شعر گل کرده فصل جوانی

 

گل کرده  فصل جوانی
بر ساحل مهربانی
در باغ هستی شکفته
یک لحظه ی آسمانی
 
وقت اطاعت رسیده
عطر عبادت وزیده
در کوچه باغ تبسم
گل های شادی دمیده
 
در چشمه دل وضو کن
پس جانب کعبه رو کن
هم دل به آیینه بسپار
هم با خدا گفتگو کن
 
در خلوت خود خدا گو
آن مهربان را ثنا گو
حرف دلت را غزل کن
بی پرده با آشنا گو
 
تا رنگ ایمان بگیری
خوی شهیدان بگیری
یک خانه از جنس ایمان
در باغ قرآن بگیری
 
تا در مسیر جوانی
قدر خودت را بدانی
جشن شکوفایی تو
گل کرده با مهربانی

با کلام

باکلام

بی کلام