر(ص) به امر خدا از شهر مكه هجرت كرد و در شهر مدينه حكومت اسلامي را پايه‌گذاري كرد. مسلمانان در كنار هم به خوبي و خوشي زندگي را شروع كردند. هراز چندي دشمنان بر عليه مسلمانان جنگي راه مي‌انداختند، اما با اتحادي كه بين مسلمانان بود اين سختي‌ها قابل تحمل بود.

پيامبر(ص) و يارانش آرزو داشتند تا بتوانند روزي به راحتي در شهر مكه گردش كنند و خانه خدا را كه يادگار حضرت ابراهيم(ع) و اسماعيل(ع) بود را زيارت كنند و آزادانه به طواف بپردازند. بعد از مدتي پيامبر(ص) يك شب در خواب ديد كه وارد شهر مكه شده و با تعدادي از ياران مشغول انجام مراسم حج هستند. خوشحال از خواب بيدار شد و به ياران مژده پيروزي و فتح مكه را داد. اين جريان در آيه 27 اين سوره آمده است.

بله بچه‌ها! ‌سال ششم هجرت بودكه پيامبر(ص) فرمودند: «هر كس دوست دارد به زيارت خانه خدا برود، آماده شود.» با شنيدن فرمان پيامبر(ص) حدود 1400 نفر آماده [90] مربي با كارت شماره سوره و تعداد آيات را به بچه‌ها ارائه دهد.

95
شدند. همه لباس احرام[91] پوشيدند و منتظر فرمان حركت از طرف رسول خدا(ص) بودند.

فرمان صادر شد و مسلمانان با نداي « الله اكبر و لااله الا الله» – «ولله الحمد[92]» حركت خود را آغاز كردند. همه خوشحال و خندان بودند. آنان از شهر مدينه دور مي‌شدند و به شهر مكه نزديك مي‌شدند. ناگهان از دور چند سوار پيدا شدند. مسلمانان ترسيدند و گفتند: «كفار قريش آمده‌اند تا ما را از بين ببرند و ما هيچ اسلحه‌اي نداريم. حالا چه كار كنيم؟»

پيامبر(ص) فرمود: «نترسيد و شجاع باشيد. خدا با ما است.» بله، چند نفر ازكفار قريش آمدند و خواستند تا مسلمانان را بترسانند، اما مسلمانان به فرمان رسول خدا(ص) در مقابل آنان هيچ حركتي نكردند. به همين دليل به مسلمانان روكردند وگفتند: «بايد به شهرتان برگرديد. حق ورود به شهر مكه را نداريد.»

پيامبر(ص) جلو آمد و فرمود: «تنها براي زيارت خانه خدا آمده‌ايم.» كفار به شهر برگشتند و مسلمانان به فرمان رسول خدا(ص) ايستادند و چادرها را برپا كردند.

تشنگي از يك طرف و گرمي هوا از طرف ديگر آنان را كلافه كرده بود.مسلمانان سراغ چاه‌هاي آن محل رفتند، اما با كمال تعجب ديدند كه چاه‌ها هم خشك هستند. واي خداي من! چكار كنيم؟ اينجا كجاست؟ از تشنگي هلاك مي‌شويم. پيامبر(ص) با معجزه الهي از چاه‌ها آب براي همه فراهم كرد. مسلمانان از پيامبر(ص) تشكر كردند.

پيامبر(ص) فرمود: «اين‌جا حديبيه است. همين جا مي‌مانيم تا ببينيم خداوند چه تصميمي در مورد ما دارد.» [91] لباسي را كه حجاج مي‌پوشند، احرام مي‌گويند.

[92] مربي اين شعارها را با دانش‌آموزان همخواني كند.
96

نماينده‌اي از طرف پيامبر(ص) به طرف قريش فرستاده شد و پيام پيامبر(ص) را به آن‌ها رساند. نماينده قريش به نام «عروه بن مسعود ثقفي» به طرف منطقه حديبيه آمد. او فردي زيرك و باهوش بود. آمده بود تا اطلاعاتي در مورد پيامبر(ص) و اطرافيان او به دست آورد و در مورد اين اتفاق با پيامبر(ص) مذاكره كند. او همه چيز را با چشمان تيزبين خود دنبال مي‌كرد تا چيزي از چشمش دور نماند. او مي‌‌خواست اطلاعات كاملي از وضع مسلمانان به قريش برساند. ناگهان صدايي به گوش او رسيد. سؤال كرد كه چه گفته مي‌شود.

گفتند: «مؤذن پيامبر(ص) وقت نماز را اعلام مي‌كند. » اصحاب پيامبر اسلام(ص) وضو گرفتند و آماده براي نماز شدند. صحنه‌اي عجيب توجه عروه را به خودش جلب كرد. ديد عده‌اي دور پيامبر(ص) را گرفته‌اند. جلو رفت و ديد كه پيامبر(ص) در حال شستن دست و صورت است.

سؤال كرد كه محمد(ص) چكار مي‌كند؟‌ گفتند كه وضو مي‌گيرد. شما چه كار مي‌كنيد؟‌ ما آب وضوي پيامبر(ص) را از باب تبرك مي‌گيريم و به سر و صورت خود مي‌ماليم.
97

با تعجب سر خود را تكان داد و گفت:‌ «عجب.» وقتي به مكه برگشت به قريش گفت:‌ «اي قريش! من به دربار كسري و قيصر[93] و نجاشي رفته‌ام. هرگز زمامداري را ميان قومش به عظمت محمد(ص) نديدم.»

اي قريش! اگر گمان مي‌كنيد كه آن‌ها دست از پيامبر و آيين‌شان برمي‌دارند، اشتباه بزرگي مي‌كنيد. شما با افرادي روبه رو هستيد كه حاضر هستند تا آخرين قطره خون از پيامبرشان دفاع كنند. بايد فكري اساسي كرد.

قريش با مشورت به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه، صلح با پيامبر(ص) است. آنان پيمان صلحي با رسول خدا(ص) بستند كه به «صلح حديبيه» معروف شد. بعد از اين قرارداد، قرار شد كه مسلمانان امسال را به مدينه برگردند. عده‌اي از اين وضعيت ناراحت بودند، با فرمان پيامبر(ص) قسمتي از مراسم حج، يعني تراشيدن سر را انجام دادند و از احرام خارج شدند.

در اين كار خود پيامبر(ص) پيش قدم شد و سر را تراشيده و از احرام خارج شد[94]. در راه بازگشت، وحي بر پيامبر(ص) نازل شد و آيات اول سورة‌ فتح را پيامبر(ص) تلاوت كرد. بعد از مدتي نشانه‌هاي اين پيروزي را مسلمانان ديدند. از جمله اين كه مشركان حق نداشتند مسلمانان را اذيت كنند، به راحتي وارد مكه شوند و در مسجدالحرام عبادت كنند.

مسلمانان از اين كه خداي مهربان در مقابل صبر و استقامتشان در راه دين اين همه به آنان لطف كرده و به آنان عزت بخشيده است تشكر كردند. مسلمانان همه يك صدا در سجده‌هايشان مي‌گفتند[95]: «حمداًلله» (3) «شكراًلله»(3) خوب بچه‌ها! با توجه به داستان گفته شده اين پيروزي چگونه به دست آمد؟ بگوييد تا من آن‌ها را يادداشت كنم.

1. [93] «كسري» لقب پادشاهان ايران و «قيصر» لقب پادشان روم مي‌باشد.

[94] مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، ج22، ص10. [95] مربي اين دوكلمه را با بچه‌ها همخواني كنند. اگر در مسجد است در حال سجده اين ذكر را بگويند.

98
2. با همكاري واتحاد

3. با مقاومت در مقابل سختي‌ها 4. ....

بله بچه‌ها! همه اين‌‌ها را كه گفتيد درست است، اما مهم‌ترين عامل پيروزي مسلمانان چه بود؟‌ اين‌جا براي اين كه آن عامل را بفهميم، به كمك خط فانتزي به شما مي‌گويم. پس شما خوب دقت كنيد وآن را حدس بزنيد.


ا...ا....ت از ر....بـ...


اطاعت از رهبر


آفرين به شما! «اطاعت از رهبر» چه نتيجه‌اي دارد؟ خدا در قرآن سوره فتح آيه 17 مي‌فرمايد[96]: «و من يطع الله و رسوله يدخله جنات تجري من تحتها الانهار»

« هر كس از خدا و رسول خدا اطاعت كند او را داخل باغ‌هاي بهشتي مي‌كنند كه در زير درختانش نهرها جاري است.» اما كساني كه در مقابل رهبر الهي مخالفت مي‌كنند؟ چه عاقبتي برايشان رقم مي‌خورد؟

ادامه آيه 17 اين سوره: «و من يتول يعذبه عذابا اليما» و هر كس مخالف كند با عذابي دردناك عذاب مي‌شود.[97]

[96] مربي يا يكي از دانش‌آموزان اين قسمت از آيه را با صداي خوش بخواند و ترجمه آن را نيز مربي روي تخته بنويسد. [97] مربي روي تخته مي‌نويسد با دو فلش بحث را ادامه مي‌دهد.

99
از رهبر الهي اطاعت كنند --- بهشت

جايگاه كساني كه با رهبر الهي مخالفت كنند --- دوزخ

بچه‌ها بياييد ببينيم كساني كه اطراف پيامبر(ص) جمع شده بودند و از ايشان اطاعت مي‌كردند، رفتارشان چگونه بود؟ رفتار آن‌ها با خداوند به عنوان خالق

رفتار آن‌ها با مؤمنان به عنوان برادر ديني رفتار آن‌ها با كافران به عنوان دشمن

براي اين كه به پاسخ اين سؤال‌ها برسيم، يك گل زيبا روي تخته طراحي مي‌كنيم و از اين طريق پاسخ‌ها را پيدا مي‌كنيم[98]. اين گونه رفتارها در آيه 29 اين سوره آمده است: «اشدآء علي الكفار رحماء بينهم تراهم ركعا سجدا.»

مؤمنان با اين گونه رفتاري كه از پيامبر(ص) آموختند و عمل كردند، مورد توجه خدا واقع شدند و خداوند به آن‌ها پاداش داد. [98] مربي چهار شاخه گل طراحي مي‌كند. در دو گل شماره 1 و 2 رفتار با خداوند در گل شماره 2 رفتار با مؤمنان و در گل شماره 4 رفتار با دشمنان كه حروف پراكنده است در گل‌ها نوشته مي‌شوند. پاسخ صحيح عبارتند از: 1- خضوع، 2- خشوع، 3- مهربان، 4- گستاخي.

100
مي‌دانيد چه پاداشي؟

با توجه به آيه 20 اين سوره، پاداش‌هايي كه خداوند در اين دنيا به مؤمنان داده است را بيان مي‌كند[99]. آنچه خداوند مهربان داده

رسيدن به ثروت نجات از دست كفار

هدايت به راه راست پس با هم اين دعا را بخوانيم كه

خدايا، راه راست را به ما نشان بده! خدايا‌، كمك كن تا پيروان خوبي براي پيامبر و امامان باشيم!

خدايا، كمك كن تا بتوانيم سختي‌ها را تحمل كنيم! [99] وعدكم الله مغانم كثيره و كف ايدي الناس عنكم ... و يهديكم صراطاٌ مستقيما. مربي آيه را روي تخته نوشته و با صداي بلند و زيبا مي‌خواند ودانش‌آموزان آن را تكرار كنند. ترجمه آيه عبارت است از: «خداوند غنايم فراواني به شما وعده داده بود كه آن‌ها را به دست مي‌آوريد، ولي اين يكي را زودتر براي شما فراهم ساخت، و دست تعدّي مردم ]دشمنان[ را از شما باز داشت تا نشانه‌اي براي مؤمنان باشد و شما را به راه راست هدايت كند.

101