طرح درس با امام زمان ابتدایی

 
سلام بچه های عزیز حال شما خوبه. امیدوارم همیشه سالم و سرحال باشید. امروز من خیلی خوشحالم، سر از پا نمی شناسم. چرا؟ چون این روزها ایام میلاد با سعادت امام مهربان همة ماست. امروز برای اینکه کمی بیشتر با امام زمان آشنا بشویم میخواهم یک کاری انجام دهم اما قبل آن بیایید با هم شادی کنیم. مثلا ًمن الآن شروع میکنم شعر خواندن. با لبهای خندان و قیافه و چهره شاد.
آماده اید:
ای یادگار مصطفی
ای رهبر گیتی بیا
ای جان وای جانان
ای دلبر ودلدار من
ای ناجی مستضعفان
ای یاور ما شیعیان
 
مهدی بیامهدی
مهدي بيا مهدي بيا
مهدی بیامهدی
بیا

مهدي بيا مهدي بيا
مهدی بیامهدی بیا
 ای نور چشم مرتضی
بیا
ای محور هستی بیا
ای قلب من ایمان من
ای بلبل گلزار من
ای دشمن مستکبران
کوبنده ستمگران
ای حجت صاحب زمان 
مهدي بيا مهدي ای داور کون ومکان
بیا
 
خب حالا نوبت آن کار اصلی میشود. ما در این جا تعدادی کارت شماره گذاری شده داریم که من به صورت اتفاقی بین شما تقسیم میکنم و بعد یکی یکی از شمارة 1 تا آخر را صدا میزنم و به هر شماره ای میرسیم شخصی که کارت آن شماره را دارد بلند میشود و به بقیه نشان میدهد و نوشتة روی کارت را بلند میخواند و من هم در مورد نوشتة روی کارت مقداری توضیح میدهم. حالا کارتها را مخلوط میکنم و به پشت، جلوی شما میگیرم و شما به دلخواه خود نفری یک کارت بردارید. اگر هم زیاد آمد من چند شماره شانسی میگویم و کارتهای زیاد آمده را به آنها می دهیم.
1) چندمین امام؟ امام دوازدهم هستند – بچه ها بیایید اسامی مقدس اولین تا آخرین امام را با هم زمزمه کنیم.
2) نام ایشان؟ ایشان همنام پیامبر صلی الله علیه وآله هستند م ح م د
3) القاب ایشان؟  مهدی، قائم ، بقیة الله، صاحب الزمان، حجت الله، منتظر، خلف صالح
4) کنیه ایشان – در عرب رسم است اگر کسی را بخواهند با احترام صدا بزنند با کنیه صدا می زنند – ابوالقاسم (در کتاب النجم الثاقب 182 لقب و کنیه برای امام ذکر شده)
5) روز تولد؟   سحرگاه جمعه 15 شعبان.
6) سال تولد؟    255  هجری قمری
7) محل تولد؟  منزل امام عسکری علیه السلام در شهر سامرا.
8) پدر بزرگوار؟  امام حسن عسکری علیه السلام.
9) مادرگرامی؟ حضرت نرجس خاتون سلام الله علیها.
10) کیفیت و چگونگی تولد؟ روز پنج شنبه بود.
 امام حسن عسکری علیه السلام خدمتکار خود را به در خانة حکیمه خاتون فرستاد، حکیمه خاتون عمة امام حسن عسکری علیه السلام بود. آمد پشت در گفت: کیست؟
- باز کنید من هستم
 - عقید ( نام خدمتکار امام ) تو هستی اینجا چکار داری؟ عقید با سرو وصورتی پوشانده وبا ترسی از جاسوسان خلیفه آمده بود
– امام فرمود امشب حتماً برای شام خدمت ایشان برسید، حکیمه خاتون مضطرب شده و تعجب کرد
- خبری شده
– نمیدانم
- باشد می آیم سلام برسان
 حکیمه در را بست و به اتاق خود رفت و شروع کردن به فکر کردن آخر چه شده که اینگونه پیام فرستاده؟
با خود می اندیشید چه اتفاقی افتاده؟ برادر زاده اش با او چه کار دارد؟
غروب آمادة رفتن شد. پس از طی کردن کوچه ها، به خانة امام حسن عسکری علیه السلام رسید و در زد. مثل همیشه با استقبال گرم امام و نرجس رو به رو شد. نرجس پا پیش گذاشت و کفشهای حکیمه، عمة مهربان شوهرش را از پایش بیرون آورد و او را بالای اتاق نشاند.
حکیمه به برادر زاده اش گفت:
- حسن جان، خبری شده که برایم قاصد فرستاده ای؟
- آری عمه جان، امشب همان شب موعود است. شب نیمه شعبان خداوند حجت خود را آشکار میسازد و فرزندی به دنیا می آید که زمین را پر از عدل و داد میکند.
- چه خوب. حالا، مادر خوشبخت این کودک کیست که چنین افتخار بزرگی نصیبش شده؟
- نرجس
حکیمه خندید و گفت: نرجس؟ مگر نرجس حامله است؟
- آری عمه جان.
- ولی ... شکمش که برآمده نیست.
نرجس که شاهد گفت و گوی حکیمه با شوهرش بود، سرش را پایین انداخت و خجالت کشید.
پس از اذان مغرب، نماز خواندند و سر سفره شام نشستند، حکیمه با دقت حرکات نرجس را زیر نظر داشت. با خود گفت: معمولاً زنها در ماه های آخر بارداری سنگین میشوند. پس چگونه نرجس این قدر سبک و سرحال کارهایش را انجام میدهد.
وقت خواب رسید و حکیمه و نرجس در اتاقی خوابیدند. شب از نیمه گذشته بود که حکیمه به مانند هر شب، برای خواندن نماز شب برخاست. نگاهی به نرجس کرد و دید به خواب عمیقی رفته. نماز شبش را خواند و مشغول ذکر و دعا شد. بار دیگرنگاهی به نرجس انداخت. او آرام خوابیده بود. با خود فکر کرد چرا برادر زاده اش امشب را شب موعود می داند.
آخر مردها از درد بارداری و وضعِ حمل آگاه نیستند. در این فکر بود که صدای امام حسن عسکری علیه السلام را از اتاق مجاور شنید: عمه جان، شتاب نکن. وعدة خدا نزدیک است. حکیمه به رختخوابش بازگشت؛ اما خوابش نبرد. پس از چند لحظه، نرجس برخاست و نماز شب خواند و خوابید. هنوز چند دقیقه نگذشته بود که سراسیمه بلند شد. حکیمه نیز برخاست و پیش نرجس رفت و گفت:
- عزیزم، چیزی شده؟ خواب بدی دیدی؟ میخواهی برایت آب بیاورم؟
عرق سردی روی پیشانی نرجس نشست. دستی به شکمش کشید و با اشاره آب خواست.
دیگر چیزی نفهمیدند و هنگامی به خود آمدند، دیدند نوزادی متولد شده که با نوزادان دیگر تفاوت دارد. تمیز و پاکیزه بود و به حال سجده نشسته بود. حکیمه و نرجس با تعجب او را نگاه می کردند.
صدای امام حسن عسکری علیه السلام از اتاق دیگر شنیده شد: عمه، فرزندم را نزد من بیاور. حکیمه نوزاد نو رسیده را پیش برادرزاده اش برد و امام دست روی بدن نوزاد کشید و گفت: سخن بگو عزیز دلم. پدرت میخواهد صدایت را بشنود.
حکیمه به برادر زاده اش گفت:
- مگر بچه می تواند حرف بزند؟
- از امر خدا تعجب نکن! خدای تعالی ما را در کودکی به حکمت گویا می کند و در بزرگی، روی زمین حجت خدا قرار میدهد
حکیمه اگر با چشمهای خود نمیدید، هرگز قبول نمیکرد که کودکی در آغاز تولد شیوا سخن بگوید. نوزاد در آغوش پدرش لب به سخن گشود: گواهی می دهم که معبودی جز خدای یگانه نیست و محمد صلی الله علیه و آله آخرین فرستادة خداست..
سپس بر امیرمؤمنان، علی علیه السلام و امامانِ پس از او درود فرستاد و آنگاه سکوت کرد.
امام حسن عسکری علیه السلام لب کودکش را بوسید و او را به عمه اش داد تا به مادرش بسپارد.
11) خلیفه وقت؟  تا سال 279 معتمد بود و بعد از آن به مدت 10 سال معتضد بود.
12) کودکی؟ 7 روز از تولد امام زمان علیه السلام گذشته بود که امام عسکری به حکیمه فرمود فرزندم را نزد من بیاور وقتی حضرت را در آغوش گرفتند فرمودند: پسرم سخن بگو، نوزاد زبان گشود و شروع کرد فرمود: «اشهد أن لا اله الا الله و اشهد أنّ محمد..........» گواهی میدهم معبودی جز خدای یگانه نیست و سپس بر پیمبری حضرت محمد وامامت امیرالمؤمنین و همة امامان تا پدر بزرگوارش شهادت دادند وبعد هم شروع به خواندن آیات: «                     •  »   کردند.
13) شهادت پدر؟  در روز هشتم ربیع الثانی سال 260 هجری قمری امام حسن عسکری علیه السلام با سم به شهادت رساندند. برادر ایشان معروف به جعفر کذاب که میگفت: بعد از امام عسکری علیه السلام من جانشین او هستم بر پیکر مطهر امام حاضر شد تا نماز به جا بیاورد. هنوز تکبیرة الاحرام را نگفته بود که امام مهدی علیه السلام که 5 سال بیشتر نداشتند از راه رسیدند لباس او را گرفتند و فرمودند: فقط امام بر امام نماز میخواند و حضرت بر جنازه مطهر پدرشان نماز خواندند.
14) امامت حضرت؟ با شهادت پدر بزرگوار امام زمان علیه السلام در سن 5 سالگی به امامت رسیدند.
15) غیبت صغری؟ همزمان با شروع امامت، امام در پردة غیبت به سر می بردند. غیبت کوتاهی که 69 سال طول کشید.
17) چگونگی ارتباط با مردم؟ در این مدت امام توسط بعضی شیعیان خاص چه حضوری و چه توسط نامه نگاری به امور جامعه و شیعیان رسیدگی می کردند.
18) نواب اربعه؟  ایشان چهار نفری بودند که در زمان غیبت صغری نائب و رابط بین امام و شیعیان بودند که اسامی آنان عبارتند از: 1. عثمان بن سعید عَمری 2. محمد بن عثمان عَمری 3. حسین بن روح نوبختی 4. علی بن محمد سَمُری.
19) غیبت کبری؟ غیبت کبری از سال 329 هجری قمری آغاز شد و تا به امروز طول کشیده حدود 1102 سال.
20) چرا غیبت کبری؟  خداوند 11 امام به انسانها داد اما آنها قدر هیچکدام را ندانستند وبیم آن می رفت این امام عزیز هم به شهادت برسد، پس خداوند او را از چشم ها پنهان کرد تا زمانی که مردم قدر ایشان را بدانند و دلیل دیگر غیبت آزمایش کردن است که چه مقدار دین مردم استوار است.
21) چگونگی ارتباط با شیعیان؟ در غیبت صغری امام توسط نواب اربعه با مردم ارتباط داشتند اما در زمان غیبت کبری دیگر نایب خاصی وجود ندارد و ما شیعیان باید به نواب عام رجوع کنیم. خود امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمودند: در زمان غیبت ما به راویان حدیث ما یعنی همان فقها و مراجع تقلید یا بهتر بگویم ولی فقیه که در زمان حاضر رهبر عزیزمان آیت الله خامنه ای هستند در دین رجوع کنیم.
22) ادیان دیگر؟ بچه های عزیز غیر از دین اسلام و مذهب شیعه تمام ادیان الهی به شخصی مقدس در آخر الزمان اعتقا د دارند که او را به صفتی می شناسند.
 برای این که این صفت را پیدا کنیم یک راز گلها با هم اجرا می کنیم.
1. نام مادر حضرت عیسی علیه السلام
2. نام امام دوم
3. یکی از فروع دین که برای انجام آن به مکه میروند
4. بنیانگذار جمهوری اسلامی
 
حالا حروف آخر کلمات بدست آمده را به ترتیب کنار هم قرار دهید چه می شود؛ بله کلمة رمزها کلمة (منجی) دوستان منجی به معنای نجات دهنده است.
یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان و بسیاری ادیان دیگر نیز چشم به راه آمدن منجی هستند. همه معتقدند قبل از ظهور، نیروهای شیطانی و ظالمان و ستمگران ظاهر خواهند شد و منجی موعود با آنها مقابله خواهد کرد.
23) دستان شفا بخش: سالها پیش در روزگاران قدیم پسری به نام محمد زندگی می کرد. او 10 ساله بود که به مریضی سختی مبتلا شد. آنچنان سخت که طبیبان آن زمان از او قطع امید کردند. روز به روز بیماری او شدیدتر می شد و دیگر امیدی به زنده ماندنش نبود. یک شب تمام اطرافیان یقین کردند که او تا صبح دوام نمی آورد و میمیرد. آنها خود را برای مراسم سوگواری او آماده میکردند. محمد پسر با ایمانی بود و علاقة خاصی به معصومین داشت و آرزویش این بود که در علم و دانش دینی و اسلامی به مقامات بالایی دست پیدا کند، اما افسوس میخورد چون او با مرگ چند قدمی بیشتر فاصله نداشت. در آن شب بین خواب و بیداری یکایک 14 معصوم علیهم السلام در نظرش می گذشتند و او بر آنان سلام و عرض ادب می کرد تا اینکه به امام زمان رسید و در حالی که گریه می کرد میگفت: ای آقای من، ای مولای من میترسم بر اثر این بیماری بمیرم و به هدف خود در علم و عمل دست نیابم. امام زمان فرمود: نترس زیرا تو بر اثر این بیماری نخواهی مرد، به اذن خدا تو شفا پیدا خواهی کرد و عمری طولانی و با برکت خواهی داشت. سپس امام مهدی ارواحنا فداه ظرف شربتی را  که در دست داشت به او داد و فرمود: بخور. محمد از آن شربت نوشید عجب شربت گوارایی! بلافاصله بعد از اینکه شربت را میل کرد شفا یافت. دیگر ذره ای احساس ناراحتی و مریضی نداشت. آن محمدی که داشت می مُرد و نمیتوانست حرکت کند همان لحظه برخاست و روبروی اطرافیان و آشنایانش نشست. همه اشک ریزان فهمیدند او شفا یافته. آنها خدا را به خاطر این موهبت شکرگذاری کردند و محمد چند روز بعد جریان را برای آنها تعریف کرد. او همان طور که امام علیه السلام فرموده بود عمری دراز یافت و در این مدت خدمات بسیاری به اسلام و شیعه ارزانی داشت. او موفق شد یکی از بهترین کتابهای حدیثی و روایی را به نام وسایل الشیعه بنویسد که هنوز که هنوز است علما از آن کتاب بسیار استفاده میکنند نام کامل محمد این بود: محمد بن حسن جبل عاملی معروف به شیخ حر عاملی. در طول زمان غیبت امام، بسیار از این موارد دیده شد که ایشان از کار شیعیان و دوستدارانش گره های بزرگی باز کرده اند. در زمان حاضر نیز بسیار اتفاق افتاده حتی همین الآن در مسجد مقدس جمکران نوجوانان و کودکانی هم سن و سال شما توسط ایشان شفا یافته اند. این است امام مهربون ما او که از مادر برای ما مهربانتر است و بسیار ما شیعیان مخصوصاً شما بچه ها را به خاطر دلهای پاکتان دوست دارد. چه بسیار که برای ما دعا می کند و مشکلاتی را که ما خبر نداریم به واسطة دعای ایشان از ما دور میشود. اما بچه ها نوبت چه شماره و چه  کسی است؟ این شماره بسیار مهم است پس خوب دقت کنید.
24) وظیفه شیعیان در عصر غیبت؟ اگر موافق باشید برای بدست آوردن جواب این سؤال یک مسابقه با دایره ها اجرا کنیم . هر کسی آماده نیست بلند صلوات نفرسته
 
 
 
1. پیامبری که شمشیر و زره می ساخت؟ داوود علیه السلام
2. روز شهادت امام حسین علیه السلام؟ عاشورا
3. نام اولین پیامبر خداوند؟ آدم علیه السلام
4. دومین اصل از اصول دین؟ نبوت
5. یار شجاع امیرالمؤمنین؟ مالک اشتر
6. احترام به آن دو نفر واجب است؟ والدین
7. نام دیگر تله؟ دام
8. اولین کلمه نام گروه تبلیغی ما؟ نسیم
9. دومین کلمه نام گروه تبلیغی ما؟ وصال
10. نام دیگر شیطان؟ ابلیس
11. به جانشینان امام زمان گفته می شد؟ نواب اربعه
12. یکی از فروع دین به معنای دوستی با دوستان خدا؟ تولی
13. ستم کردن به دیگران؟ ظلم
14. نام برادر باوفای امام حسین علیهما السلام؟ اباالفضل علیه السلام
15. نام زیبای امام هشتم؟ رضا علیه السلام
16. دوست خواندنی؟ کتاب
17. نوشیدنی حرام؟ شراب
18. پیامبر زیبا روی؟ یوسف علیه السلام
19. نباید به آن دل بست؟ دنیا
20. شکرش واجب است؟ نعمت
خب حالا بچه های عزیز حروف اول کلمات بدست آمده را به ترتیب کنار هم قرار دهید تا رمز جدول و همچنین جواب سؤال ما معلوم شود
      

اول برویم سراغ انتظار؛ بچه ها ما سه نوع انتظار داریم که برایتان می گویم:از اینجا تا شماره 38 کارتها نزد مربی است.
25) انتظار دروغین؟ بچه ها انتظار دروغین مثل اینکه پدر شما رفته مکه و به ما می گویند قرار است دوشنبه بیاید و اصلاً برای ما فرقی نکند کی می آید فقط میدانیم که قرار است دوشنبه بیاید. و دست روی دست میگذاریم تا بیاید و هیچ کاری نمی کنیم و قضیه امام زمان علیه السلام هم همین گونه است عده ای هستند که می دانند امام زمانی هست قرار هست بیابید ولی اصلا هیچ کاری نمی کنند.
26) انتظار زبانی؟ باز هم همان مثال که قرار است پدر شما بیاید و مطمئن هستید که مثلا دوشنبه می آید اما به آن صورت کاری نمیکنید و تنها کاری که میکنید دعا میکنید که انشاءالله پدر شما به سلامت برگردد و اتفاقی برایش پیش نیاید و وضعیت موجود را تحمل میکنید و به امید اینکه قرار است بیاید مینشینید و در مورد امام زمان ارواحنا فداه هم همینطور است که عده ای میگویند ما منتظر امام زمان علیه السلام هستیم و کاری جز دعا کردن انجام نمیدهند و به امید یک آیندة بهتر نشسته اند و انتظار میکشد و این دو انتظار انسان را گوشه گیر میکند.
27) انتظار واقعی؟ برویم سراغ مثال خودمان و ببینیم انتظار واقعی کشیدن برای پدر چیست؟ انتظار واقعی جایی است که انسان میداند دوشنبه قرار است پدرش از مکه بیاید پس اولاً: برایش دعا میکند که به سلامتی برگردد و ثانیاً: مقدمات آمدنش را فراهم میکند مثلاً شروع میکند خانه را جاروب کردن، میوه و شیرینی برای مهمانان خریدن و غذا سفارش دادن و به استقبال پدرش می رود..
و ثالثاً: وقتی آمد باز هم فعال است و از مهمانهای پدرش پذیرایی می کند و هر کاری پدرش گفت انجام میدهد و در مورد امام زمان علیه السلام هم همینطور است منتظر واقعی کسی است که نه تنها برای آمدن امام مهربان خود دعا می کند بلکه مقدمات آمدنش را فراهم مینماید. یعنی از یک طرف میگوید خدایا خودت فرج امام زمان را برسان و کاری کن که ایشان هر چه زودتر برسند و ظهور کنند و از طرف دیگر خود را آمادة آمدن امام زمان علیه السلام میکند. همیشه در فکر یاری کردن ایشان است حالا کسی که می خواهد یار امام زمان علیه السلام باشد چه کارمی کند؟ اولین کاری که انجام میدهد
28) معرفت:  معرفتش را نسبت به ایشان زیاد میکند. ممکن است کسی بگوید حاج آقا معرفت چیست؟ بچه ها  معرفت یعنی: شناخت پیدا کردن نسبت به ایشان، حالا از چه راهی می شود معرفت پیدا کرد بله (1) با خواندن کتابهایی در مورد ایشان است (2) خواندن بعضی دعاها (3) شنیدن از کسانی که در مورد امام زمان چیزهایی میدانند.
دومین کاری که باید انجام دهیم طبق فرمایش امام صادق علیه السلام این است: آقا فرمودند: هر کس میخواهد در زمرة یاران حضرت مهدی علیه السلام باشد باید دارای
29) اخلاق شایسته و نیکو باشد پس باید اخلاقمان همانی باشد که امام زمان علیه السلام نیز آنگونه رضایت داد.
سومین کاری که باید انجام دهیم
30) ترک گناه  است که باز امام صادق علیه السلام فرمودند: منتظران همواره مواظبند دردام گناه گرفتار نشوند.
31) امر به معروف و نهی از منکر چهارمین کاری است که باید انجام دهیم. البته گاهی ممکن است مشکل باشد اما به هرحال نشانه کسی که منتظر امام زمان علیه السلام است همین است چگونه امر به معروف و نهی از منکر کنیم؟ مربی اجازه دهد بچه ها نظر دهند وبعد خود تصحیح یا تکمیل کند
 بله بچه ها همینطور که بعضی از شما اشاره کردید مثلاً: اطرافیان و دوستان و فامیل خود را به انجام  واجب و کارهای خوب دعوت کنیم و از کارها ی بد و حرام منع کنیم البته خیلی مؤدبانه و با احترام و دو ستانه مثلاً اگر میبینیم دوستمان گناه میکند مثل: غیبت کردن، دروغ گفتن، مسخره کردن و... خیلی محبت آمیز بگوئیم بهتر نیست این کار را انجام ندهی؟ امام زمان علیه السلام از این کار راضی نیستند و شما میتوانی با گناه نکردن ایشان را خوشحال کنی و دوست امام عصر و خداوند باشی .......... ، پنجمین کار و مهمترین کار
32) محبت به امام است. بچه ها همة این کارها یی را انجام میدهیم تا نسبت به امام محبت پیدا کنیم و از جمله کارهای دیگری که می توانیم انجام دهیم تا محبت ما نسبت به ایشان زیاد شود عبارتند از:
33) دادن صدقه برای امام زمان علیه السلام کم یا زیا د فرقی نمیکند مهم این است که آنچه برای شما مقدور است بدهید حتی اگر خیلی کم باشد مثلاً روزی 50 تومان.
34) خواندن دعای عهد امام زمان علیه السلام هر زمان که توانستید این دعا را بخوانید هر چقدر که حال دارید و دوست دارید
 35) خواندن نماز اول وقت، ما با نماز اول وقت خواندن، هم به وظیفه خود عمل کرده ایم و هم رضایت خدا را به دست آورده ایم و هم به امام زمان علیه السلام اقتدا نموده ایم.
36) زیاد صلوات فرستادن همراه با و عجل فرجهم والعن اعدائهم این کار بسیار ثواب دارد...
37) پایبندی به احکام دین هر آنچه دین مبین اسلام از ما خواسته انجام دهیم...
و اما  38)دعا کردن بچه ها برای دعا کردن همینقدر بگویم که هر کس برای فرج امام زمان دعا کند آقا خودشان فرمودند: من برایش دعا می کنم. چقدر زیباست وقتی امام زمان علیه السلام برای ما دعا کنند و مطمئناً دعای ایشان اجابت می شود بچه ها در روایت داریم امام زمان علیه السلام از مادر نسبت به شیعیان مهربانتر هستند. دیده اید مثلاً مادرتان چقدر شما را دوست دارد، وقتی مریض می شوید ناراحت می شود.
نمیتواند ببیند به شما سختی میرسد. حالا امام زمان علیه السلام حتی از مادر هم نسبت به ما دلسوزترند. این قدر این آقای ما مهربان هست. اینقدر این امام مهربان شما بچه ها رادوست دارد. همیشه برای شما دعا میکند. همیشه از خدا می خواهد گناهان ما را ببخشد. بچه ها نکند ما با گناهانمان قلب امام زمان علیه السلام را بشکنیم. هر وقت خواستید گنا ه کنید پیش خودتان بگو یید دلت می آید امام زمان ناراحت بشود. همان امام زمانی که این همه ما را دوست دارد. چه بسیار اتفاقاتی که از اول بچگی ما قرار بوده برای ما بیفتد اما با دعای امام زمان علیه السلام از ما دفع شده است. بچه ها بیاید با هم قرار بگذاریم که هر وقت هر کاری خواستی انجام دهی  پیش خودت بگویی : آیا آقا راضیه؟؟؟ مثلاً: با دوستان خودتان یک جایی نشسته اید آنها می خواهند گناه کنند فلان کار اشتباه رو انجام بدهند ماهواره بینند، به نامحرم نگاه کنندویا کسی را مسخره کنند، پیش خودت بگو من خجالت می کشم انجام نمی دهم. آنجا را (ترک) میکنم. آخر میدانید بچه ها برای چه می گویم،راستش را بخواهید نامة اعمال ما هر روز دوشنبه و پنجشنبه خدمت امام زمان علیه السلام می رسد. آقا یک نگاهی به نامة اعمال ما می اندازند. نکند درون نامة اعمال ما گناه باشد. نکند به خاطر این گناهان ما امام مهربان ما ناراحت بشوند. و چه زیباست اگر هر روز دوشنبه و پنج شنبه نامة اعمال ما خدمت امام زمان علیه السلام برسد و پر از ثواب و کارهای نیک و دعای برای ایشان باشد. آن موقع که لبخند روی لبهای نازنین ایشان می آید و از ما خشنود می شوند و برای ما دعا میکنند.
از این قسمت به بعد دوباره کارتها دست بچه ها میباشد....
39) امام وارث انبیاء: بچه های عزیز ارث یعنی چه؟ بله! یعنی چیزی از کسی به کسی رسیدن و اینجا منظور این است که بسیاری از خصوصیات انبیاء و پیامبران به امام زمان علیه السلام ارث رسیده حالا من در قالب یک مسابقه چند تا از آنها را برایتان مثال میزنم. مسابقه دوست دارید؟ باشه!  آماده اید؟؟؟؟؟
کدام برای کدام است؟ حضرت ابراهیم1   
   حضرت سلیمان2     حضرت عیسی3      حضرت محمد4
 حضرت نوح5                         حضرت یحیی6
 حضرت موسی7   حضرت یوسف8
                                      
 
 
خب بچه ها من این ها را روی تخته نوشتم و کشیدم حالا نوبت شماست. دو نفر به صورت داوطلب بیایند اینجا تا با هم مسابقه را شروع کنیم. نفر اول یکی میگوید چه درست و چه غلط و بعد نفر دوم بعدی را میگوید و باز هم همین ادامه دارد و هر کدام که درست بود ما روی آنها خط میکشیم تا همة آنها به هم جفت شوند و بعد هر کسی امتیاز بیشتری کسب کند برندة این مسابقه است و ما با ذکر یک صلوات برای او، او را تشویق مینمائیم  آفرین ....آفرین .......
پس نتیجه میگیریم:
1 برای 16 * (2) برای 9 * 3 –14 * 4 _ 10 * 5 _ 12 * 6 _ 11* 7 - - 13 * 8 – 15.
در این قسمت مربی در مورد هر کدام از وجه شباهتها مقداری توضیح میدهد. خب این هم از این حالا بگوئید ببینم شماره (40) دست چه کسی است. شما؟ خب بفرمائید چه چیزی روی آن نوشته و آن را بالا بگیرید تا دوستانتان به خوبی ببینند متشکرم .
40) وارث امامان: - باز هم مثل قبلی یک مسابقه دیگر و دو شرکت کنندة دیگر آماده اید؟ اگر آماده اید تا من این کلمات را روی تخته مینویسم شماره 5 صلوات قرآنی برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان علیه السلام بفرستید.
 امام علی (ع) 1      امام صادق(ع) 2    امام حسین(ع) 3  
امام حسن(ع) 4 امام سجاد(ع) 5    امام رضا(ع) 6  
  امام جواد(ع) 7
 

                            
این مسابقه هم مثل قبلی صورت می گیرد
(1) برای (10) * (2) برای (11) * (3) برای (14) * (4) برای (9) * (5) برای (14)* (6) برای (8) * (7) برای (12)
41) علائم ظهور؟ بچه های عزیز ما چند علامت اصلی ظهور داریم. علامت ظهور یعنی زمانی که این علامت ها و نشانه ها بوجود آمد ظهور امام زمان علیه السلام هم به دنبال آن خواهد بود از جملة  این نشانه ها (1) فراگیری ظلم وستم و گناه. در روایات آمده که در آخر الزمان قبل از ظهور دنیا پر ازظلم و ستم و قتل و کشتار خواهد شد.
(2) سخت شدن حفظ دین. گناهان زیاد میشود و دین مردم ضعیف میشود و چون دین ضعیف میشود و عدة زیادی گناهکار میشوند نگهداری دین هم بسیار سخت میشود.
(3) صیحه آسمانی. قبل از ظهور صدایی از آسمان میرسد که ای مردم ظهور امام زمان علیه السلام نزدیک است و آماده باشید.
42) مکان ظهور؟ بچه های عزیز حضرت مهدی علیه السلام در حالی که به دیوار کعبه در شهر مکه تکیه زده اند ظهور میکنند و میفرمایند: 
  ألا یا أهل العالم أنا بقیة الله
43) مرکز حکومت؟ مرکز حکومت امام زمان همان مرکز حکومت علی علیه السلام است! بچه ها چه کسی میداند مرکز حکومت امام علی علیه السلام کجا بوده است؟ بله مرکز حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام شهر کوفه بوده است و امام زمان هم همانجا را نیز به عنوان مرکزحکومت بر میگزینند.
44) مشخصات ظاهری؟
(1) حضرت وقتی ظهور میکند گویا مردی 40 ساله هستند در حالی که ممکن است هزاران سال از عمر ایشان گذشته باشد (2) پیشانی نورانی و زیبایی دارند
(3) دندانهایی موزون و بسیار سفید مثل مروارید دارند
(4) صورتی گرد و جذاب
(5) در زیبایی همچون طاووس هستند
(6) چشمانی سیاه و زیبا
(7) محاسنی پر پشت
(8) بر گونة راست حضرت خالی وجود دارد
45) حکومت امام زمان بعد از ظهور؟ حکومت امام زمان حکومتی است قرآنی و خدا پسند در آن زمان یعنی بعداز ظهور امام زمان علیه السلام ارزشهای دینی شکوفا می شوند و مشکلات مردم از بین میرود و مردم به کمال میرسند. در دولت امام زمان علیه السلام، اسلام و مسلمانان عزیز و گرامی میشوند و منافقان و کفار خوار و ذلیل و نابود می شوند. مردم به اطاعت خداوند دعوت میشوند و بزرگواری و سعادت در دنیا و آخرت نصیبشان خواهد شد. یکی از برنامه های اصلی حکومت امام زمان علیه السلام برطرف کردن فقر از جامعه به وسیلة برپایی عدالت است و همچنین در روایات آمده که پس از ظهور امام مهدی علیه السلام زمین گنجهای خود رانشان میدهد همه جا سر سبز و خرم میشود، نعمت فراوان می شود، علم بسیار پیشرفت میکند. دیگر فقیری وجود ندارد و همه از همه راضی و از زندگی خود خشنود هستند. دین مردم بسیار پیشرفت و ترقی پیدا میکند و..
46) شیرین گفته های امام مهدی علیه السلام چند روایت از زبان ایشان برایتان بازگو میکنم:
1.حضرت زهرا سلام الله علیها سرمشق و الگوی من است.
2. ما پرورش یافتة خداوند هستیم و دیگران تربیت شدگان به دست ما هستند.
3. من موجب امن و امان مردم هستم.
4. هر کس برای ظهور من وقت تعیین کند دروغ گفته است
5. خداوند به وسیلة من بلا را از خانواده و شیعیانم دور میگرداند.
6. کارهایی را انجام دهید که ما دوست داریم و از کارهایی که خوشایند ما نیست دوری گزینید.
7. هیچ چیز مثل نماز بینی شیطان را به خاک نمیمالد پس نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال.
8. هر کس برای ظهور  من دعا کند من نیز برای او دعا میکنم.
47) امام خوبم چکار کنم؟ حالا بچه ها بیائید با هم عهد ببندیم ، ممکن است کسی بپرسد آخر چگونه عهد ببندیم. من برای شما می گویم. کاری ندارد. همین الآن دستهایتان را بالا بیاورید و به هم بدهید و از صمیم قلب جهت تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام آرام یک صلوات بفرستید. حالا چشمان خود را ببندید و به حرفهای من گوش کنید و فکر کنید. دوستان عزیز من بیائید با هم عهد ببندیم از همین کودکی، از همین نوجوانی، از همین سنی که الان داریم یار و یاور امام مهدی علیه السلام باشیم آخر بچه ها میدانید در روایت داریم که هر کس یار واقعی و منتظر واقعی امام زمان علیه السلام باشد حتی اگر هم بمیرد و ظهور بعد ازمرگ او باشد با ز هم به اذن خدا به خاطر محبتی که به اهل بیت دارد زنده میشود و از قبر بیرون می آید و در رکاب امام زمان و در کنار ایشان خواهد بود. پس ما اینجا با هم عهد میکنیم:
درهر زمانی، هر کاری را به هر اندازه ای که میتوانستیم برای خشنودی و رضایت امام مهدی علیه السلام، همان امام خوب و مهربان، خود انجام دهیم. همان کارهایی که گفتیم وظیفة منتظران واقعی ایشان است. حالا برای اینکه امام مهدی هم برای ما دعا کنند. دستهای خود را از هم رها کنید و رو به آسمان بگیرید و شروع کنید دعای فرج را برای خاتمه دادن به کلاسمان بخوانید.
 بسم الله الرحمن الرحیم ا للهم کن لو لیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة و فی کل الساعة ولیا وحافظا وقائداوناصراودلیلا وعینا حتی تسکنه
ا رضک طوعا و تمتعه فیها طو یلا بر حمتک
یا ا ر حم الر ا حمین ............والسلام
 
صفات خدا

صفات خدا

با نام یاد خدای مهربان

با عرض سلام خدمت مربیان محترم

طرح درسی عالی برای بچه ها  قابل اجرا در مدارس و مسجد و کانون  و محافل مذهبی

 

صفات خدا

1 توحيد : ( خدا يكي است)

بچه ها! يك ضرب المثل بگوييدكه كلمات آش و آشپز در آن باشد.

آشپز كه دو تا شد آش يا شور مي‌شود يا يا بي‌نمك. چه كسي مي تواند آن را معنا كند؟ (مربي از بچه‌ها مي خواهند تا معني آنرا بيان كنند)

اگر اتومبيل دو راننده داشته باشد كه در دست هر كدام يك فرمان باشد و زير پاي هر كدام هم گاز و ترمز باشد، فكر مي‌كنيد چه اتفاقي مي‌افتد؟ (مربي از بچه‌ها مي‌خواهد جواب دهند)

معلوم است كه از اتومبیل كسي جان سالم بدر نمي‌برد. چون يكي مي‌خواهد تند براند و ديگري كند. يكي مي‌خواهد از اين سمت حركت كند و ديگري از آن سمت و ...

آيا تا بحال فكر كرده‌ايد كه اگر اين جهان پهناور به جاي يك خدا، دو خدا يا بيشتر داشت چه مي‌شد؟ بله! ديگر از اين نظم خبري نبود. الان تمام كارهاي دنيا روي يك نظم و قانون دقيق است. پيدايش شب و روز، روييدن گياهان، رشد كردن موجودات و ...

اما اگر خدا شريك داشت، خدا اراده مي‌كرد كه ساعت 5 آفتاب طلوع كند، ولي شريک او مي گفت: نه، خورشيد بايد ساعت 10 طلوع كند. آن وقت نظم بهم مي‌خورد و ما بايد يك روز قبل از ساعت 5 نماز مي‌خوانديم روز ديگر قبل از ساعت 10 و تمام زندگي ما به هم مي‌خورد.

از اين نظم موجود در جهان مي‌فهميم كه اين جهان فقط يك ناظم دارد و خداوند هيچگونه شريكي ندارد. [1]

 

خدا ديده نمي‌شود:

همة ما دوست داريم خدا را ببينيم؛ اما خدا ديده نمي‌شود. چون جسم نيست تا ديده شود. خيلي از چيزها هستند كه ديده نمي‌شوند[2]؛  مثل : نيروي آهن ربا.

شما آهن ربا را مي‌بينيد اما نيروي آن را نمي‌بينيد. به همين خاطر اگر دو قطعه آهن را كه يكي آهن‌رباست و ديگري آهن ربا نيست، دركنار هم بگذاريد، تا امتحان نكنيد نمي‌توانيد بفهميد كداميك آهن‌رباست. يا مثلاً جريان برق قابل ديدن نيست. به همين خاطر اگر به سيم برق نگاه كنيد نمي توانيد بفهميد كه در آن برق وجود دارد يا نه، بايد با فازمتر امتحان كنيد. (يا كليد برق را بزنيد.)

درد قابل ديدن نيست، عقل را نمي‌شود ديد، جاذبة زمين را نمي شود ديد؛ بلكه بايد آنها را از نشانه‌هايشان شناخت.

خدا را نمي‌شود ديد و بايد او را ازراه نشانه‌هايش شناخت.

 

داستان

خدا ديده نمي‌شود:

روزي يك معلم كافر در كلاس درس رو به بچه‌ها كرد و گفت: بچه ها اين كتاب را مي‌بينيد؟

بچه ها: بله.

معلم: پس اين كتاب وجود دارد! بعد گفت: آيا اين مداد را مي‌بينيد؟

بچه ها: بله.

معلم: پس اين مداد وجود دارد! بعد گفت آيا اين ميز را مي‌بينيد؟

بچه‌ها: بله معلم: پس وجود دارد.

معلم: بچه‌ها، خدا را مي‌بينيد؟

بچه‌ها: نخير. معلم: پس وجود ندارد.

در همين لحظه يك دانش‌آموز مؤمن و دانا از جاي خود برخاست و گفت: بچه‌ها شما عقل معلم را مي‌بينيد؟

بچه‌ها: نخير . دانش‌آموز گفت: پس معلم عقل ندارد.

معلم شرمنده شد و سرش را به زير انداخت. بعد از مدتي سرش را بلند كرده و گفت: بچه‌ها ببخشيد. من اشتباه كردم. خدا وجود دارد، ولي ديده نمي‌شود. خيلي چيزها هستند كه وجود دارند، ولي ديده نمي‌شوند. مثل عقل، و بايد آنها را از راه نشانه‌هايشان شناخت.[3]

خدا در همه جاست.

 

شخصي از كودكي پرسيد: اگر گفتي خدا كجاست، يك اشرفي بتو خواهم داد.

آن طفل درجواب گفت: اگر گفتي خدا در كجا نيست، من دو اشرفي به شما خواهم داد.

(نمونه معارف اسلام، ج 3، ص 249)

 

 

داستان

مرد دانايي، از راهي عبور مي كرد، دو نفر را در حال نزاع ديد، پرسيد: چه اتفاقي افتاده است؟ يكي از آنها گفت: اين شخص مي‌گويد خدايي را كه با چشم ديده نمي‌شود قبول ندارم.

آن مرد دانا كلوخي برداشته و به كمر منكر خدا زد. فرياد آخ آخ او بلند شد و اعتراض كرد، چرا مي‌زني، كمرم را شكستي خيلي درد مي‌كند و...

مرد دانا در جواب گفت: من دردي را كه ديده نمي‌شود قبول ندارم.

آن شخص با اين عمل متوجه شد كه خيلي از چيزها وجود دارند ولي ديده نمي‌شوند. مثل همين درد كه ديده نمي‌شود، ولي وجود دارد و از آثارش به وجودش پي‌مي‌بريم.

خدا هم وجود دارد ولي ديده نمي‌شود. [4]

 

خدا مهربان است:

اگر شما يك نقاشي زيبا بكشيد، يا يك كاردستي بسازيد، آن را دوست نداريد؟ اگر عكسي از يك منظرة زيبا بگيريد به آن علاقه نخواهيد داشت؟ چرا؟

بله، انسان وقتي چيزي را مي‌سازد؛ يا اثري را به وجود مي‌آورد؛ آن را دوست دارد. چون اين اثر به او ارتباط دارد.

خداوند هم چون همه چيز را خودش خلق كرده است. بنابراين همه را دوست دارد. انسانها را، گلها، ... و حتي حيوانات را.

مخصوصاً خداوند بچه‌ها را خيلي دوست دارد. زيرا بچه‌ها پاك و بي‌گناهند. پيامبران وقتي مي‌خواستند براي باران دعا كنند دستور مي‌دادند تا مردم بچه‌هايشان را هم براي دعا كردن بياورند. زيرا خداوند بچه‌ها را دوست دارد و دعاي آنها را قبول مي‌كند. [5]

 

مهرباني و لطف خداوند (داستان)

مرد صيادي از ميان جنگلي مي گذشت؛ ناگاه گنجشكي را ديد كه روي درخت نشسته ولي اضطراب بي‌اندازه‌اي دارد، و جيك جيك مي‌كند. مرد صيّاد خوب دقت كرد، ديد، آن حيوان هر چند ثانيه مي‌رود و بر مي‌گردد و يك برگ را به طرف آشيانه آورده تا اينكه دور تا دور لانه خود را با آن برگهاي مخصوص پر نمود و خودش روي شاخة درخت مجاور نشست ولي صياد هنوز علت اضطراب آن حيوان را نمي داند پس از دقت و جستجوي زياد متوجه شد مار سياهي قصد حملة به آشيانة گنجشك را دارد و از درخت بالا مي‌رود و گنجشك روي شاخة ديگر به انتظار نتيجه نشسته است.

در اين حال صياد ديد مار به آشيانة گنجشك نزديك شد، ولي همين كه بوي برگ‌ها به مشام مار رسيد كم كم به عقب برگشت و افتاد معلوم شد كه آن برگها براي آن مار سمّ كشنده بوده است.

پند تاريخ، ج1، ص

 

 

پرسش های که شما به عنوان تحقیق از بچه می توانید بخواهید که انجام بدهند

 

  • اگر بيش از يك خدا داشتيم چه مي‌شد؟
  • چند چيز را كه وجود دارند ولي ديده نمي‌شوند نام ببريد؟
  • چرا خدا مهربان است؟

 

[1] . مربي دو نفر از بچه‌ها را صدا كند و از آنها بخواهد كه با هم يك گچ را گرفته و مطالبي را كه او مي‌گويد روي تخته بنويسند يا يك نقاشي بكشند. بديهي است كه خيلي بد خط‌تر از وقتي كه به تنهايي مي‌نويسند خواهند نوشت از اينجا نتيجه بگيرد كه اين همه زيبايي موجود در جهان ضمناً بايد نقاش واحدي داشته باشد. )

[2] . مربي مي تواند آهن ربا، سيم برق و فاز متر و وسائل ديگري به سر كلاس ببرد، و نامرئي بودن نيروي آهن ربا ـ جريان الكتريسيته را توضيح دهد.

[3] . مربي مي تواند اين دو داستان را به صورت تئاتر به وسيله بچه‌ها اجرا كند ونتيجه بگيرد.

[4] .نظير اين داستان بين ابوحنيفه و بهلول اتفاق افتاده است.

[5] . روز قبل مربي از بچه‌ها بخواهد كه كاردستي يا مجسمه يا نقاشي درست كرده بياورند. بعد از بچه‌هايي كه كارشان زيباتر است بپرسد، آيا دوست دارند كه من كار او را خراب كنم يا نقاشي‌اش را پاره كنم؟ مسلماً جواب مي‌دهند: نه ، در اينجا نتيجه‌گيري كند لطف خدا به بندگانش را.

 

 

 

amooakhavan.ir

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

amooakhavan@

مجموعه طرح درس های الف با ، تا خدا

به نام خدا

مجموعه نفیس شامل 3فصل اصول دین ، ماه خدا و آداب اجتماعی

قرآن ، حدیث همراه با تصویر ، شعر، داستان ، جدول ، مسابقه ، کار در منزل و...

pdf کتاب نفیس الف با، تا خدا طرح درس کامل مقطع ابتدایی

 

 

جهت بازدید از اجرای پرده خوانی عمواخوان با موضوع در جستجوی خدا کلیک کنید

خداشناسی

درجستجوی خدا

بسم اله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که پرواز را به گنجشک اموخت لباسی هم از جنس پر برای تنش دوخته

با عرض سلام و ادب و احترام

 

درس اول
خداشناسي

 
چند دليل :

دليل اول ( پرواز هواپيما)

اگر هواپيمايي را در آسمان، در حال پرواز ببينيد چه نتيجه‌اي مي‌گيريد؟

مي­فهميم كه اين هواپيما دستگاههايش سالم و داراي سوخت (بنزين) است و يك خلبان ماهر يا يك دستگاه كنترل آن را هدايت مي كند. زيرا محال است بدون اين ويژگيها پرواز كند.

در دنيايي كه ما زندگي مي كنيم همه چيز در حال حركت است، شما همين الان كه اينجا نشسته ايد با سرعت زيادي در حال حركت هستيد؛ زيرا روي كرة زمين هستيد و كرة زمين با سرعت زيادي در حركت است ولي ما آن را احساس نمي‌كنيم. چون همه چيز با آن در حركت است. مثل زماني كه سوار اتوبوس باشيم وقتي كه اتوبوس در حركت است تا زماني كه ما به بيرون نگاه نكنيم حركت آن را احساس نمي‌كنيم.

همينطور كرات آسماني ديگر، مثل ماه، مشتري، مريخ و ميليونها كرة ديگر با سرعت زياد در يك مسير منظم در حركت هستند.

وزن هر يك از اين كرات آنقدر زياد است كه قابل محاسبه دقيق نيست. مسلم است كه چنين اجسام سنگيني اگر بخواهند حركت كنند، نياز به نيروي فوق‌العاده زيادي دارند تا آنها را به حركت در‌آورد.

اگر قدرت و نيرويي نبود كه اين اجسام سنگين را به حركت درآورد و در مسير خود هدايت كند، آيا چنين حركتي امكان داشت؟

پس اين كرات آسماني براي حركت خود به حركت دهنده نياز دارند. او كيست؟

داستاني در اين زمينه

روزي حضرت علي(ع) با گروهي از ياران خود از راهي مي‌گذشتند به پيره‌زني رسيدند كه با يك چرخ نخ‌ريسي، از پنبه نخ درست مي‌كرد. حضرت علي (ع) پس از سلام و احوالپرسي از او پرسيد: مادر،  خدا را چگونه شناختي؟

پيرزن دست از چرخ بداشت، چرخ بعد از چند دور حركت، ايستاد: پيرزن گفت: من از راه اين چرخ خدا راشناخته ام، زيرا تا زماني كه با دست خود آن را حركت مي‌دهم كار مي‌كند و اگر از آن دست بردارم، از حركت مي‌ايستد. پس اين آسمان و زمين هم گرداننده‌اي دارد كه اگر او نباشد ديگر اين آسمان و زمين حركت نخواهند كرد و شب و روزي نخواهد بود.

دليل دوم (زندگي مورچه)

آيا تاكنون حركت دسته‌جمعي مورچه‌ها را ديده‌ايد كه چطور بدون اين كه خط­كشي يا تابلو و علامتي داشته باشند در يك صف منظم در حال حمل كالا هستند و مواد غذايي را به انبار لانه حمل مي‌كنند، با هم تصادف نمي‌كنند، پا روي پاي هم نمي‌گذارند، لانه خود را گم نمي كنند و ...

وقتي مورچه‌اي دانه‌اي را حمل مي‌كند بعضي از مورچه‌ها كه مسئوليت بازرسي را بر عهده دارند مي‌آيند و دانه را بازرسي مي‌كنند؛ اگر فاسد باشد اجازه نمي دهند كه دانة فاسد به داخل لانه برده شود و به آورندة آن دستور مي‌دهند كه آن را به جاي دور دستي ببرد. [1]

دانه‌هاي سالم را به دو نيم مي‌كنند تا سبز نشود. مورچه ها در طول سال از دانه‌هاي ذخيره شده براي غذاي خود استفاده مي‌كنند. به اين صورت كه اول دانه ها را خرد مي‌كنند؛ سپس آن را به صورت ترشي و مايع در آورده و آنگاه مصرف مي‌كنند.

راستي، چه كسي اين موجودات ريز را آفريده و آنها را تعليم داده تا اين چنين منظم باشند؟  چه كسي به آنها گفته است به فكر بهداشت باشند؟ چه كسي به آنها اين نيرو را داده است كه يك دانه گندم راكه چند برابر خودشان وزن دارند حمل كنند؟


داستان ـ بنا و بنّا


در زمان قديم پادشاهي بود كه به خدا ايمان نداشت؛ اما وزيري داشت كه خداپرست بود. هر چه وزير براي اثبات وجود خدا دليل مي‌آورد، شاه قبول نمي‌كرد. تا اين كه وزير دستور داد در يك بيابان دور افتاده كه هيچ ساختمان و درختي نبود يك ساختمان ساختند و اطراف آن را درختكاري كرده و جويهاي آب در زير درختان جاري سازند.

زماني كه ساختمان و باغها آماده شد، يك روز وزير پادشاه را به شكار دعوت كرد و طوري برنامه ريزي نمود كه مسير پادشاه از نزديكي آن ساختمان و باغها باشد.

وقتي كه نگاه پادشاه به آن ساختمان و آبادني آنجا افتاد از وزير پرسيد، در زمانهاي گذشته كه براي شكار به اين جا مي‌آمديم چنين ساختماني نبود! چه كسي اينها را ساخته است؟

وزير در جواب گفت: قربان اينها خود به خود بوجود آمده‌اند!

پادشاه برآشفت و گفت، مرا مسخره مي‌كني؟ اين چه حرفي است كه مي زني، آيا مي‌شود كه اينها خود به خود بوجود آمده باشند و اين ساختمان زيبا خود به خود ساخته شده باشد؟

وزير در جواب گفت: وقتي بناي اين ساختمان محقّر و كوچك بدون بنّا غير ممكن باشد چگونه مي‌شود كه بناي آسمانها و زمين و موجودات بسيار زيبايي كه روي آن هستند بدون آفريدگار باشند.

پادشاه متوجه شده و به وجود خدا و آفريدگار اعتراف كرد. [2]



مناظره



يكي از بزرگان دين با يك نفر كافر بحث مي‌كرد آن عالم ديني مي‌گفت: هر چيزي كه در اين جهان است آفريدة خداست. ولي آن مرد كافر مي گفت: نه اينها به خدا احتياجي ندارند و خود به خود بوجود آمده‌اند.

آن مرد خدا شناس گفت: شما برگ توت را در نظر بگيريد كه همه برگهاي آن مثل هم هستند، ولي همين برگ توت را اگر كرم ابريشم بخورد تبديل به پيله ابريشم مي‌شود! و اگر زنبور عسل آن را بخورد تبديل به عسل خواهد شد و اگر آهو آنرا بخورد تبديل به مشك و عطر خواهد شد و اگر گوسفند آن را بخورد تبديل به سرگين خواهد شد با اينكه يك چيز بيشتر نيست پس اين كه در شكم هر يك از اين موجودات تبديل به چيزي مي شود معلوم مي‌شود كه به تقدير يك آفريننده و خالق حكيم است.

كشتي بي ناخدا؟!!

علي بن ميثم به حسن به سهل وارد شد. ديد يكي از منكرين خدا در آنجا است و گروهي اطراف او را گرفته‌اند. علي‌بن ميثم [3] همه را متوجه خود كرد و گفت: امروز مطلب بسيار عجيبي ديدم.

گفت: كشتي كوچكي را ديدم كه بدون ناخدا مردم را از اين طرف آب به آن طرف مي‌برد!

آن شخص طبيعي رو كرد به حسن بن‌سهل و گفت گويا اين مرد ديوانه است!

حسن بن سهل گفت: چطور؟

گفت: براي اين كه مي گويد چند قطعة چوب بي عقل و شعور مردم را به مقصدشان مي‌رساند.

علي بن ميثم گفت: من ديوانه‌ام كه مي‌گويم كشتي كوچكي، بدون كشتيبان حركت مي‌كند و مردم را به مقصد مي رساند يا آن كسي كه مي گويد اين كشتي عظيم جهان هستي بدون كشتيبان حكيم و دانا و توانا اداره مي‌شود!



خداي يكتا

از آب و بادو صحرا        از آسمان زيبا

از آن كبوتري كه          نشسته بر بام ما

پرسيدم و شنيدم         راز وجود آنها

اين قصه را مي‌گفتند       امّا نه بازبانها

نيافريده ما را                        به جز خداي يكتا

 
 

( سرود ايمان، از گلچين گرگاني)

پرسش و تمرینی که مربیان عزیز می توانند بخواهند از بچه ها

    مورچه چطور به ما درس خداشناسي مي دهد؟
    وزير از ساختن ساختمان در صحرا چه منظوري داشت؟

 

عموروحانی حجت السلام امیراخوان

amooakhavan,ir

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

amooakhavan@

شهادت امام رضا (ع)1

شهادت امام رضا (ع) 1


بسم الله الرحمن الرحیم


دوستای خوبم سلام، 1 2 3 سلام


نمی‌شنوم سلام، کمی قوی‌تر سلام


اول هر صبح سلام، صدا ضعیفه سلام
کمی بلندتر سلام
حال شما خوب است ؟ کی خسته است ؟ دشمن - کی زنده است ؟ ایران - جانم فدای ایران

.........................................................................


امروز می خواهم برای شما داستانی تعریف کنم که آخر این داستان یک مسابقه است هر کس خوب گوش بده به این داستان می تواند مسابقه را هم جواب بدهد . پس خوب گوش کنید :
فصل فصل برداشت میوه ها بود . کارگران مشغول میوه چینی بودند . بعضی در وقت میوه چینی آواز می خواندن


نهال سیبی داشتم     تو باغچه اونو کاشتم
باد اومد و تابش داد    ابر اومد و آبش داد


چند نفر دیگر هم بلند بلند می خندیدند . سیب های سرخ را از شاخه ها جدا می کردند و آن ها را در سبد می گذاشتند و سبد ها را به گوشه ای از باغ می بردند . و روی هم انبار می کردند . نزدیک ظهر شد . همگی خسته شده بودند . سرکارگر گفت : استراحت می کنیم و نماز می خوانیم .


همه به طرف سایه درخت بید رفتند که کنار جوی آب بود . توی این جمع پیر مردی بود که سال ها در این باغ کار می کرد . او شروع کرد برای دیگران از میوه های این باغ تعریف کردن . در همین لحظه مردی با یک سبد گلابی جلو آمد و گفت : عجب گلابی های خوش بو و آب داری .


یکی گفت : کو کجاست درختش ؟


جواب داد : گوشه باغ کنار پرچین .


جوانی که در میان جمع بود یکی از گلابی ها را برداشت . کمی سبز بود . با دندان کمی از آن را کند و جوید ، اخم کرد .میوه نیم خورده اش را دور انداخت و گفت : چندان هم تعریف ندارد . بعد گلابی دیگری برداشت زرد زرد بود . آن را بویید . کمی خورد و گفت : نه بابا به این هم می گویید خوشمزه ؟ چشمش به یک گلابی کوچکتر افتاد و گفت : شاید این یک لذیذ باشد میوه ی دستش را توی آب انداخت . شلپی صدا کرد . آب آن را برد . گلابی کوچک را برداشت .


 یک دفعه چشمش افتاد به صاحب باغ که آمده بود از کارگر ها سر بزند . از جا بلند شد و سلام کرد . صاحب باغ هم جوابش را داد و گفت : بنشینید .


اطراف پر از گلابی نیم خورده بود . صاحب باغ خم شد و یکی از این گلابی ها را برداشت . همه ساکت بودند . جوان سرش را پایین انداخت . فکر کرد الان بیرونش می کنند . پیرمرد که کنار او ایستاده بود آهسته گفت : گفتم کار زشتی است . صاحب باغ که امام رضا (ع) بود فرمودند : الان میوه زیاد است ، شما هم می خورید . اما افراد زیادی هستند که از این نعمت الهی محرومند . جوان تا این حرف امام را شنید یادش آمد از زنان و بچه های فقیری که هر روز غروب لب جاده می ایستند . التماس می کنند و میوه می خواهند . هر چند که به دستور امام چند سبد میوه برایشان می برند ، اما کافی نبود . احساس گناه کرد و از امام عذر خواهی کرد


خوب بچه ها به نظر شما منظور امام چی بود ؟


آفرین ، اسراف نکنید (کلوا و اشربوا و لا تسرفوا – اعراف 31 )


شما که اهل اسراف نیستید ؟ نه


آفرین به شما نو گُلان عزیز ان شا الله که در روز شهادت امام رضا (ع) اگر هم گاهی اوقات فراموش می کردیم نباید اسراف کنیم از این به بعد حواسمان را بیشتر جمع می کنیم

                                                              خوب باید حواسمان باشد که میخواییم بریم مشهد زیارت امام رضا ع چی باید بگیریم

خوب اول چی می خواهیم ؟ درسته پول ، خوب این هم پول . بریم بریم در مغازه ببینیم چه دارد .


-آقا سلام .


-سلام پسرم . بفرمایید .


-راستش امروز تولد یکی از بهترین دوستان من است می خواهم براش یک کادو خوب بگیرم به نظر شما چی خوبه ؟


-هر چیزی که بخواهی ما داریم و خوبه .


-من نمی دانم چی باید بگیرم


-شما چقدر اون دوستت را دوست داری ؟


-خیلی اینقدر که حاضرم بخاطرش جونمم بدهم .


-پس خیلی برای شما ارزش داره ، بهتره یکم بگردم ببینم چی دارم . آها بنظرم این بد نباشه ؟(کتاب)


-چه کتابی هست ؟ قرآن .


- راستش خودش حافظه قرآن است .


- چقدر خوب چه دوست خوبی دارید شما .


- بله دوست من هم قرآن حفظ است و هم تمام روایات را بلد است .


- عجب !!!!!!!
- پس حسابی انسان شریف و بزرگیه .


- بله
- خوب برای یک همچین انسانی باید از یک جایی کادو بگیرید که ارزش اون را داشته باشه نه از مغازه من .


- خوب از کجا باید برم تهیه کنم؟
- آها بنظرم یک مغازه فقط توی دنیا هست که می تواند کادوی خوبی برای تو داشته باشد و صاحب آن مغازه خداست .
- چی خدا ؟ مگه خدا هم مغازه داره ؟


- بله پسرم ! داخل مغازه خدا همه چیز هست . هم خوردنی هم دانستنی . همه چیز .


- خوب حالا آدرسش کجاست ؟
- اگه شما این قرآنی که دستت دادم را باز کنید و سوره لقمان را بخوانید می توانید بهترین هدیه را پیدا کنید .


(قرآن را گرفتم و با سرعت اومدم پیش بچه ها)


اگر حاضر هستید بچه ها این سوره را با بازی بهشتی و جهنمی انجام بدهیم ، هر کجا کار بدی بود بگویید جهنمیه جهنمیه و هر کجا کار خوب بود بگویید بهشتیه بهشتیه .


کسی که شکر خدا کند ؟ بهشتیه بهشتیه


کافر به خدا ؟ جهنمیه جهنمیه


احترام کننده مامان و بابا ؟ بهشتیه بهشتیه


ناراحت کننده مامان و بابا ؟ جهنمیه جهنمیه


کسی که به دیگران تهمت می زنه؟ جهنمیه جهنمیه


کسی که دروغ نمی گوید ؟ بهشتیه بهشتیه


کسی که به دیگران کمک می کند ؟ بهشتیه بهشتیه


کسی که دل دیگران را می شکنه ؟ جهنمیه جهنیمه


کسی که اهل درس ؟ بهشتیه بهشتیه


کسی که نماز می خواند ؟ بهشتیه بهشتیه


کسی که دروغ بگوید ؟ جهنمیه جهنمیه


خوب حالا چه کسانی دوست دارند بهشتی بشوند ؟ همه


بچه ها دل شما پاک پاک است اگر هم تا بحال اشتباهی کاری کردید که خدا ناراحت شده باشه می توانید یک کار خوب انجام بدهید تا خدا شما را ببخشد چه کسی می داند چه کاری ؟ (اگر جواب دادند توبه خیلی ماهرانه تصویر را نشان می دهیم و ادامه توضیح را می گوییم )


با یک نقاشی این کار خوب را یاد بگیریم . آماده اید ؟


بله بچه ها انسان با توبه و معذرت خواهی از خدا می تواند مثل یک کبوتر پرواز کند بره بالا بالا  بالاتر  - بالاتر از ستاره - تو آسمان بهشت - پرواز کند دوباره – بگه خدا خدا جون – خدا جون

مهربان - دست من را تو بگیر – ببر من را تو بهشت


پس بیایید همه با هم توی این روز عزیز که روز شهادت امام رضا (ع) است دعا کنیم ، پس همه دست ها را بیاورند بالا ،


با این دو دست کوچکم


دست می برم پیش خدا


با دل پاک و روشنم


دعا کنم دعا دعا


آهای خدا خدا خدا


بشنو دعاهای مرا


دعا برای مادرم


دعا به شادی بابا


به جان حضرت رضا


ما را نکن ز خود جدا


صلوات

 

 

عموروحانی حجت السلام امیر اخوان

amooakhavan.ir

توحید

 

اول به نام خدا                   كه بنده او هستيم

ما به رسول وآلش             صلوات مي فرستيم

پيامبر قشنگ ما                  وقتي مي رفت تو كوچه ها

خنده به لب سلام مي داد     به هركي حتي بچه ها

...........................................................................................................

بچه‌ها سلام خسته نباشيد

يه پروانه   روي گلي مي‌شينه

            چشماي من   پروانه رو مي‌بينه

                   مي‌پرسه از او يه سؤال ساده:

                             «اون كيه كه به گل قشنگي داده

                                     به بال تو خالهاي رنگي داده؟»

                                                  من مي‌دونم ، پروانه هم  مي‌دونه

                                                          خداي ما ، خداي مهربونه.

.............................................................................................................

بچه‌ها تو جلسات قبلي به چند تا سؤال جواب داديم يادتون هست؟

 

گفتيم خداي مهربون كه با چشمها ديده نمي‌شه رو چه جوري مي‌تونيم بشناسيم و بفهميم كه هست؟.

كسي كه زودتر بگه امتياز داره. خب بچه‌ها دوستتون رو تشويق كنيد: طيب طيب الله احسنت بارك الله(2)

بعد گفتيم برترين و باارزش ترین نعمتها كدوم هستند؟  عقل

 

اگه كسي به شما گفت خدا كيه چي مي‌گيد؟  آفرين ، مرحبا  طيب طيب الله احسنت بارك الله    

خدا كسي است كه آسمانها و زمين را آفريد.

 

يه سؤال ديگه خدا كجاست؟  

  خدا در همه جاهست  چون همه جا نعمتهاي خدا و آفريده‌هاي او هست.

خب بچه‌ها يكي ديگه از نعمتهاي خداي مهربون براي ما كتاب آسماني ما قرآن است.

 

سؤال: قرآن از طرف چه كسي و چگونه به دست ما رسيده؟

بله قرآن از طرف خدا و به وسيله پيامبرش حضرت محمد (ص) به دست ما رسيده.

خب بچه‌ها ما گفتيم خدا لب و دهان نداره     خدا كه صحبت نمي‌كنه    چطوري قرآن را به وسيله جبرئيل به پيامبر وحي كرده و رسونده؟[1]

 

جواب سؤال ما توي اين كاغذ نوشته شده ، من يك نفر از بچه‌ها رو انتخاب مي‌كنم البته با جواب دادن به چند سؤال ، بعد كاغذ رو بدون اينكه اون شخص ببينه يكجاي كلاس مي‌گذارم، شما با دست زدن يا روي ميز زدن به صورت آهسته و بلند و بلندتر به دوستتون مي‌فهمونيد كه داره به كاغذي كه جواب سؤال هست نزديك مي‌شه اگه پيدا كرد جواب رو مي‌خونه و برنده مي‌شه و امتياز مي‌گيره ، همه آماده‌ان؟

جواب: ان الله علي كل شيءٍ قديرٌ

توضيح: بچه‌ها ما گفتيم خدا همان كسي هست كه آسمان و زمين و ماه و خورشيد و ... را آفريد، درسته؟

 

خب بچه‌ها ما آدمها براي اينكه چيزي درست كنيم نياز به دست و چشم و .... داريم اما خدا نياز به چيزي نداره ، خدا همانطور كه بدون دست و چشم و پا و .... اين دنياي به اين قشنگي رو آفريد بدون لب و دهان  هم مي‌تونه توليد صدا بكنه چون خداي مهربون و بزرگ ما هر كاري مي‌تونه انجام بده ، كارهايي كه ما نمي‌تونيم انجام بديم .

 

پيغمبر خوب ما ، نور خدا محمد       چراغ را ه مردم  ، رهبر ما محمد

ما كودكان هميشه ، گوييم يا محمد[2]        ما پيرو تو هستيم، صل علي محمد

اي پيرو محمد ، اي كودك مسلمان       قلب تو پاك و روشن ، از نور دين و ايمان

يار و نگه دار تو، باشد خدا و قرآن     بگو تو يا محمد، صل علي محمد(2بار)

 

چند سؤال براي انتخاب نفر مورد نظر براي بازي:

1-كدام غذاست كه تمامي انبياء (ع) آن را نوشيدند؟  شير گاو

2-كداميك از سوره ها به نام بزرگترين حيوان خشكي مي‌باشد؟    فيل

3-خداوند به كدام حيوان وحي كرد؟ (وحي به معناي الهام)   زنبور عسل

 

حالا كه قرآن كتاب آسماني و نعمت خداي مهربونه ما هم مي‌خواهيم يك مسابقه قرآني اجرا كنيم آماده‌ايد؟

 

چند تا كارت داريم كه اسم افراد خوب و بدي «كه توي قرآن، نام اونها اومده» روي آن نوشته شده  من روي اون كارت رو مي‌پوشونم شما مي‌گيد اين آدم خوبه يا بد و من كم كم اسم اونو نشون مي‌دم تا ببينيم درست مي‌گيد يا غلط.[3]

هابيل –  موسي (ع)-  فرعون – ابراهيم(ع) –  قابيل –  پسر نوح – نمرود – عيسي(ع) –  صالح – همسر لوط

آي قصه قصه قصه     نون و پنير و پسته

 

قصه دارم براتون

يه قصه درسته    نه دست و پا شكسته

روزي از روزها يكي از ياراي پيامبر عزيزمون حضرت محمد(ص) از  دنيا ميره، فوت مي‌كنه. بچه‌ها مي‌دونيد وقتي يك مسلمان از دنيا مي‌ره بر جنازه اون شخص نماز مي‌خونن؛ کی می دونه اسم اون نماز چيه؟ احسنت نماز ميت.

بله بچه‌ها وقتي جنازه سعد بن معاذ ( هموني كه گفتم از ياراي پيامبر (ص) بود) رو ميارن پيامبر (ص) بر جنازه ايشون نماز مي‌خونه. بعد از اينكه نماز تموم شد پيامبر (ص) يه مطلبي رو در مورد سعد فرمودن: ايشان فرمودن كه هفتاد هزار  فرشته كه جبرئيل هم - همون فرشته‌اي كه صحبتهاي خدا رو به پيامبر (ص) مي‌رسونه- همراهشون بود، آمدند و با من بر جنازه سعد نماز خواندن ، (بچه‌ها به نظر شما سعد چه كار كرده بود كه اين همه آدم خوب، پيامبر خدا و ياران ايشون و فرشته‌ها اومدن و براش نماز خوندن؟)

 

همين سؤالي كه من الان پرسيدم ، پيامبر عزيزمون از جبرئيل پرسيدن كه: سعد به چه علت داراي اين مقام شد كه شما همراه آن همه فرشته آمديد و بر جنازه‌اش نماز خوانديد؟

جبرئيل در پاسخ به سؤال حضرت فرمودن: به خاطر اينكه او ، سوره توحيد يعني(قل هو الله احد) رو در همه وقت، ايستاده ، نشسته ، سواره ، پياده ، هنگام رفت و برگشت مي‌خواند. يعني خيلي سوره توحيد رو مي‌خوند و اين پاداش كسيه كه سوره توحيد رو زياد بخونه. (داستانهاي اصول كافي)

 

بچه‌ها حالا كه سوره توحيد اينقدر ثواب داره بياين با هم ديگه اين سوره رو بخونيم و ثوابش رو به پيامبر عزيزمون تقديم كنيم تا  ثوابش بيشتر از اوني كه گفتيم بشه اونهايي كه آماده‌ان بايد یه صلوات خيلي بلند بفرستن.

 

من مي‌خونم شما پشت سر من تكرار كنيد

بسم الله الرحمن الرحیم

قل هو الله احد

الله الصمد

لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد

.........................................................................................................

[1] . قبلاً آيه و ترجمه را داخل كاغذ بنويسيد و تا بزنيد وقتي بچه‌ به كاغذ نزديك مي‌شه صداي دستها بلندتر و وقتي دور شد صدا آرامتر مي‌شود.

[2] . كلمه محمد را بچه‌ها تكرار كنند.

[3] . مثل كارتهاي باشيم و نباشيم. مربي تا نشان دادن كامل كارت مرتب از بچه‌ها بپرسه خوبه يا بده؟ خوبه؟ بده؟

گروه تبلیغی علمدار مرجعی برای مربیان خلاق

 

amooakhavan.ir

قدرت خدا

قدرت خدا

به نام خدای بخشنده و بخشایشگر

مربیان عزیز سلام

طرح درسی جذاب و جالب برای شما دوستان خوب



قدرت خدا


خدا تواناست

آيا تا به حال به كوه پيمايي رفته‌ايد؟ شكل و اندازة كوهها با هم مختلف است! در بعضي از كوهها صخره‌هايي وجود دارد كه اگر ساليان دراز هزاران سنگ تراش با وسايل پيشرفته بخواهند چنين سنگهاي بزرگي را بتراشند نمي‌توانند. چه كسي اين سنگها را تراشيده و چه كسي آنها را روي هم قرار داده است، و به اين شكل زيبا نگه داشته است؟


آري، اينها نمونه‌اي از قدرت و توانايي خداست. اگر ما بخواهيم يك كوه را با تمام كرة زمين مقايسه كنيم خيلي ناچيز است؛ آن وقت خدا چقدر قدرت دارد كه تمام كره زمين را ايجاد كرده است. باز اگر بخواهيم بيشتر متوجه قدرت او بشويم زمين را مقايسه كنيم با كل جهان؛ آن وقت متوجه مي‌شويم كه خداوند چقدر تواناست. [1]


توانائي خدا (داستان)


قسمتي از ناخنهاي اديسون در آزمايشگاه قطع شد!، دوست مهندس او به ديدنش آمد و بر اين حادثه تأسف خورد و گفت خيلي حيف شد كه اين اتفاق افتاد !

اديسون گفت: به زودي به پزشك حاذقي مراجعه مي‌كنم و او ناخن مرا بعد از چهل روز به من بر مي‌گرداند!

مهندس از روي تعجب پرسيد آن پزشك حاذق كيست؟


اديسون جواب داد: خدا.

(داستانهايي از خداشناسي)

خدا داناست

خداوند از همه چيز وهم جا خبر دارد. براي اين كه خدا همه چيز را آفريده است. پس از همه چيز خبر دارد. حتي اگر مورچه‌اي در دل سنگ سياه در شب حركت كند، به آن علم دارد.[2]

خداوند بي‌نياز است


اگر كسي چيزي نداشته باشد و از مردم درخواست كند كه به او بدهند نيازمند است. مثل آن فقيري كه پول ندارد و به ديگران مي گويد به من كمك كنيد! اما كسي كه همه چيز داشته باشد و همه چيز را خودش آفريده و هر وقت هم بخواهد مي تواند چيزهاي ديگري بيافريند، و همه دستشان را پيش او دراز مي‌كنند تا چيزي به آنها بدهد، به چه كسي نيازمند است؟ پس خداوند از همه بي‌نياز است.


خدا عادل است


اگر معلمي در امتحان به تمام دانش‌آموزان كلاس، از درسخوان تا تنبل و بي‌سواد، نمرة 20 بدهد؛ چطور معلمي است؟

و اگر معلمي در امتحان به تمام دانش‌آموزان نمرة صفر بدهد؛ چطور معلمي است؟ هيچ كدام، زيرا معلم خوب كسي است كه نمره‌اي را كه حق هر دانش‌آموز است به او بدهد. و اگر به همه 20 بدهد ظلم كرده و اگر به همه هم صفر بدهد باز هم ظلم كرده است.

اين كه ميگوئيم خدا عادل است يعني اين كه خداوند هيچ گاه زحمات و كارهاي هيچ يك از بندگانش را ناديده نمي گيرد و پاداش و جزايي كه به آنها مي‌دهد، مطابق كار و تلاشي است كه كرده‌اند. و هر يك از گناهكاران را بيشتر از گناهشان تنبيه نمي‌كند. [3]



خدا

تو خداي بي شريكي       تو يگانه‌اي و دانا

تو چه خوب و مهرباني            تو كه پاكي و توانا

تو در آن زمان كه نامي      زجهان نبود، بودي

در بستة جهان را         به جهانيان گشودي

تو به گوش ابر خواندي      كه از آسمان ببارد

تو به آفتاب گفتي         به زمين قدم گذارد

تو به چشمه ياد دادي      ز دل زمين بجوشد

به گياه تشنه گفتي       به زمين قدم گذارد

تو به چشمه ياد دادي     ز دل زمين بجوشد

به گياه تشنه گفتي       كه از آب آن بنوشد

توبه ژاله امر كردي            كه به برگ گل نشيند

به خزان اجازه دادي       كه گل از چمن بچيند

به هزار نقش زيبا         گل و سبزه را كشيدي

شب و روز و كوه و دريا      همه را تو آفريدي

تو كه اي، چه‌اي،         به خدا هر آنچه

كجايي؟!             هستي

تو، خدا، هميشه بودي     تو، خدا، هميشه

هستي.[4]

 

«ناصر علي اكبر سلطان»


پرسش از شما پاسخ از بچه ها


    دليل توانايي خدا چيست؟
    چرا خدا داناست؟
    چگونه خداوند عادل است؟


[1] . مربي مي تواند اگر كوه در اطراف محل تبليغ او هست، بچه ها را به ديدن كوه برده و مطالب را در آنها بيان كند.

[2] . مربي از يكي بچه ها كه كيف دارد مي‌خواهد كه محتويات كيفش را خالي كرده و دوباره با دقت تمام آنها را در كيف بگذارد. آنگاه از او بپرسد كه چه چيزهايي در كيف دارد و يا كجاست؟ مسلماً جواب درست مي‌دهد براي اينكه خودش آنها را گذاشته، پس خدا هم كه همه چيز را خودش آفريده و هر چيزي را در جاي خودش قرار داده است از همه اطلاع دارد.

[3] . مربي مي‌تواند يك تكليف از دانش‌آموزان بخواهد و ابتداءً همة تكاليف را نمره صفر بدهد و بعد همه را نمره 20 بدهد و بعد هر كس را بر طبق حق خود نمره بدهد و نتيجه‌گيري كند كه عدل بهتر است و عدل چيست.

[4] . مربي از بچه‌هاب بخواهد تا شعر را حفظ كرده و بصورت دسته جمعي بصورت سرود بخوانند.



amooakhavan.ir

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

amooakhavan@

کتاب خواندنی ، جایگاه جاوید


ره توشه دانش آموزی تابستان 82

 

عقايد

صفحه 16

نام درس:‌ كتاب خواندني

موضوع: عقايد

هدف كلي: دانش‌آموزان در اين درس با چند دستور قرآن براي زندگي بهتر آشنا مي‌شوند.

اهداف جزيي: دانش‌آموزان در اين درس با موارد زير آشنا مي‌شوند:

1. شعري در باره قرآن؛ 2. راه بازگشت از كارهاي بد، توبه و عمل صالح؛

3. اعتدال و ميانه‌روي در زندگي؛ 4. كمك به فقيران.

هدف رفتاري: اميد مي‌رود در پايان درس دانش‌آموزان با مطالعه قرآن به دستورات آن در زندگي عمل نمايند.

روش‌هاي مناسب تدريس: توضيحي، فعال (خط فانتزي، كارت، شعر، جدول)

رسانه‌هاي آموزشي:‌ (تابلو) تخته و گچ ـ كارت
18

كتاب خواندني

مــــن آرزو دارم كه روزي مثل پدر قــــرآن بخوانم در گوشه‌اي بنشينـــم آرام از قصــه‌هــاي آن بخوانم من خوب مي‌دانم كه قرآن از هـديه‌هاي آسمان است هر حــرف زيبايي كه دارد حرف خداي مهربان است قرآن برايم مثل باغي است باغي پر از گل‌هاي خوشبو بايدهميشـــه دوست باشم ماننــد يـــك پرنده با او1

بچه‌هاي خوب! سلام، اميدوارم كه حالتان خوبِ خوب باشد و سرحال وخوشحال باشيد. حالا كه شاد و سرحال هستيد، آيا دوست داريد با اجراي برنامه‌اي خوب و جذاب، شاداب‌تر شويم؟

خوب،‌ پس برنامه را با سؤال شروع مي‌كنم. آماده‌ايد؟

احسنت، بارك‌الله. كوچك‌ترين سوره قرآن كدام است؟ سوره كوثر
19

حالا همه با هم اين سوره را مي‌خوانيم. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم‏

«إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » اللهم صل و سلم و زد و بارك علي رسول الله و آله الاطهار

بچه‌ها! يك سؤال مي‌پرسم. مهم‌ترين كتابي كه در طول تحصيل خوانده‌ايد، كدام است؟ كتاب فارسي سال اول ابتدايي كه داراي دو قسمت است: بخوانيم ـ بنويسيم.

در اين دو كتاب ما با الفباي ‌فارسي آشنا مي‌شويم و مي‌توانيم آن‌ها را بنويسيم و بخوانيم. به طور نمونه ‌در حل مسايل رياضي، تا صورت مسأله را نتوانيد بخوانيد، آيا مي‌توانيد آن‌ها را حل كنيد؟‌

در درس علوم، جغرافي،‌ تاريخ و... درس فارسي جايگاه خاصي دارد. كتاب ديگري نيز هست كه به آن نيازمنديم2.

من نام آن كتاب را روي تابلو مي‌نويسم. چه كسي مي‌تواند حدس بزند؟‌
20

قرآن به ما مي‌گويد. چه كار انجام دهيم و چه كاري را ترك كنيم. تا به مقام‌هاي عالي برسيم. براي درست زندگي كردن به قرآن نيازمنديم، چون كتاب زندگي است. براي رسيدن به اين هدف چه كار بايد انجام دهيم؟

بايد به كتاب زندگي، يعني قرآن مراجعه كنيم. به طور مثال خدا در قرآن سوره لقمان آيه 19 روش درست راه رفتن را را بيان مي‌كند.

از 5 نفر مي‌خواهم كه بيايند و مطابق شماره‌هاي پشت كارت، كارت‌ها را مرتب كنند تا آيه و ترجمه‌اش به دست آيد. وَ اقْصِد فِي مَشْيِك در راه رفتن ميانه‌رو باش .

يعني:‌ در راه رفتن نه تند تند برويم و نه خيلي آهسته آهسته. اين يكي از آيه‌هاي قرآن بود. آيه‌هاي زندگي در قرآن زياد است.

بايد به آن‌ها عمل كنيم. چرا؟! چون... در قيامت به آدم‌هاي خوب كه در دنيا اين كتاب زندگي را خوانده و به دستوراتش عمل كرده‌اند، ‌مي‌گويند بخوان و بالا برو.

يكي ديگر از دستورهاي قرآن وظيفه ما را در مقابل انسان‌هاي فقير مشخص مي‌كند. دستور قرآن در اين مورد چيست؟

براي پاسخ به اين سؤال داستاني تعريف كنم. يك روز فقيري خدمت پيامبر اعظم(ص)آمد و عرض كرد. «آقا جان! بيچاره‌ام، گرسنه‌ام،‌آيا چيزي داريد كه به من بدهيد؟»
21

پيامبر(ص) به داخل خانه رفت، اما چيزي پيدا نكرد. از اين رو به اصحاب فرمود: «آيا كسي هست كه به اين مسكين غذا بدهد؟» امام علي(ع) جواب داد: «بله من هستم.»

آن حضرت فقير را به خانه برد. حضرت زهرا(س) عرض كرد: «‌اي علي! امشب غذاي ما به اندازه يك نفر است و آن را براي دخترم زينب گذاشته‌ام، اما صاحب اختيار شما هستي.» حضرت فرمود:‌ «بهتر است كه بچه را بخواباني و چراغ را خاموش كني تا مهمان از كم بودن غذا باخبر نشود.»

مهمان از غذا خورد. او در حالي از غذا دست كشيد كه مقدار كمي از آن باقي مانده بود. فرداي آن شب رسول خدا(ص)از نحوه مهمانداري حضرت علي(ع) و زهرا(س) خبر داد. به اين مناسبت آيه‌اي نازل شد. بچه‌ها مي‌دانيد چه آيه‌اي؟

دوست شما اكنون اين آيه را كه در سوره حشر، آيه 9 آمده است را با ترجمه آن مي‌خواند. شما خوب گوش دهيد. «... وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَه... ؛‌ ديگران را بر خودشان مقدم مي‌دارند. هر چند خودشان به آن نيازمند هستند.»

اگر يكي از همكلاسي‌هاي شما،‌ دفتر يا خودكار و يا مداد نداشته باشد، شما چه مي‌كنيد؟‌ يا اين كه زنگ تفريح مي‌بينيد، ‌دوست شما يا همكلاسي شما چيزي براي خوردن ندارد. آيا از خوراكي خود به او مي‌دهيد؟ تا حال با دو دستور از قرآن آشنا شديم.
22

اگر خداي نكرده، شيطان به سراغ ما آمد و ما را گول زد و ما حرف بدي به همكلاسي، يا خواهر و برادرمان زديم و آن‌ها را ناراحت كرديم، آيا مي‌توان آن كار را جبران كرد؟ بله، قرآن در اين مورد راه آن را بيان مي‌كند.

راهش چيست؟ اگر بخواهيد راهش را به شما بگويم، خوب حواستان راجمع كنيد تا اين شعر را براي شما بخوانم.

اتل متل توتوله آهاي حسن كوچوله

تجديدي هم قبوله يعني نبايد اميد خودمان را از دست بدهيم، بلكه بايد

مقداري تلاش كنيم. خوب بچه‌ها! من قسمتي از آيه را روي تخته مي‌نويسم.

هر كسي بلد بود ترجمه آن را بگويد. .... لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّه‏.... 3

بله،‌ از رحمت خدا نااميد نشويد. چرا؟ چون خداي خوب و مهرباني داريم كه دوست ندارد ما به جهنم برويم.

خوب حالا چطور دل خداي خوب و مهربان را به دست آوريم تا ما را ببخشد؟ خوب گوش كنيد. اما يه شرطي داره

بايد كه وقت بذاره درساي ناخوندشو

روهم روهم موندوش كه تاشو وا نكرده

اصلا نگاه نكرده همش گفته ولش كن

رها و باطلش كن. چه شرطي؟

براي پيدا كردن «شرط» به سراغ يك جدول مي‌رويم. ابتدا چند سؤال از شما مي‌پرسم.

1. سي و هشتمين سوره قرآن كدام است؟ ص (3) 2. بزرگ‌ترين حيوان دريايي چه نام دارد؟ وال (4، 2 و7)

3. نام مادر ما انسان‌ها چيست؟ حوا (11، 6 و10) 4. نَه در زبان عربي چه مي‌شود؟ لا (7 و5)

5. اتو دم بريد چه مي‌شود؟ ات (8 و1) 6.
23

آن‌چه به وسيله بيني احساس مي‌شود4؟ بو (9) رمز جدول: چهار

خوب حرف اول را مي‌نويسيم. چهار تا چهار تا مي‌شماريم تا آن «شرط» به دست آيد. «شرط» اين است.

..... تابُوا وَ أَصْلَحُوا...5 يعني اگر حرف بدي زدي و كسي را ناراحت كردي، راهش اين است كه بروي و از او معذرت خواهي كني.

آقا فقط همين؟ نه بايد يك كار ديگري نيز انجام دهد. بايد فول فول شه تا شهريور قبول شه

يعني بايد تصميم بگيري كه ديگر اين كار را انجام ندهي و اين عيب خود را اصلاح كني. اگر معذرت‌خواهي نكردي و آن عيب را درست نكردي مي‌داني چطور مي‌شود؟

ورنه مي‌گن چه تنبله حيرون ول معطله

يه راست رفوزه مي‌شه شيرجه تو كوزه مي‌شه

كوزه كه در نداره خودش خبر نداره

جزاي آدم‌هايي كه حرف شيطان را گوش كرده‌اند، جهنم است. آتش سوزان آن همه چيز را مي‌سوزاند. از خداي مهربان بخواهيم كه به ما كمك كند تا آدم خوبي باشيم و به حرف شيطان گوش... بدهيم! نه، گوش ندهيم.
24

حالا شعر را من مي‌خوانم، شما تكرار كنيد. اما يه شرطي داره

بايد كه وقت بذاره درساي ناخوندشو

روهم روهم موندشو كه تاشو وا نكرده

اصلا نگاه نكرده همش گفته ولش كن

رها و باطلش كن شرطش چيه؟

بايد كه فول فول شه تا شهريور قبول شه

ورنه مي‌گن چه تنبله حيرون ول معطله

يه راست رفوزه مي‌شه شيرجه تو كوزه مي‌شه

كوزه كه در نداره خودش خبر نداره

ان‌شاءالله كه همه ما جزء بهشتيان باشيم. چند دعا مي‌كنم شما هم آمين بگوييد.

خدايا! ما را با قرآن آشنا كن. خدايا! به ما توفيق بده تا به دستوراتت عمل كنيم.

خداي مهربان! به ما توفيق تلاوت قرآن عنايت بفرما. خدايا خدايا چنان كن سرانجام كار تو خشنود باشي و ما رستگار
25
26

نام درس:‌ جايگاه جاويد

موضوع: عقايد

هدف كلي: دانش‌آموزان در اين درس با معاد آشنا مي‌شوند.

اهداف جزيي: دانش‌آموزان در اين درس با موارد زير آشنا مي‌شوند:

1. معني و مفهوم معاد؛ 2. آثار معاد در دنيا؛

3. آثار دوستي اهل بيت عليه‌السلام در آخرت. هدف رفتاري:

از دانش‌آموزان انتظار مي‌رود در پايان درس بتوانند به وسيله دوستي اهل بيت‌ عليهم‌السلام و عمل به دستورات آن‌ها در قيامت از افراد بهشتي باشند. روش‌هاي مناسب تدريس:

توضيحي، فعال: (پرسش و پاسخ، بازي با كلمات، جمله‌سازي،‌ داستان و...) رسانه‌هاي آموزشي:‌

تابلو ( تخته و گچ)
27
جايگاه جاويد

سلام! سلام به شما بچه‌هاي خوب و زرنگ. برنامه را با ياد و نام خدا شروع مي‌كنم.

خدايي كه به ما عقل وهوش داده، خدايي كه اين همه زيبايي و قشنگي در زمين و آسمان آفريده است، مانند ستارگان در دل شب، جنگل‌هاي سرسبز و زيبا و... . خوب بچه‌هاي مهربان! مي‌دانيد درس ما در باره چيست؟

بگذاريد شما را راهنمايي كنم و با كمك هم جواب را پيدا كنيم. خوب ببينم شما گُل‌ها كه حروف الفبا را بلد هستيد، بگوييد: حرف دهم از الفباي فارسي چيست؟‌ آفرين د

حالا اگر به اول آن يك حرف ب اضافه كنيم، چه مي‌شود؟‌ بَد، يعني زشت. بچه‌ها! اگر اول آن يك الف بگذاريم چي؟‌ ابد، يعني هميشه

حالا حرف ع را اضافه مي‌كنيم چه مي‌شود؟ ‌عابد، يعني عبادت كننده، كسي كه خدا را پرستش مي‌كند. اگر حرف باء را كم كنيم، چي مي‌شود؟‌ عاد

عاد نام قوم حضرت هود است. حالا حرف ميم به اول آن اضافه مي‌كنيم چه مي‌شود؟‌معاد از اصول دين است، يا از فروع دين؟ احسنت از اصول دين درس ما در باره معاد است.
28

يك سؤال: شما وقتي خوابتان مي‌آيد چه كار مي‌كنيد؟ ‌ آيا مي‌شود جلوي خواب را گرفت كه نخوابيم و بيدار بمانيم؟

حالا به اين كلام لقمان حكيم توجه كنيد. او به فرزندش گفت: ‌«فرزندم! اگر در مردن شك داري خواب را از خود دور كن، لكن تو هرگز به اين كار قادر نخواهي بود. اگر در برانگيخته شدن در قيامت ترديد داري، بيداري را از خود دور كن،‌ لكن تو هرگز قادر به اين كار نيستي. زيرا اگر در اين مطلب درست فكر كني، درمي‌يابي كه جانت به دست ديگري است. خواب به منزله مرگ است و بيداري بعد از خواب، مانند برانگيخته شدن بعد از مرگ است.»

آيا شما هم مي‌توانيد مثالي از طبيعت بزنيد كه معاد را برساند؟ در فصل زمستان وقتي به زمين نگاه مي‌كني، بر اثر سرماي زياد گياهان از بين مي‌روند. اما در فصل بهار گياهان رشد مي‌كنند و زمين‌هاي خشكيده و افسرده سرسبز و خرم مي‌گردند.

انسان‌ها هم بعد از مردن به قدرت خداوند بزرگ جان مي‌گيرند واز زير خاك‌ها بيدار مي‌شوند و به اعمال خوب و بد آنان از طرف خدا رسيدگي مي‌گردد. به اين امر معاد مي‌گويند. حالا روي تابلو چند تصوير مي‌كشم. درون آن‌ حروف پراكنده‌اي است كه شما بايد حدس بزنيد چه كلمه‌اي را نوشته‌ام. براي همين از دو نفر مي‌خواهم بيايند و كلمه‌ها را به دست آورند.
29
30

با تشكر از شما دو نفر كه كلمه‌ها را به دست آورديد6. آيا مي‌توانيد با كلمه‌ها جمله‌اي بسازيد؟

بله، كسي كه معتقد به معاد باشد، كارهاي خوب و عمل صالح انجام مي‌دهد و از گناه دوري مي‌كند. احسنت، حالا نوبت نفر بعدي است كه جمله بسازد.

اعتقاد به آخرت موجب رشد ايمان و تربيت انسان‌ها مي‌شود. حالا من مي‌خواهم اين گل‌ها را پرپر كنم. براي چي؟‌ براي اين كه قرار است شما كارهاي بدي را بگوييد و من درون برگ‌هاي پرپر بنويسم.

دروغ گفتن خوب است، يا بد؟ بد تنبلي خوب است، يا بد؟ بد

بي ادبي خوب است، يا بد؟ بد اذيت خوب است، يا بد؟ بد
31

خوب اين گل‌ها زشت و بدقيافه شدند، اما حالا شما كارهاي خوب و پسنديده‌اي را بگوييد كه هر كس انجام دهد، وارد بهشت مي‌شود7. نماز،‌ احترام، درس خواندن، كمك به ديگران و... .

به به! شما داريد با اين كارتان يك گلستان درست مي‌كنيد. نام اين گلستان چيست؟ بله، بهشت. همان بهشتي كه خداوند از آن در قرآن بسيار سخن گفته است.

چه كسي مي‌داند بهشت چگونه جايي است؟ يكي از دوستان بيايد و آياتي از سوره دخان را بخواند تا من توضيح بدهم.

با تشكر از اين دوست گرامي! خداوند مي‌فرمايد: «روز قيامت كساني كه خداترس بودند در امنيت هستند و در باغ‌ها و كنار چشمه‌ها و نهرها در بهشت استراحت مي‌نمايند و بر تنشان لباس حرير مي‌باشد و روبه‌روي هم بر تخت‌ها تكيه زده‌اند8.»
32
بچه‌هاي عزيز! ايمان به معاد و انجام كارهاي خوب موجب مي‌شود كه انسان‌ها به بهشت بروند. بايد اين را هم بدانيم كه غير از اين‌ها، كاري است كه كليد ورود به بهشت است.

راستي كاري كه انسان‌ها را به بهشت مي‌رساند چيست؟‌ براي رسيدن به آن كار به سؤال‌هاي من پاسخ دهيد: 1. برادر مادر را چه مي‌گويند؟ دايي د ي

2. حرف سي‌ام از الفباي فارسي چيست؟ واو و و 3. وقت و هنگام را چه مي‌گويند؟ ساعت س ت

4. به خواندن قرآن چه مي‌گويند؟ قرائت ق ت 5. دوست و رفيق كيست؟ يار ي ر

6. نيرومند به چه معنا است؟ توانا ت ا 7. به هدايت كننده و رهنما چه مي‌گويند؟ هادي هـ ي

8. به زمين پر درخت چه مي‌گويند؟ جنگل ج ل 9. نام ديگر پدر چيست؟ بابا ب ا

10.
33
نام پرنده‌اي كه سخن‌گو است، چيست؟ طوطي ط ي

11. به پشيماني از گناه چه مي‌گويند؟ توبه ت ه حالا حرف اول از كلمه اول و حرف آخر از كلمه دوم و به همين ترتيب به طور زيگزاگ حرف‌ها را به هم متصل نماييد.

چه كلمه‌اي به دست آمد؟ دوستي اهل بيت.

به اميد اين كه شما از دوستان اهل بيت باشيد به يك داستان گوش كنيد. روزي يكي از ياران پيامبر(ص) به نام ثوبان كه نسبت به حضرت محمد(ص)محبت و علاقه شديدي داشت، با حال پريشان خدمت حضرت رسيد. پيامبراكرم(ص)‌از ناراحتي او سؤال كرد. او در جواب عرض كرد: «يا رسول‌الله! زماني كه شما را نمي‌بينم ناراحت مي‌شوم. امروز در اين فكر فرو رفته بودم كه فرداي قيامت اگر من اهل بهشت باشم به طور حتم در جايگاه شما نخواهم بود. بنابراين شما را هرگز نخواهم ديد. اگر اهل بهشت هم نباشم، تكليفم روشن است. بنابراين در هر دو حالت از درك حضور شما محروم خواهم شد. چرا افسرده نباشم؟»‌ اين آيه9 نازل شد: «انسان‌هايي كه در دنيا از خدا و پيامبرش اطاعت كنند در بهشت همنشين پيامبران خواهند بود.»

سپس پيامبر خدا(ص) فرمود: «به خدا سوگند ايمان مسلمان كامل نمي‌شود، مگر اين كه مرا از خود و پدر و مادرش و همه بستگان بيش‌تر دوست بدارد و در برابر گفته من تسليم باشد10.»
34
خدايا ما را با اهل بيت (ع) آشنا بگردان!

خدايا ما را از دوستان اهل بيت(ع) قرار بده! خدايا در قيامت ما را از بهشتي‌ها قرار بده!

آمين
35